توسعه پايدار و موزون انساني، داراي دو حوزه معنايي«روانشناختي» و «جامعهشناختي» است. مجموع مختصات و ويژگيهاي کمي و کيفي اين فرايند در زمان- فضا (از زمان-فضاي عالم نجوم تا زمان-فضاي عالم تاريخ)، جريان مييابد. در اين زمان-فضاست که اوصاف و مختصات توسعهاي متبلور ميشود، به گونهاي که توسعه کالبدي، تجسم زماني-فضايي فرايند همهجانبه توسعه پايدار تلقي ميشود.
ضرورت اين تحقيق جستجوي پاسخ اين پرسش است که فکر ديني در عرصه تحقيق و توسعه کالبدي، چه ميزان و چگونه جريان مييابد و در چارچوب يک نظريه مشخص طراحي ميشود. بدين ترتيب گام آغازين نظريهپردازي دينشناختي در حوزه توسعه کالبدي ارائه ميگردد و نتايج آن در برنامه توسعه کشور به کار گرفته ميشود. در اين رابطه ضرورت تحقيق در ارتباط با برنامه توسعه کشور، برنامه ملي تحقيقات کشور، توجيه اجتماعي و فرهنگي و حوزه سازمانهاي بهرهبردار قابل تبيين ميباشد.
اهداف پژوهش
مبناي مطالعات توسعهاي شهر و مسکن ديني، مطالعات نظري-ارزشي در باب مباني نظري شهري ديني و مسکن مطلوب مسلماني و الگوي ارزشي درباره شهر و مسکن ميباشد.
فضاي پژوهش حکايت از آن دارد که ساخت مدينه (شهر و شهروندي) در سه لايه «اکوسيستم انسان و طبيعت»، «مقوله شهروندي» و «سيستمهاي فضائي-فعاليتي»، در فرايند کلان مديريت آن و به طور خاص در دو سيستم متبادل ارزشي-کاربردي جريان دارد.
پژوهش خاص به منظور شناخت و مبادله مباني فرهنگي ارزشهاي معماري و شهرسازي اسلامي تبلوريافته در ويژگيهاي بومي و سنتي ملتها، کشورها و اقوام مسلمان به تحقيق از شهر و مسکن از چشمانداز نظريه دينشناختي توسعه ميپردازد.
هدف نهايي اين تحقيق آن است که با مروري بر تجارب تاريخي و جغرافيايي مدنيت اسلامي و دستيابي به مباني و اصول معماري و شهرسازي متاثر از اين گستردگي فرهنگي-سرزميني، در راستاي ديدگاه دينشناختي برگزيده در تحقيق و توسعه به جمعبندي روشني از مباني و اصول عام معماري و شهرسازي اسلامي دست يابد تا بتوان آن را به منظور احياي هويت کالبدي-فضايي اسلامي در کنار ويژگيهاي بومي با توجه به اوصاف خاص فرهنگ ملي ايراني به کار گرفت و در توسعه سزاوار کالبدي جامعه در هر دو وجهه معماري و شهرسازي کشور در راستاي نظريه دينشناختي تحقيق و توسعه کوشيد.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقاي مهندس محمد مروت
آقاي مهندس عبدالحميد نقرهکار
مطالعات و پژوهشهاي بنيادي
بررسي اجمالي در جهت شناخت و معرفي هويت اسلامي در معماري و شهرسازي
کسب هويت مطلوب و اصيل و رهايي از هويت بحرانزا، از دغدغههاي تاريخ انسانيت و فرهنگهاي انساني بوده و هست و به اعتبار آزادمنشي، فضيلت آرمانخواهي و کمالطلبي انسان، هميشه خواهد بود و به تاکيد ميتوان گفت، انسان به آن دليل انسان است که موجودي هويتساز و خواستار هويتي استعلايي و آرماني است.
پژوهش حاضر، با شناخت حساسيت و اهميت موضوع هويت، ضرورتهاي پرداخت به اين موضوع در معماري و شهرسازي را با ضرورتهاي موجود و موارد پنجگانه زير در ارتباط ميداند:
بحران هويت در غرب
مفهوم هويتطلبي در فرهنگ غربي و بعد از دوران نوزايي (رنسانس)، در تقابل با عناصر تحريفشده فرهنگ مسيحيت (رهبانيت و تاويل نابجاي گناه اوليه و نفي برخي از دستاوردهاي علوم تجربي) به صورت تکبعدي در جهت خودبنيادي انسان (اومانيسم) و سيطره مکتبگرايي (پوزيتويسم) حرکت کرده و منجر به غفلت از ساحت روحي و معنوي انسان با محروم نمودن خود از وحي الهي و نسبيگرايي ارزشها و نفي باروهاي فلسفي-عرفاني شده است. اما با ظهور جنگ جهاني دوم و نتايج مصيبتبار آن انسانهاي آزادانديش به اين موضوع دست پيدا کردند که پيشرفتهاي علمي و صنعتي، جز با هدايت انسانهاي صالح و ارزشهاي معنوي ميسر نخواهد شد و در غير اين صورت جنگ و خونريزي، فساد و تباهي به جاي خواهد گذاشت.
فرانوگرايي (Postmodernism) و نقادي نوگرايي (Modernity)
از اواسط قرن بيستم، بستر فوق زمينهاي را براي نقد و ارزيابي انديشههاي نوزايي و نوگرايي فراهم آورد و بدين منظور «بحران هويت در فرهنگ غرب» توسط سه رويکرد مورد نقد و بررسي قرار گرفت:
1. حلقه انتقادي مکتب فرانکفورت (آدورنو، مارکوزه، هابرماس و...): با تاکيد به نوگرايي به نارساييهاي آن اشاره نمود. 2. مکتب فرانوگرايي (فوکو، ليوتار، بوديار و...): ظهور عصر جديدي را در علم و معرفت بشر نويد داد. 3. مکتب سنتگراييمعنوي (گنون، شوان، بورکهارت، نصر و...): مادهگرايي نوگرايي، معناگرايي وهمي و سنتگرايي مادي و کالبدي و تقليدي، فرانوگرايي را مورد نقد و بررسي قرارداد.
استعمار خارجي و بحران هويت
از اواسط دوران قاجار، تهاجم فرهنگ نوزايي غرب در غالب سياستگذاري حکومتهاي استعماري، در همه عرصهها به خصوص هنر، معماري و شهرسازي نفوذ کرد که در نهايت با ايجاد حکومت پهلوي توسط استعمار انگليس و ديکتاتوري رضاخاني، حکومت داخلي را در جهت هويتزدايي و بحران هويت با تهاجم جنبههاي منفي فرهنگ و تمدن غرب و در جهت استحاله همه عوامل فرهنگساز و تمدنساز داخلي و به طور خاص فرهنگ اسلامي با اتکا به قدرتهاي خارجي سوق داده و حاکمان نيز به جاي تلاش در جهت کسب دستاوردهاي علمي و صنعتي روز جهان و به فعليت رسيدن استعدادهاي بالقوه مردمي، جامعه را به سمت خودباختگي و مصرفزدگي هدايت کردند.
گسست تاريخي در عرصههاي آموزشي و اجرايي
در اين روند، نظام سنتي آموزش هنر و معماري که در بستر فرهنگ انسانساز اسلامي و توجه به واقعيتهاي موجود شکل ميگرفت، به نظام مدرسهاي که تحت آموزش استاداني که در غرب و بستر فرهنگي-هنري آن آموزش ديده بودند، تبديل شد. لذا بحران هويت قبل از انقلاب ناشي از اراده حکومتهاي استعماري غرب و سياستمداران دستنشانده آنها بوده و از دستيابي دولت به زيرساختهاي علمي و صنعتي و فرهنگ اصيل اسلامي پيشگيري نمود.
بحران هويت بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز به دليل عوامل متعدد داخلي و خارجي، همان شيوهها و هنجارها در حوزههاي آموزشي، پژوهشي، مديريت، برنامهريزي و مراکز اجرايي کشور با نفوذ افراد غير متعهد و غير متخصص در مراکز تصميمگيري و اجرايي ادامه يافت.
اهداف پژوهش
1. شفاف شدن هويت اصيل اسلامي در شهرسازي و معماري
2. ايجاد فضاي لازم جهت تحقق هويت اسلامي در عرصه شهرسازي و معماري
3. ارزيابي و مقايسه فرهنگهاي مختلف در عرصه معماري و شهرسازي
پرسشهاي بنيادين پژوهش:
1. تعيين مسئله ((Identification
آيا بحران هويت در هنر، معماري و شهرسازي، در جهان (به طور عام) و در ايران (به طور خاص) وجود دارد يا خير؟
2. تبيين مسئله ((Definition
زمينههاي اين بحران در جهان به طور عام و در ايران (قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي) به طور خاص از کجا و چگونه نشات ميگيرند؟
3. تخصصي کردن مسئله ((Specification
آيا اسلام به عنوان يک مکتب درباره عوامل ايجاد بحران هويت، موضعي دارد يا خير؟
آيا آموزههاي اسلام در حوزه معماري و شهرسازي و هنر، ميتواند بحرانزا و هويتساز باشد؟
4. راهحلهاي مسئله (Prescription)
آيا اسلام فقط در حوزه انديشه و باورها (جهانبيني) هنرمندان نظريهپردازي ميکند؟
آيا اسلام علاوه بر حوزه نظر و انديشه در حوزه اعمال و رفتار فردي و اجتماعي و تخصصي هنرمندان نيز آداب و احکامي دارد يا نه؟
آيا اسلام فقط در حوزه نظر و عمل هنرمندان در تعيين محتواي هنر رهنمود دارد و در حوزه کالبد، شکل و صورت وارد نشده است؟
آموزههايي که از تمدن دوران اسلامي براي امروز و فردا ميتوان به دست آورد و آموخت کدام است؟
محورهاي بررسيشده در اين پژوهش:
1. مسائل هستيشناسي تا ارزشيابي کالبدها و صورتها.
2. ارزيابي شيوه تطبيقي مهمترين ديدگاههاي مطرح در جهان معاصر در مقايسه با ديدگاه اسلامي.
3. بهرهگيري از شيوههاي «فلسفي و منطقي» و دعوت مخاطبان معتقد به کلام الهي و بيان معصومان (س).
4. ذکر ماخذ دقيق در مباحث نظري به منظور جلوگيري از تعصبات و تحاريف.
5. اکتفا به حداقل طرح مباحث نظري پژوهش به جهت استفاده در معماري و شهرسازي.
6. بررسي و مطرح کردن ديدگاههايي که از نظر محقق دورتر از ديدگاه اسلامي است، سپس نزديک شدن تدريجي به ديدگاه اصيل اسلامي که جامعتر و مانعتر است.
7. استفاده از منابع و مآخذ اجماعي و مورد تاييد اکثريت قريب به اتفاق صاحبنظران جمهورياسلامي به دليل نداشتن تخصص لازم محقق در اين زمينه.
8. تفکيک و حفظ حرمت آيات و احاديث معصومان (س) از برداشتهاي فيلسوفان و تعابير عرفا.
9. پرداختن به فلسفه زيبايي، حسنشناسي و هنر از ديدگاه اسلامي به منزله سرچشمه اصلي مباني فکري و به منظور گذر از حوزه مباحث هستيشناسي به حوزه معماري به عنوان مفصل لازم جهت ورود به مباحث کالبدي و مصداقي.
10. پرداختن حداقل به مقوله دستاوردهاي علوم تجربي و مسائل فني و مهندسي در فرايندهاي انساني به جهت بديهي بودن آن از ديدگاه هويت اسلامي.
11. رمزگشايي از عناصرکالبدي به شيوه تعبيري، تاويلي، اجتهادي و نسبي به دليل اينکه مفاهيم و ارزشهاي معنوي جز با شيوه آيهاي و رمزي و تمثيلي در کالبدها متجلي نميشود.
12. پرداختن به عناصر مجردتر نظير فضا، هندسه، نمادپردازي و انواع نظامهاي معماري به جهت وابستگي کمتر آنها به شرايط زماني، مکاني، قابليت بيشتر در تجلي ارزشهاي پايدار و فطري و هويتسازي در پديد آمدن معماري.
13. تبيين نمونههاي شاخص و استنتاج اصول راهبردي و کاربردي مصاديق ارزشمند تمدن دوران اسلامي و دست يافتن به تجربه کاربردي از طريق مصاديقي نظير معماري آفرينش، معماري معصومان (س)، مساجد و خانه و محله.
14. بررسي مهمترين اصول پايدار حاکم بر معماري دوران اسلامي در جهت سوق دادن معماري امروز و آينده ما به سمت بحرانزدائي و ايجاد هويت اسلامي.
ساختار پژوهش
فصل اول: مفهوم هويت و بحران آن
1. بحران هويت در انديشه و معماري
2. شالوده هويت
3. ساختار هويت
4. گونهشناسي هويت
5. جمعبندي و نتيجهگيري
فصل دوم: تبيين هويتاسلامي «حکمت نظري و حکمتعملي»
1. بازشناسي مفهوم هويت از ديدگاه اسلام
2. شناختشناسي
3. انواع جهانبينيها
4. حکمت نظري يا جهانبيني اسلامي
5. حکمت عملي
6. عناصر پايدار و ثابت هويت ديني
7. جايگاه اجتهاد در حوزه گزارههاي عملي
فصل سوم: مباني و معيارهاي زيبايي و حسنشناسي
1. بحران زيباييشناسي در غرب
2. درباره زيبايي
3. زيباييشناسي از ديدگاه انديشمندان غرب
4. زيباييشناسي معماري غرب
5. زيباييشناسي در شرق
6. زيبايي در فرهنگ اسلامي
7. زيبايي از ديدگاه انديشمندان مسلمان
فصل چهارم: مباني و معيارهاي هنر و هنرمندي
1. بحران هنر در معماري معاصر
2. تعريف هنر
3. سرچشمه هنر: محتواي الهام
4. سرچشمه هنر: گستره الهام
5. خلاقيت: فرآيند از الهام به صورت
6. صورت هنر
7. آرمان و غايت هنر
8. هنر رحماني و هنر شيطاني
9. بررسي تطبيقي هستيشناسانه هنر در فرهنگهاي گوناگون
10. تحقق هويت اسلامي در هنر و معماري دوران اسلامي
فصل پنجم: زيبايي، هنر و معماري در آفرينش، روابط متقابل طبيعت با فضاي مصنوع
1. بحران ارتباط با طبيعت
2. رابطه انسان و طبيعت
3. رويکرد انديشمندان مسلمان به طبيعت
4. رويکرد قرآن به طبيعت
5. بررسي تطبيقي رابطه معماري و طبيعت
6. جمعبندي
فصل ششم: تحليل مهمترين عناصر کالبدي معماري و انواع نظامها و سامانهها
1. شناخت عوامل و عناصر معماري
2. نگرش سامانهاي به معماري
3. تحليل سامانهاي تعاريف معماري
4. فضا
5. کالبد
6. هندسه و تناسبات
7. نمادپردازي
فصل هفتم: تبيين مصاديق شاخص در تمدن اسلامي و استنتاج اصول راهبردي و کاربردي آنها (نتايج و راهحلها)
1. سرچشمههاي بازشناسي هويت اسلامي در زمينه معماري
2. تحقق هويت اسلامي در هنر و معماري دوران اسلامي
3. معماري دوران اسلامي
4. آموزههايي از حکمت عملي اسلام در زمينه معماري
5. معماري مسجد
6. معماري خانه و محله
7. مهمترين اصول معماري دوران اسلامي
فصل هشتم: نتيجهگيري
نتايج و دستاوردها
با بهرهگيري از آنچه در اين پژوهش بررسي و مطرح گرديده است، چنين دريافت ميشود که مباني و اصولي در حکمت نظري و عملي اسلام و بازتاب آن در معماري خانه و محلات دوران اسلامي مطرح ميباشد که مبتني بر نيازهاي فطري و اجتماعي انسان است و وابستگي زمان و مکان ندارد. اين اصول را بايد عميقاً و دقيقاً استنتاج نمود و همواره در دستور کار طراحي خانهها و محلات قرار داد.
بخشي از معيارها و توصيههاي اسلام، وابسته به شرايط زمان و مکان است. در اين باره بايد شرايط زماني و مکاني را بررسي کرد و با توجه به امکانات و نيازهاي موجود، آن معيارها و توصيهها را به صورت نسبي به کار برد.
فضاسازي در معماري و شهرسازي دوران اسلامي، نه درونگرا و نه برونگرا است، بلکه بر حسب نيازهاي انسان به صورت متناسب و موزون و در جاي خود درونگرا يا برونگرا و به طور کلي عاقلانه و حکيمانه ميباشد.
معماري و شهرسازي ما، بازآفريني و ساماندهي فضا متناسب با نيازهاي مادي و روحي انسانها و در جهت کمال آنهاست. با اين تعريف اولاً فضاي معماري ما تقليد و تکرار فضاي طبيعي نيست و بلکه مکمل آن است. ثانياً عصاره و جوهره يک معماري ناب، طراحي فضاي آن است و معماري، مجسمهسازي و نقاشي نيست، بلکه عناصر معماري نظير حجم و سطح و فرم و نقش و نگار آن در واقع پوسته و لباس فضاي معماري تلقي ميشوند. ثالثاً فضاها در مجموع به گونهاي طراحي ميشوند که با حرکت از ظاهر به باطن و از کثرت به وحدت، هم نيازهاي مادي و سير در آفاق انسان را برآورده سازند و هم نيازهاي معنوي و سير در انفس انسان را تامين نمايند و نهايتاً فضاها داراي هدفي والا و تعاليبخش بوده و معراج و محل عروج انسان تلقي ميگردد؛ چه در يک هسته فضايي، چه در ترکيب فضاهاي متنوع يک خانه و چه در ترکيب عناصر فضاهاي يک محله و يک شهر.
واژگان کليدي
هويت، شهرسازي اسلامي، معماري اسلامي، تجدد، نوگرايي، شناختشناسي
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقاي مهندس غلامحسين حمزه مصطفوي
ي دکتر اکبر حاجي ابراهيم زرگر – مشاوران (آفاي دکتر هادي
مطالعات و پژوهشهاي بنيادي
تدوين ضوابط مکانيابي و طراحي مسجد
طراحی مسجد از زمره طرح های سهل و ممتنع معماری محسوب می شود. سهل از آن بابت که فاقد ارتباطات فضایی پیچیده است و ممتنع به دلیل آنکه پاسخگویی به زیبایی محسوس و معقول آن تعمق بسیار طلب کرده و تفحص در حوزه های مختلف علوم و معارف را ضروری می سازد.
نسل امروزی مسجد را عرصه کارهای متفاوت می بینید؛ از محل برگزاری عزا تا کتابخانه، از مرکز آموزش کامپیوتر و ورزش های رزمی تا صندوق های قرض الحسنه و غیره، همه در عرصه مسجد جای گرفته اند و در مواردی هم فراموش می شود که همه این استفاده ها، فرع بر مهم ترین عملکرد مسجد، یعنی فراهم آوردن بستر مناسب نماز، خصوصاً نماز جماعت است. بنابراین یکی از مسائل با اهمیت، توجه به جایگاه و نقش مسجد در طول تاریخ است، تا بدین وسیله با شناخت عملکردهای گوناگون مسجد در گذر زمان، با توجه به ویژگی های هر دوره تاریخی به یک جمع بندی کلی در مورد نقش و عملکردی که مسجد باید در دوران حاضر داشته باشد برسیم. البته پاسخ به این مساله و تعیین نقش مسجد در حال حاضر در تخصص و بر عهده معماران نیست، بلکه باید فقها و کسانی که مرجعیت دینی و اجتماعی دارند در این زمینه تصمیم گیری کنند، اما از آنجا که گاهی برنامه ریزی فیزیکی طرح از سوی کارفرما به معماران محول می شود، ضروری است که معماران با این مقوله آشنایی داشته باشند.
همچنین آشنایی با سیر تحول مکان یابی مساجد در شهرهای ایران و نقش مسجد در شکل گیری و تحول بافت شهری در دوره های مختلف تاریخی، نهایتاً به توصیه های کلی برای مکان یابی مسجد در بافت شهری امروز منتهی می شود.
اهداف پژوهش
الف- با توجه به ماهیت اسلام و لزوم معرفی همه جانبه آن و به منظور ترویج امر بنیادی اقامه نماز، خصوصاً نماز جماعت و همچنین از آنجا که با اهمیت ترین وجه کاربردی مسجد در درجه اول، محلی برای عبادت و سپس به عنوان پایگاهی جهت وحدت مسلمین و نمایش روح یکپارچگی و نیز به عنوان پایگاه جهاد فکری و تعلیم معارف اسلامی بوده است، طرح و اجرای مساجد با کیفیت معماری مناسب و یا اصلاح مساجد موجود در جهت ترغیب شرکت نمازگزاران در برنامه اقامه نماز و سایر مراسم عبادی از اهمیت زیادی برخوردار است.
ب- در حالی که ما در کشور، میراث غنی هزار و چهارصد سال مسجد سازی داشته ایم، متاسفانه در دهه های اخیر، این سنت مقدس مخدوش شده، به طوری که نمونه های قابل توجه بسیار نادر است و مصادیق کم ارزش و گاه غیر قابل دفاع در مساجدی که جدیداً احداث شده اند کم نیست.
ج- در برخی از نمونه های خصوصاً متاخر، مصادیقی وجود دارند که گواه بی اطلاعی طراح و معمار طرح از بعضی از مقدمات ظاهراً بدیهی و به اصطلاح محکمات طرح مسجد می باشند و لازم است در این زمینه تلاش شود.
د- با تدوین توصیه هایی جهت طراحی مساجد، معماری های مناسبی برای سنجش و ارزیابی طرح ها و ساختمان های موجود مسجد و احیاناً اصلاح آنها نیز در دست اجرا قرار خواهد گرفت، چرا که ملاک های تعیین شده، جهت طراحی مساجد در قوانین شهرداری، بسیار ناچیز است و نمی تواند جوابگوی نیاز واقعی مهندسان و طراحان باشد.
و- طبقه بندی مساجد :مساجد میان راهی، مساجد سر کوچه، مساجد محله ای، مساجد شهری و مساجد خاص.
ساختار پژوهش
دفتر اول: مبانی نظری
دفتر دوم: احکام فقهی مسجد
دفتر سوم: اصول مکان یابی مسجد در شهر
دفتر چهارم: معماری مسجد
دفتر پنجم: مسجد و تنظیم شرایط محیطی
جلد اول: توصیه ها و ضوابط اقلیمی
جلد دوم: تاسیسات حرارتی، برودتی و بهداشتی
دفتر ششم: مساجد میان راهی
دفتر هفتم: ضمائم
جلد اول: محراب
جلد دوم: کتابشناسی مسجد
جلد سوم: برداشت ها و مطالعات میدانی
جلد چهارم: تجهیزات مسجد
خلاصه پژوهش
دفتر اول- مبانی نظری: معرفی و تحدید موضوع و روش های پژوهشی به کار رفته در هر بخش، همچنین تدوین مبانی پایه ای مفروض برای انجام این پژوهش که مستخرج از اطلاعات جمع آوری شده و بحث های نظری طرح می باشد، در این دفتر آمده است. همچنین در این دفتر، روند انجام کار در پروژه تحقیقاتی مزبور، تا رسیدن به نتیجه نهایی شرح داده شده است.
دفتر دوم- احکام فقهی مسجد: بخشی از قواعد حاکم بر طراحی مسجد، منبعث از احکام فقهی است. به نظر می رسد که این وجه از احکام بعضاً مورد غفلت قرار گرفته است و همچنین بخشی از احکام لازم در این زمینه در رساله های عملیه در دسترس، موجود نیست. از جمله این مشکلات می توان به این مورد اشاره نمود: گاهی در اثر بی توجهی به اهمیت مسجد در طرح های جامع یا شبکه های خیابان کشی، مساجد در معرض تخریب قرار می گیرند که تعارض آشکاری با احکام الهی پیدا می کند. در مقیاس معماری، علی رغم تاکید احکام بر سادگی و اجتناب از تجملات، بعضاً از دیوار مسجد تلقی بوم نقاشی می شود، یا ضوابط اتصال صحیح صفوف در فضای مسجد، چه در سطح شیبدار و چه در اختلاف ارتفاع مورد بی عنایتی قرار می گیرد. در مقیاس فن ساختمان؛ کیفیت تاسیسات (آب و فاضلاب و...) برای تطهیر، نوع مصالح برای کفسازی و در مقیاس مرمت؛ کیفیت تخریب، توسعه و بازسازی بنای مساجد و استفاده از نوع مصالح و عناصر قابل دقت می باشند.
دفتر سوم- اصول مکان یابی مسجد در شهر: با توجه به اهمیت مسجد در شهرهای اسلامی و لزوم برقراری ارتباط مناسب میان این عنصر و سایر عناصر شهری، این پژوهش در صدد بوده است تا در جهت تحقق این خواسته و در راستای دستیابی به مکان مناسب برای این عنصر در شهر به اهداف کلانی همچون سازندگی عناصر اصلی شهر و استقرار کاربری های مختلف و مرتبط در جوار مسجد دست یابد.
دفتر چهارم- معماری مسجد: این دفتر معطوف به ضوابط و معیارهای طراحی معماری مسجد است تا در کنار سایر دفاتر این مجموعه، عمده ترین پرسش هایی را که در فرآیند طراحی مسجد برای طراح مطرح است، پوشش دهد. ضوابط و معیارهای طراحی، مجموعه بایدها و نبایدهایی هستند که علی رغم داشتن عناصر ثابت حاصل تکرار و تجربه، بسیار تحت تاثیر دیدگاه معماران نیز هستند. توجه به این واقعیت که در عالم طراحی به ازای هر مساله بیش از یک راه حل وجود دارد، خود نشان دهنده تاثیر دیدگاه های طراحان است. ضمن اینکه از اهمیت ضوابط و معیارهای ثابت نیز چیزی نمی کاهد.
دفتر پنجم- مسجد و تنظیم شرایط محیطی: آسایش نمازگزاران نسبت به شرایط محیطی از قبیل سرما و گرما و تهویه مناسب هوا و همچنین نور و صدای مناسب در زمره عوامل مهم در طراحی و ساخت مسجد است. توجه به شرایط متنوع آب و هوایی در پهنه ایران، ضرورت و تامل در تنظیم شرایط محیطی را کاملاً روشن می کند.
جلد اول- توصیه ها و ضوابط اقلیمی: هدف این بخش از مطالعه، رسیدن به احکام اقلیمی طراحی مساجد است که خود به عنوان جزئی از یک مطالعه جامع مطرح می باشد.
جلد دوم- تاسیسات حرارتی، برودتی و بهداشتی، آکوستیک و نور: بهترین راه حل برای ایجاد شرایط آسایش مناسب در مساجد هر اقلیم، استفاده از شگردهای معماری می باشد، لیکن در شرایطی که دیگر این شگردها پاسخگوی شرایط اقلیمی نباشند، باید از روش های تاسیسات مکانیکی در مساجد بهره برد. علاوه بر این، گوش فرا دادن به موعظه سخنران مذهبی و یا مراسم عزاداری و نوحه خوانی در ایام خاص، یکی از مهم ترین فعالیت های مسجد است، بنابراین بهینه کردن مسائل آکوستیکی مساجد، از مهم ترین نکات طراحی مساجد مناسب به شمار می رود. نمازگزارانی که جهت اقامه نماز و عبادت به مساجد می آیند، معمولاً اوقاتی را نیز صرف خواندن ادعیه یا قرآن به صورت انفرادی یا دسته جمعی می کنند. تامین نیازهای بصری جماعت حاضر در مساجد، یکی از مسائل عمده ای است که در طراحی بایستی به آن پرداخته شود.
این جلد در سه فصل ارائه شده است:
1. راهنمای طراحی تاسیسات حرارتی، برودتی و بهداشتی مساجد
2. راهنمای آکوستیکی مساجد
3. راهنمای طراحی نور و روشنایی مسجد
دفتر ششم- مساجد میان راهی: در کشور ما به دلیل نارسایی وسایل حمل و نقل جمعی غیر جاده ای، مانند راه آهن و هواپیما، غالب سفرهای بین شهری از طریق وسایل نقلیه جاده ای انجام می گیرد. از این رو تامین نیازهای مسافرینی که از جاده های کشور استفاده می کنند، ضروری به نظر می رسد. یکی از بدیهی ترین نیازهای مسافرین در طول مسیر، وجود مکان هایی جهت توقف و استراحت و ادای نماز (مساجد بین راهی) است. در این دفتر، هدف، بررسی تعدادی از مساجد میان راهی موجود و تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده، جهت دستیابی به توصیه ها و دستورالعمل هایی، برای طراحان و سازندگان می باشد.
دفتر هفتم- ضمائم:
جلد اول- محراب: از آنجا که محراب مقدس ترین مکان مسجد است، جهت طراحی آن، آشنایی با مبانی نظری معنوی و فیزیکی ساخت محراب بسیار حائز اهمیت است. در زمینه محراب های ب ارزش تاریخی، تاکنون تحقیقات متعددی به وسیله اندیشمندان غربی یا ایرانی انجام پذیرفته است؛ لیکن در مورد محراب های مساجد معاصر ایران، منبع مدونی انتشار نیافته است. در این جلد به صورت خلاصه و اجمالی، اطلاعاتی در مورد محراب های مساجد معاصر ایران ارائه می گردد.
جلد دوم- کتابشناسی مسجد: در زمره اولین گام های ضروری، جهت انجام این طرح پژوهشی، جستجوی منابع مکتوب منتشر شده درباره موضوعات مرتبط است. در این جلد اطلاعات کتاب شناسی به روش کتابخانه ای گردآوری شده است و ب ارزش ترین و عمده ترین منابعی که در این زمینه در دسترس قرار داشته اند، براساس فهرست موضوعی ارائه شده اند.
جلد سوم- برداشت ها و مطالعات میدانی: ماهیت این پژوهش ایجاب می کند که یکی از پایه های اصلی آن، یافته های میدانی و غیر کتابخانه ای باشد. جهت رسیدن به چنین هدفی، در این پروژه مطالعات میدانی نسبتاً گسترده ای صورت گرفته است که از آنها به عنوان پیش زمینه ای جهت رسیدن به نتیجه طرح استفاده گردیده است. از آنجا که مرور این مطالعات میدانی برای سایر معماران و محققین نیز می تواند مفید باشد، کل مطالعات میدانی انجام گرفته (به جز مساجد میان راهی) در این جلد گردآوری شده است.
جلد چهارم- تجهیزات مسجد: فضای شبستان مسجد، در گذشته های دور ساده و بی پیرایه و فاقد تجهیزات و وسایل متعدد بوده و با گذشت زمان به تدریج با تحول امکانات از یک سو و توقعات و نیاز مومنین از سوی دیگر، وجود برخی وسایل و تجهیزات اجتناب ناپذیر گردید. امروزه با موارد زیادی در طراحی تجهیزات مساجد روبه رو هستیم که عملاً به جای طراح، تصمیم گیری درباره آنها به خود مردم واگذاشته شده است؛ مواردی از قبیل سیستم روشنایی و لامپ برق، بلندگوها، پرده حائل بین قسمت های مردانه و زنانه، قفسه های کتاب، پشتی ها، جامهری، جاکفشی و... . در این جلد با بیان بعضی از این ناهماهنگی ها و بی نظمی های موجود در معماری داخلی مساجد، سعی شده است که پیشنهادات مفیدی جهت حل مشکل تجهیزات مسجد ارائه گردد.
نتایج و دستاوردها
دستاورد این پژوهش کتابی با عنوان «راهنمای معماری مسجد» بوده است که بر اساس مطالعات انجام شده در این پژوهش تدوین شده است. همچنین نتایج این پژوهش، در طرح تحقیقاتی دیگری با عنوان «تهیه و تدوین اصول و معیارهای طراحی مساجد درون شهری» مورد استفاده قرار گرفته است.
واژگان کلیدی
مسجد، مساجد میان راهی، خصوصیات کالبدی، خصوصیات کیفی، تزئینات، صحن، رواق، شبستان، ایوان، مساجد تاریخی، مساجد خاص، مساجد معاصر، معماری مسجد، احکام فقهی مسجد، ضوابط مکان یابی
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقاي دکتر اسفنديار خراط زبردست
آقاي دکتر بهرام عبداللهخان گرجي
مطالعات و پژوهشهاي شهرسازي
بررسي تطبيقي تشکيلات اداري و اجرايي و تحليل راهکارهاي مالي در برنامهريزي شهري
در حال حاضر مجموعه جامع، منسجم و کامل از حقوق شهري در قوانين کشورمان وجود ندارد. علاوه بر عدم تعريف حقوق شهري، نقش شهروندان و راههاي مشارکت و فعاليت مردم در حفظ حقوق فوق و حدود مسؤليت ادارات دولتي در حمايت از اين حقوق و رسيدگي به اعتراضات ناشي از سلب حقوق شهري، مورد توجه قرار نگرفته است. از نتايج اين وضعيت، ميتوان عدم وجود وضعيت قانوني براي تدوين ضوابط و مقررات ساختماني، شهرسازي و منطقهبندي در جهت رفاه، آسايش، سلامت، ايمني و مساوات شهرنشينان را نام برده و از آن گذشته اجراي مؤثر ضوابط شهرسازي و ساختمانسازي توسط نهادهاي کنترل توسعه شهر و حمايت و پشتيباني مردم از اين ضوابط نياز به مبناي حقوقي اين ضوابط در زمينه حقوق شهري و تضمينهاي لازم براي صيانت از حقوق مزبور دارد. طرح تدوين لايحه حقوق شهري اين مبناي قانوني را فراهم ميآورد.
اهداف
ايجاد رابطه حقوق شهري با توسعه شهري به منظور بهرهگيري در نحوه تنظيم و اجراي نظام برنامهريزي شهري و نظام کنترل توسعه شهرهاي کشور
وضع قوانين تضمينکننده حقوق شهروندان
تعريف و تصريح حقوق شهروندان در زمينه ايمني، رفاه، آسايش، سلامت و مساوات هر چه بيشتر
طبقهبندي و تنظيم شاخصهاي کلان و خرد حقوق شهري
تنظيم و تدوين حقوق شهري در رابطه با طرحهاي جامع و تفصيلي، ضوابط منطقهبندي و شهرسازي، مقرارت ساختماني و محيطزيست
تعيين مباني اخلاق شهرسازي در جهت تطابق ضوابط شهرسازي و ساختمانسازي با نيازهاي شهرنشينان
رسيدن به روشهاي تأمين حقوق شهري از طريق ضوابط
امکان تأمين حقوق شهري از طريق ايجاد امکان مشارکت شهرنشينان در تصميمگيريهاي مربوط به توسعه پروژههاي خاص
نتايج و دستاوردهاي مورد انتظار
محصول پژوهش به صورت مجموعهاي در زمينه بررسي و تحليل روشهاي مختلف مديريت اداري و اجرايي برنامهريزي توسعه شهري و روشهاي مالي مطروحه خواهد بود.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
وزارت مسکن و شهرسازي، معاونت شهرسازي و معماري
پژوهشکده توسعه کالبدي- آقاي مهندس سيد رضا هاشمي
مطالعات و پژوهشهاي شهرسازي
تدوين قانون جامع شهرسازي و معماري (مرحله اول)
طرح مسأله
بر اساس بند يک قسمت الف ماده 30 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور، وزارت مسکن و شهرسازي مکلف گرديده است قانون جامع شهرسازي و معماري را تا پايان سال اول برنامه چهارم تهيه و تدوين نمايد.
با توجه به مسائل و کمبودهاي موجود در قوانين شهرسازي و معماري کشور و تأثيرات آن در حوزههاي دانش، حرفه و اجرا، جهت برونرفت از اين وضعيت، وجود يک قانون پايه و مادر که قوانين موجود را بتوان بر مبناي آن تعريف کرده و ساير قوانين در زمينه شهرسازي و معماري را محک زد، لازم و ضروري به نظر ميرسد.
سالهاست که مسائل و مشکلات موجود در قوانين شهرسازي و معماري کشور و خلاء ناشي از آن در حوزههاي دانش، حرفه و اجرا احساس ميشود. بر اساس مطالعات مختلف انجامشده در اين زمينه ضرورت يک قانون پايه و اساسي که بتوان بر آن عمل نمود وجود دارد و مبناي همين مطالعات و ضرورت بوده که موضوع پژوهش حاضر که بر اساس ماده 30 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور ميباشد، مطرح گرديد. زيرا بسياري از نابسامانيهاي موجود در شهرسازي ناشي از خلاء قوانين يا تعدد قوانين که بعضاً در تضاد با هم هستند، ميباشد. لذا براي رفع اين نقيصه نياز به يک مطالعه پايه و بازنگري در قوانين موجود توسط صاحبنظران و متخصصان تراز اول کشور در زمينهها و جنبههاي مختلف شهرسازي، حقوق مدني و مسائل اجتماعي مرتبط با موضوع است. محور بحث، شناخت مسائل و مشکلات در قوانين وضع موجود شهرسازي و معماري و بررسي نقاط ضعف و قوت اين قوانين ميباشد تا در کارگاه تخصصي متشکل از صاحبنظران مختلف حوزههاي علمي، حرفهاي و اجرايي به بحث گذاشته شود. سپس ضمن دريافت ديدگاه و نظرات مختلف کارشناسان اين کارگاه، کميته کاري پيگير موارد مطرحشده خواهد بود و زمينه را براي تدوين پيشنويس قانون پايه شهرسازي مهيا خواهد کرد تا پيشنويس قانون پايه شهرسازي تهيه و جهت تصويب به مراجع ذيربط ارسال گردد.
بخش اول: برگزاري کارگاه تخصصي
بخش دوم: تشکيل کارگروههاي علمي و تدوين چارچوب قانون جامع شهرسازي و معماري
بخش سوم: تدوين قانون جامع شهرسازي و معماري
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس محمد مروت
دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران، مر
بنیادی
بررسی اجمالی در جهت شناخت و معرفی هویت اسلامی در معماری و شهرسازی
-
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دکتر مصطفی عباسزادگان
آقای دکتر محسن ابراهیمی
اقتصاد و مدیریت شهری
تدوین وظایف مدیریت شهری با هدف توسعه اختیارات آن به کلیه جنبههای خدمات شهری
نگاهی به تاریخ چهلساله تحولات وظایف شهرداریها نمایانگر این است که به تدریج نقش شهرداریها در مدیریت امور شهری کاهش یافته و با ایجاد سازمانهایی جدا از شهرداریها، بخشی از وظایف شهرداریها به عهده این سازمانها گذارده شد. از سوی دیگر، در همین دوره زمانی مشاهده میشود که شوراهای شهر و شهرداریها در اغلب کشورهای جهان از وظایف و اختیارات گستردهتری برخوردار میشوند و به تدریج نقش سازمانهای دولتی متوجه سیاستگذاری، توزیع بودجه و نظارت بر فعالیتهای دولتهای محلی یا شهرداریها میگردد.
قانون شهرداری متناسب با شرایط زمانی و اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی دوران خاص خود تهیه شده است. شهرهای ایران از آن زمان تا کنون گسترش قابل توجهی یافتهاند و تغییرات عمدهای در بافت سیاسی و اجتماعی کشور روی داده است. از این رو، تجدیدنظر در قانون شهرداری و تهیه یک نظام قانونی جدید شهرداری که پاسخگوی کلیه مسائل و مشکلات شهری امروز و نیازهای شهروندان باشد، ضرورت دارد.
اهم وظایف شهرداری طبق قانون شهرداری مصوب 1334 به تفکیک امور فنی و عمرانی، شهرسازی و معماری و خدمات شهری عبارتند از: فنی و عمرانی، شهرسازی و معماری و خدمات شهری.
تجزیه و تحلیل وضعیت موجود مدیریت شهری، مشکلات و تنگناها:
در خلال چهل سال گذشته در ایران، میزان وظایف و اختیارات شهرداریها به طور مرتب کاهش یافته است. در همین راستا، جهت انجام تعداد بسیاری از وظایف مربوط به مدیریت شهری، سازمانهای جدیدی شکل گرفتهاند و بخشهای عمدهای از وظایف شهرداریها به این سازمانها انتقال یافته است که در نهایت، سبب تضعیف مدیریت شهری شده است.
اهم مشکلات و تنگناهایی که مدیریت شهری با آن روبرو است عبارتند از:
1. ناهماهنگی و عدم کارایی دستگاههای اجرایی در عرضه خدمات شهری
2. تمرکزگرایی در سیستم حکومت مرکزی
3. ضعف فرهنگ مشارکت در شهروندان
4. رشد بسیار سریع شهرنشینی و جمعیت شهرنشین
5. عدم حاکمیت ضوابط و معیارها در انتصاب افراد برای تصدی پستهای مدیریتی و کارشناسی
6. ضعف نیروی انسانی شاغل در شهرداریها
7. ضعف ساختار تشکیلاتی شهرداریها برای انجام وظایف بیشتر
8. کمبود منابع مالی و مشخص نبودن درآمدهای شهرداریها
9. محدود بودن اختیارات و نامشخص بودن ارتباطات شهرداری با سازمانهای دولتی و غیر دولتی
10. صریح نبودن قانون شهرداریها، عدم پاسخگویی آن به مشکلات کنونی و عدم تناسب این قانون با تحولات ایجادشده در جوامع شهری.
تجزیه و تحلیل وظایف و اختیارات وزارتخانهها و سازمانهای گوناگون، نمایانگر وجود بسیاری از نابسامانیهای موجود وضعیت مدیریت شهری در سطح کشور است. از این رو، توسعه وظایف و اختیارات شهرداریها اجتنابناپذیر است. توسعه وظایف و اختیارات شهرداریها از یک سو، کارایی مدیریت شهری را افزایش میدهد و از طرفی، استراتژی عدم تمرکز اداری دولت را محقق میسازد. این امر به دولت مرکزی اجازه میدهد تا تلاش خود را بر امور سیاستگذاری، برنامهریزی کلان و نظارت بر دستگاههای اجرایی متمرکز سازد.
عمدهترین راهکارهای بهبود مدیریت شهری:
1. درآمدهای محلی از طریق افزایش میزان جمعآوری عوارض و مالیاتها باید افزایش یابد.
2. روابط متقابل بخش خصوصی و شهرداریها باید تقویت شود.
3. توانایی نیروی انسانی در جامعه شهری و کارکنان شهرداری باید افزایش یابد.
4. مدیریت استفاده از زمین و کاربری اراضی باید بهبود یابد.
5. افزایش سرمایهگذاری بخش خصوصی در خدمات و تأسیسات شهری
6. تقویت سازمانهای غیر دولتی به منظور افزایش مشارکت مردم در توسعه شهری
7. افزایش گنجایش مدیریت شهرداریها و شورای شهر
8. افزایش مالیات و عوارض جهت صرف در امور عمرانی و خدمات شهری
و...
راز موفقیت طرحهای مدیریت شهری:
1. ابتکارات نوین مدیریت شهری
2. ایجاد تغییرات سازنده در وضعیت محیط زیست شهری
3. متحول و کاراتر نمودن سیستمهای دولت و مدیریت شهری
4. ایجاد خلاقیت، ابتکار، جرأت و توانایی اجرایی در مدیریت شهری
5. تشویق مشارکت مدیریت شهری و مردم
6. در اولویت قرارگرفتن پروژههای خودیاری مردم
7. همکاری افراد محلی و مشارکت نزدیک شهروندان با مدیریت شهری
8. مشارکت فعالانه مدیران شهری
9. رعایت چرخه طبیعی تولید، مصرف و بازیافت در طرحهای توسعه شهری
و...
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دکتر علی غفاری
آقای دکتر کامران ذکاوت
شهرسازی
دستورالعمل تهیه راهنمای طراحی شهری
تهیه سیاستها و برنامه طراحی شهری به خودی خود جهت هدایت شکل فیزیکی شهر و نحوه مداخله کفایت نمیکند. هدایت کیفیتهای محیطی، پدیده پیچیدهای است که اسناد متداول شهرسازی قادر به انجام آن نمیباشد و نیازمند ابزاری متفاوت است. راهنمای طراحی به عنوان ابزار کنترلکننده محتوای کیفیت، ارائهدهنده جزئیات هدایتکنندهای است که مشخص میسازد چگونه میتوان گونه خاصی از توسعه را طبق سیاستهای طراحی یک طرح پیش برد.
راهنمای طراحی، سندی جهت کنترل و هدایت ابعاد کیفی توسعه است. در این تحقیق، سلسلهمراتب راهنما در سه مقیاس کلان، منطقهای و فضای شهری معرفی میگردد. اساس موفقیت در کارایی این سلسلهمراتب، نیاز به وجود طرح توسعه به عنوان یک چتر یا چارچوب هماهنگکننده جهت تمامی راهنماهای طراحی است تا بتوان از تداوم کنترل در توسعه اطمینان یافت.
باید توجه داشت که راهنمای طراحی، نقش حیاتی در شفاف نمودن و اجرای سیاستها در سطح منطقهای و استراتژیها در سطح محلی داشته و در انواع توسعهها، توصیههایی را برای حل مسائل کلیدی ارائه میدهد.
همچنین، راهنمای طراحی در توصیف نوع توسعه و هماهنگی در اجرای آن در جهت ارتقای برنامهها نقش تعیینکنندهای دارد. در مجموع، راهنمای طراحی باید کارایی فرایند کنترل را در کلیه زمینههای توجه ایجاد نماید. بدین معنی که برای شکلهای متفاوت راهنمای طراحی، یک نقش کلیدی وجود دارد که در مقیاس سطوح مختلف توسعه، در تهیه استراتژیهای طراحی، در بازسازی و نوسازی محلات و در اعمال سیاستهای عمومی در مورد طرح خاصی برای خیابانها و سایتها قابل ایفا شدن میباشد.
اهداف طراحی شهری:
خیابانها، فضاها، دهکدهها، شهرکها و بالاخره شهرهای موفق دارای خصوصیات مشترکی میباشد. برای دستیابی به اصول یا اهداف یک طراحی شهری خوب، این عوامل میبایست مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند. به یاری این عوامل است که میتوان دریافت برای خلق یک فضای موفق میبایست به دنبال چه بود.
اهداف طراحی شهری بیانیهای است که مشخص میسازد چه چیزهایی را طراحی باید به دست آورد. در بسیاری از موارد، اهداف در بخشهای متفاوت دارای همپوشانی بوده و یکدیگر را مورد تقویت قرار میدهند.
دانش طراحی شهری همانند کلیه دانشهای محیطی، ارائه هر گونه طرح و راهحل را منوط به تشخیص مسئله میداند. به همین دلیل، تدبیر راهحل، وابسته به پروسهای است که طی آن سلسلهمراتبی از اقدامات لازم انجام گیرد تا دستیابی به راهحل میسر گردد.
فرایند طراحی شهری در دانش طراحی شهری شامل 6 مقطع اصلی به شرح زیر است و در صورت فقدان هر یک از مراحل، دستیابی به محصولات میسر نخواهد بود:
1. شناخت (خصیصههای محلی و کیفیتهای محیطی)
2. سنجش
3. سیاستگذاری
4. راهکارها، راهحلها و انتخاب بهینه
5. راهنمای طراحی
6. اجرا(Implementation)
تحققپذیری برنامه طراحی شهری خود از اهداف مهم فرایند طراحی شهری محسوب میگردد. به عبارت دیگر، اسناد راهحلها و الگوهای مداخله باید به گونهای تدارک شود که قابل اجرا باشد.
به اجرا رسیدن یک پروژه طراحی شهری نیازمند جلب حمایت شهروندان، توجیه اقتصادی و جلب توجه طرحهای ذینفع در مداخله است که شامل مالکین، سرمایهگذاران، سازندگان و شهرداری است که در عمل، حامی منافع عموم میباشد.
سلسلهمراتب و سطوح راهنما:
وجود سلسلهمراتب در فرایند توسعه، تضمینکننده حضور اعمال سیاستهای سطح ملی و ساختاری در مداخلات میباشد.
1. راهنمای طراحی در سطح شهر: دارای محتوای ساختاری بوده و در تداوم سیاستهای طراحی طرحهای فرادست سعی در هر چه بهتر شفاف نمودن آنها دارد. حیطه توجه این سطح، هدایت مطلوب نظم فضایی، استخوانبندی ساختار توسعه در تلفیق با کیفیتهای اکولوژیک و زیستمحیطی است. حفظ و پایداری کیفیتهای بصری و ارزشهای میراث تاریخی و فرهنگی شهر از جایگاه ویژه در این سطح برخوردار است.
2. راهنمای طراحی در سطح یک منطقه: راهنمای طراحی در سطح یک منطقه از شهر، برای یک حوزه معین تهیه شده و مستقیماً وارد مباحث مربوط به خصیصههای محلی میگردد که سعی بر ارتقا و انتشار هویتهای سیما، منظر و کیفیتهای خاص کالبدی و زیستمحیطی محلی دارد. راهنمای طراحی در این سطح دارای ماهیت تشریحی یا عملکردی میباشد.
3. راهنمای طراحی در سطح یک فضای شهری: این سطح از راهنمای طراحی برای یک فضای شهری معین و یا یک سایت معین که مدیریت عمران شهری دیدگاههای خاصی را در توسعه آن در نظر دارد، میباشد. راهنما در این سطح دارای ماهیت تجویزی و یا حکمی است و محتوای آن شبیه ضابطه کنترل میباشد. تأکید راهنما در این سطح بر انعکاس زمینه پیرامون است و هویت سیما و منظر و همچنین تناسبات حجم توده و موقعیت استقرار بنا به صورت شفاف ارائه میشود. همچنین انعکاس نظر شهروندان و طرفهای ذینفع در این سطح بسیار حائز اهمیت است.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دكتر حميد ماجدي
آقاي مهندس احمد سعيدنيا
شهرسازی
تجديد نظر در تعاريف، مفاهيم و محتواي طرحهاي توسعه شهري
امروزه در ايران به اصطلاح طرح توسعه و عمران به جاي طرح جامع به كار ميرود و همينطور در سطح جهاني به جاي Development نيز اصطلاح «طرح ساختاري» مصطلح شده است. به اين منظور، این اصطلاح در واقع بين محتواي طرحهاي مذكور مطرح شده است.
هر دو نوع طرح، در كشورهاي مختلف جهان رايج است و عليرغم مبدأ جغرافيايي آنها، اختصاص به كشور خاصي ندارد و امروزه جنبه جهاني يافته است.
برای پرهیز از الگوبرداری از شیوههای رایج تهیه طرحها، اعم از جامع و ساختاری، شایستهترین روش، رجوع به روشهای علمی فرایند شهرسازی است که به عنوان الگو یا سرمشق برنامهریزی شهری و طراحی شهری جنبه کاربردی یافته است.
اساس فرایند برنامهریزی و طراحی شهری بر روشهای منطقی و علمی استوار است. هدف این روش به طور کلی، بازشناسی، تحلیل، ترکیب، ارزیابی و رهیابی برای مسائل یا برای نیل به اهداف میباشد. از این رو روش علمی نیز به مرور زمان تحت تأثیر تئوری علم، از ساده به پیشرفته بهبود یافته و روشهای آن به تناسب موضوع، تخصصی گردیده است.
طرح شهري دلالت ميكند بر اهداف نحوه استفاده انحصاري عمده مناطق خاص براي منظورهايي خاص و همچنين براي تامين آسايش، رفاه و سلامت بيشتر استفادهكنندگان طرح شامل اهداف عيني براي نواحي پيرامون شهرها و پيشبيني و گسترش منابع تامين آب و تاسيسات فاضلاب. طرح توسعه و عمران، طرحي است 20ساله كه به طور مستمر پنج سال يكبار چنانچه ضرورت ايجاد كند بازنگري ميشود. در بازنگري مراجع برنامهريزي ميتوان اصلاحاتي در جنبههاي مختلف طرح به عمل آورد و يا در قالب يك طرح نوين تهیه و جايگزين آن شود.
طرح جامع شهر، عبارت از طرح بلندمدتي است كه در آن، نحوه استفاده از اراضي و منطقهبندي مربوط به حوزههاي مسكوني، صنعتي، بازرگاني، اداري و كشاورزي و تاسيسات و تجهيزات و تسهيلات شهري و نيازمنديهاي عمومي شهري، خطوط كلي ارتباطي، ترمينال و فرودگاهها و بنادر در سطح لازم براي ايجاد تاسيسات و تجهيزات و تسهيلات عمومي مناطق، نوسازي، بهسازي و اولويتهاي مربوط به آنها تعيين ميشود، كليه موارد فوق و همچنين ضوابط مربوط به حفظ نماهاي تاريخي و مناظر طبيعي، تهيه و تنظيم ميگردد. طرح جامع شهر بر حسب ضرورت، قابل تجديدنظر خواهد بود.
فرايند و فرآورد طرح توسعه و عمران (جامع)، گذشته از مطالعات مربوط به منطقه و حوزه نفوذ، شامل سه گام اساسي است که عبارتند از: 1- بررسي، 2- تجزيه و تحليل و جمعبندي و ارائه الگوي نهايي و 3- تهيه طرحها و برنامههاي عمراني.
طرح تفصيلي، عبارت است از طرحي كه بر اساس معيارها و ضوابط كلي طرح جامع شهر، نحوه استفاده از زمينهاي شهري در سطح محلات مختلف شهر و موقعيت و ساخت دقيق زمين براي هر يك از آنها و وضع دقيق و تفصيلي شبكه عبورومرور و ميزان تراكم جمعيت و تراكم ساختماني در واحدهاي شهري و اولويتهاي مربوط به مناطق بهسازي و نوسازي و موقعيت كليه عوامل مختلف شهري در آن تعيين ميشود و نقشهها و مشخصات مربوط به مالكيت، بر اساس مدارك ثبتي تهيه و تنظيم ميگردد.
طرح راهبردی (Strategic Plan)، طرحی است برای دستیابی به آیندهای مطلوب برای یک شهر و آن، عبارت است از مجموعهای از ایدهها و اهداف که مبنی بر نیازهای متغیر و شیوه زندگی و الگوی کلی توسعه شهری در مقیاس منطقه شهری است. یک طرح راهبردی برای هدایت و اعمال قدرت، سیاستهایی عملی و مؤثر تدوین میکند. در این طرح، اصول و مبانی مدیریت محیط تعریف شده و بر ارتباط و انسجام ساختار کالبدی و ساختار عملکردی شهر و منطقه شهری تأکید میشود.
طرح راهبردی، سیاستهای کلان توسعه شهری را ترسیم میکند که برای کنترل و هدایت وقایع و همچنین حرکت به سوی اهداف، ضروری هستند. جوهره طرح راهبردی، بیان اهداف، سیاستها و اولویتهای عملی در مقیاس شهر و منطقه شهری است که میتواند بعد از تصویب، جایگاهی رسمی و قانونی پیدا کرده و به عنوان راهنمایی عملی برای طرحهای شهری تقصیلی به کار گرفته شود.
طرح ساختاری (Structure Plan)، ترجمه راهبردها و سیاستها در قلمرو مکانی، فضایی و شکل محیط ساختهشده، طرح ساختاری نامیده میشود و محصول نهایی فرایند شهرسازی یعنی «طرح» محسوب میشود. یک طرح ساختاری، علاوه بر ساختار کالبدی و الگوی شهری، ساختار عملکردی شهر را نیز مشخص میسازد.
مقايسه محتواي طرح جامع و طرح ساختاري:
برنامهريزي ساختاري يا استراتژيك، نوعي از برنامهريزي است كه بيشتر از برنامهريزي جامع با عمل، عوامل اجرايي و فرايند تصميمسازي در ارتباط ميباشد. لذا به اين نوع برنامهريزي، «برنامهريزي عمل» لقب دادهاند. در اين نوع برنامهريزي، حداقل سه مرحله به مراحل سنتي برنامهريزي يعني بررسي، تحليل و طراحی افزوده شده كه عبارتند از: تعريف اهداف، ارزيابي پيشنهادات، راهحلهاي پيشنهادي و اجرا و بازنگري.
سطوح سهگانه طرحهای شهری:
طرحهای ساختاری (برنامهریزی-عمل) شامل سه سطح به شرح زیر است:
1. تهیه طرح (برنامه) ساختاری-راهبردی، در مقیاس کلان، با دیدگاه سیاستگذاری بلندمدت و فراگیر
2. تهیه طرحهای (برنامههای) تفصیلی با دیدگاه سیاستگذاری اجرایی برای موضوعات خاص و نواحی خاص
3. مدیریت، نظارت، پیگیری و بازنگری سیاستها و اقدامات اجرایی
مبانی و چارچوب طرح ساختاری شهر:
تعریف طرحهای ساختاری:
1. طرحهای ساختاری، طرحهایی هستند که جایگزین طرحهای توسعه و عمران (طرح جامع) میشوند و در چارچوب راهبردها، سیاستها و برنامههای طرح شهرستان (یا سیاستهای کلان ملی و منطقهای)، برای هدایت توسعه فضایی و ساماندهی کالبدی شهرها و منطقه شهری بلافصل آنها، تهیه میشوند.
2. طرح ساختاری شهر، طرحی است کلان، بلندمدت برای یک دوره دهساله که راهبردها و سیاستهای توسعه شهری و ساختار کالبدی شهر و منطقه بلافصل را مشخص ساخته و برنامه اجرای دوره کوتاهمدت پنجساله را تعیین میکند.
3. طرحهای ساختاری طرحهایی هستند در مقیاس کلان با نگرش فراگیر و از پرداختن به مسائل خرد، به ویژه جزئیات کالبدی پرهیز نموده، ولی حدود و مشخصات طرحهای تفصیلی محلی، موضعی و موضوعی، طرحهای ویژه طراحی شهری، پروژههای مداخله عمل را مشخص میسازند.
اسناد نهایی طرح ساختار شهری شامل دو سند است: یکی گزارش توجیهی بهنام «سند کتبی طرح» و دیگری «نقشهی ساختار شهری».
سرفصلهای اصلی سند کتبی طرح ساختاری عبارتند از: بیان اهداف پایهی طرح، تعیین ناحیه مورد مطالعه، تشریح محیط و بستر جغرافیایی منطقه، برنامهها و طرحها و سیاستهای عمرانی، نتایج کلی مطالعات پایه وضع موجود و برآورد آینده، تحلیل نیروها و عوامل تعیینکننده، بررسی روندها و تحولات آینده، تدوین اهداف کلان و خرد توسعه و عمران شهری، تدوین راهبردهای بلندمدت فراگیر، تنظیم سیاستها و راهکارها و پیشنهادهای عملیاتی در زمینههای مختلف تدوین برنامه اجرایی، تعیین نواحی خاص برای برنامهریزی شهری و طراحی شهری، معرفی مشخصات طرحهای تفصیلی پایه، تشریح طرح ساختاری، تدوین ضوابط اجرایی و توصیههای خاص شهرسازی در مقیاس کلان برنامه و بودجه پنجساله.
طرحهای ساختاری، شامل فرایند تولید طرح از مطالعات پایه تا تدوین محتوای طرحهای گوناگون شهری در مقیاس کلان و محلی میباشد. در این پژوهش، مسئله اصلی، آشنایی و آگاهی با شیوه یا رویه طرح ساختاری است که به تدریج جایگزین طرحهای جامع خواهد شد. در این زمینه، بیشترین سعی و تلاش در جهت تدوین مفاد طرحهای ساختاری است؛ زیرا شیوه مطالعات پایه، منجر به تدوین اهداف، سیاستها و راهبردها میشود که از یک سو در جمعبندی مطالعات استنتاج میشوند و از سوی دیگر مبنای پیشنهادهای طرح قرار میگیرند. یکی از راههای ارزیابی این طرح ساختاری، اجرای تحقیقات آزمایشی (پایلوت) است که در حین تهیه طرح و در هنگام اجرا و در چارچوب یک پژوهش کاربردی مورد ارزیابی قرار میگیرد و پیشنهادهای اصلاحی، جمعبندی خواهد شد. آنگاه سازمان مجری، پس از انجام اصلاحات، الگوی مذکور را بهصورت قانونی و رسمی در تمام شهرهای ایران اعمال مینماید.
کلیات و عناوین اصلی مطالعات پایهی طرحهای ساختاری شامل، بررسی زمینه و پیشینه، مطالعات پایه، جمعبندی مطالعات و تحلیل نهایی، تعیین اهداف و راهبردها و سیاستها، ارزیابی و انتخاب راهبردها و سیاستهای پیشنهادی، تدوین طرح ساختاری-راهبردی، برنامههای توسعه و عمران، معرفی طرحهای تفصیلی، معیارها و مقررات طرح، نظارت و بازنگری میباشد.
جمعبندی مطالعات و تحلیل نهایی، شامل تحلیل مسائل شهری، تحلیل ساختار فضایی شهر و جمعبندی مسائل شهری میباشد.
در فرایند تهیه طرحهای شهری از دو نوع هدف نام برده میشود؛ یکی اهداف کلی که با راهبردها و جهتگیری اصلی تحول و تغییر شهر و بهبود وضعیت سر و کار دارد و دیگری اهداف عملیاتی یا خرد که تحقق اهداف کلان یا کلی را در سطوح اجرایی و کاربردی عینیت میبخشند و اصولاًً با تدابیر و سیاست یا راهکارهای عملیاتی سر و کار دارند. اهداف طرح شامل اهداف کلی طرح و اهداف عملیاتی میباشد.
تدوین راهبردها، شامل سطوح راهبردی، نکات مهم در تدوین راهبردهای طرح ساختاری، راهبردهای طرح ساختاری، راهبرد منتخب و راهبرد فضایی-کالبدی میباشد. راهبردهای طرح ساختاری نیز شامل، راهبرد به عنوان بیان اصول راهنما و اهداف عملیاتی است. راهبرد منتخب نیز شامل، ارزیابی راهبردهای گزینه، تشریح و تبیین راهبرد منتخب، توضیح سیاستهای کوتاهمدت موضوعات بغرنج، تبیین اولویتها و ارتباطات موجود در زمانبندی، هماهنگی بین عوامل اجرایی، ارتباطات طرحهای پیشنهای با طرحهای همجوار و نواحی مداخله موضعی میباشد.
یکی از ویژگیهای بارز برنامهریزی راهبردی-ساختاری، وجود سلسلهمراتب و سطوح تصمیمگیری در آن است. سلسلهمراتب تصمیمگیری، ما را قادر خواهند ساخت تا بر عدم قطعیت موجود در دنیای واقعی چیره شویم. یعنی به طور همزمان، هم برای بلندمدت خطوط کلی برنامهریزی را ترسیم کنیم و هم در کوتاهمدت و در برخود با تصمیمات روزانه، چارچوب و راهنمایی برای تصمیمات ارائه شود. مزایای این چارچوب سلسلهمراتبی در این است که، ابتدا یک بررسی کلی به صورت جامع درباره موضوعات و سیاستهای کلی ارائه میشود، سپس در سطوح بعد، این موضوعات و سیاستها بهصورت تفصیلی درآمده و در نهایت راهنمایی برای اقدامات اجرایی عرضه میشود.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دکتر اسفندیار خراط زبردست
آقای مهندس سید محسن دادگر
شهرسازی
تدوین و ضوابط مکانیابی و طراحی شهرکهای صنعتی
فعالیتهای سازمان ملل متحد در زمینه ایجاد شهرکهای صنعتی:
برای نشان دادن ارزش شهرکهای صنعتی به عنوان ابزار توسعه صنعتی، شورای اجتماعی-اقتصادی و سازمان توسعه صنعتی ملل متحد، اصرار بر استفاده از تجارب کارشناسان کشورهای صنعتی در حال توسعه در زمینه برنامهریزی شهرکها و واحدهای صنعتی دارد.
اهداف شهرکهای صنعتی:
1. شهرکهای صنعتی به عنوان زیرمجموعهای از توسعه منطقهای و صنعتی تلقی میگردد.
2. شهرکهای صنعتی به عنوان عامل ایجادکننده رشد صنعتی در منطقه.
3. شهرکهای صنعتی به عنوان ابزاری برای هدفهای ویژه.
تشویق توسعه صنعت، تشویق توسعه صنایع کوچک، استفاده از منابع طبیعی، ارتباط با برنامهریزیهای جامع شهری و منطقهای، جلوگیری از تمرکز ناموزون صنایع، جلوگیری از تراکم صنعتی، ایجاد تاسیسات، خرید کلی مواد اولیه و قطعات، ایجاد شرایط ایمنی، مدرنیزه کردن کارگاههای صنعتی، افزایش بازدهی کار تولیدی، منطقهبندی مناسب صنایع، ایجاد تعادلات منطقهای و توسعه بخشهای ضروری از مزایای احداث شهرکهای صنعتی میباشد.
مطالعات تدوین ضوابط مکانیابی شهرکهای صنعتی:
هدف، شناسایی و انتخاب بهترین مکان در چارچوب سیاستهای ملی بخش صنعتی یا توسعه منطقهای و شهری است. چنین مطالعاتی شامل بررسی عوامل بازارها، زیر ساختهای موجود، ارتباطات، خدمات زیر ساختهای اجتماعی و وضعیت زمین هستند. شهرکهای صنعتی اغلب به نواحی شهری، نیمهشهری یا روستایی طبقهبندی میشوند.
مطالعات تدوین ضوابط طراحی شهرکهای صنعتی:
شهرکهای صنعتی پدیدهای هستند که بعد از جنگ جهانی دوم در پاسخ به نیازهای صنایع به ویژه صنایع سبک، توسعه و گسترش یافتند. در آن زمان، بسیاری از فعالیتهای صنعتی در مناطق قدیمی و در محدودههای مرکزی شهرها مستقر بودند. اما جهت تأمین نیازهای مصرفی جدید مناسب نبودند. از این رو و با توجه به قیمت اراضی شهری، شهرکهای صنعتی به جای استقرار در مناطق پرجمعیت و غیر همگون از نظر شهرسازی، در خارج از شهرها در اراضی متناسب با این گونه فعالیتها به وجود آمدند.
طبق تعریف، شهرک صنعتی مکانی است دارای محدوده و مساحت معین که طبق ضوابط و اصول مکانیابی و بر اساس استراتژی توسعه شهرکهای صنعتی انتخاب میشوند. شهرک صنعتی باید به نحوی طراحی شود که هماهنگی بین فعالیتهای صنعتی و محیطی را که در آن واقع شدهاند، به وجود آورد. عناصر اصلی که در این طراحی باید مد نظر قرار گیرند، عبارتند از: وضعیت زمین، برنامهریزی صنعتی، حجم ترافیک، سازگاری کاربریهای داخل شهرک صنعتی، سازگاری شهرک صنعتی با محیط اطراف، کاربری صحیح صنعتی به منظور کاهش آلودگیهای زیست محیطی.
الگوی مکانیابی شهرکهای صنعتی:
در این بخش، مسائلی مانند مشخصات جغرافیایی و ویژگیهای طبیعی منطقه و زمین شهرک، شرایط اقلیمی منطقه، مطالعات اجتماعی از نظر در دسترس بودن نیروی کار، وضع اقتصادی بازار و ارتباطات، مورد بررسی قرار میگیرد.
ضوابط و معیارهای بهکاررفته در برنامهریزی شهرکهای صنعتی:
طرح احداث یک شهرک صنعتی میبایست همراه ملاحظاتی به ویژه در رابطه با نحوه کاربری اراضی و انتخاب و نوع فعالیتهای صنعتی باشد. بخشی از این ملاحظات در ارتباط با روابط متقابل مابین واحدهای صنعتی داخل شهرک است و بخش دیگر، روابط این واحدها با فعالیتهای اقتصادی و صنعتی موجود در مجاورت و بیرون شهرک صنعتی میباشد.
ضوابط و معیارهای بهکاررفته در طراحی شهرکهای صنعتی:
رعایت ضوابط و استاندارهای طراحی میتواند کاربری بهتری را از زمین مورد نظر هر شهرک شامل شود. این توجه و شناخت، دیدگاه مدیران و مسئولین فنی شرکتها را در نحوه طراحی وسائل اقتصادی شهرکها، وسیعتر مینماید.
عمده مطالعات طراحی هر شهرک از نظر معماری و شهرسازی شامل مطالعات اقلیمی، طراحی و سیویل میباشد.
بررسی استقرار تأسیسات شهرک صنعتی:
در طرح شهرک صنعتی، تاسیسات زیربنایی و سرویسدهنده و محل استقرار آن از اهمیت خاصی برخوردار است و جابهجایی آن میبایست با توجه به شیب زمین و باد غالب منطقه و ارتباط و نزدیکی به صنایعی که با آنها ارتباط بیشتری دارند، بررسی شوند.
امروزه نقش و اهمیت ضوابط، معیارها و استانداردها و آثار اقتصادی ناشی از بکارگیری مناسب و مستمر آنها در پیشرفت جوامع، تهیه و کاربرد آنها را اجتنابناپذیر ساخته است. نظر به وسعت دامنه علوم و فنون در جهان امروز، تهیه ضوابط، معیارها و استانداردها در هر زمینه به مجامع تخصصی واگذار شده است.
نحوه توزیع فضای سبز در طراحی شهرک صنعتی:
موضوع ایجاد فضای سبز یکی از ملاحظات اساسی در طراحی شهرکهای صنعتی از نظر حفظ محیط زیست است. با توجه به کمآبی در نقاط مختلف کشور و کیفیت زمینهایی که به صنعت اختصاص داده میشوند و نیازهای صنعتی به فضای سبز، بایستی فضای کافی به این عملکرد اختصاص داده شود.
ضوابط احداث ساختمان در قطعات تفکیکی:
این مبحث اختصاص به ضوابط احداث ساختمان در شهرکهای صنعتی دارد. هدف از این بخش، ایجاد و تدوین دستورالعملی مشخص و یکسان برای احداث ساختمان در کلیه شهرکهای صنعتی در سراسر کشور میباشد تا از ناهماهنگی آتی جلوگیری به عمل آید.
نحوه قرارگیری ساختمان در داخل هر واحد صنعتی میبایست به گونهای باشد که در اطراف آن حریم باز در نظر گرفته شود تا امکان عبورومرور اتومبیل در اطراف ساختمان و تخلیه و بارگیری از نقاط مورد نیاز و همچنین ایمنی هر واحد تأمین گردد.
مطالعات سیویل:
مطالعات مربوط به توپوگرافی زمین و عوارض موجود و جهت مطلوب از نظر شیب و آبهای سطحی جزء مطالعات سیویل است که بایستی انجام شود.
مطالعات امکانسنجی شهرکهای صنعتی:
اهداف ایجاد هر گونه تجمع واحدهای صنعتی باید در قالب طرحهای توسعه منطقهای و هماهنگی با سایر سیاستگذاریها و متناسب با ساختارهای اقتصادی صورت پذیرید تا دستیابی به اهداف برنامهریزی را تضمین نماید. در غیر این صورت ایجاد شهرکهای صنعتی نهتنها توسعه صنعتی و ایجاد اشتغال را به ارمغان نخواهد آورد، بلکه موجب اتلاف منابع ملی میگردد. لذا لازم است قبل از ایجاد هر گونه تجمع صنعتی، مطالعات امکانسنجی انجام و بر اساس نیازهای منطقه نوع تجمع واحدهای صنعتی مشخص گردد.
مرحله نخست: شامل شناخت و ارزیابی و تحلیل ویژگیها و عملکردهای طبیعی-محیطی و نظام اقتصادی-اجتماعی مسائل و مشکلات و تنگناهای موجود و چشمانداز روند توسعه آینده میباشد.
مرحله دوم: شامل بررسی امکان ایجاد شهرک صنعتی با توجه به تنگناها، محدودیتها و مزیتها و امکانات توسعهِ آتی است.
مکانیابی شهرکهای صنعتی:
مکانیابی یعنی نقاطی که از لحاظ مکانی دارای شرایط مناسب برای استقرار شهرکهای صنعتی است، از نظر هر یک از عوامل تأثیرگذارنده بررسی گردد و ارزش مکانی هر منطقه، در مورد هر یک از عوامل تعیین گردد.
پس از بررسی وضع موجود، امکانات، استعدادها و قابلیتها در مطالعات امکانسنجی مناطق مناسب جهت ایجاد شهرک صنعتی تشخیص داده میشوند. سپس در مرحله مطالعات مکانیابی، اراضی پیشنهادی از نقطه نظر هر یک از عوامل تاثیرگذار بررسی شده و مطلوبترین مکان تعیین میگردد.
ضوابط طراحی شبکه معابر:
تعیین پارامترهای مؤثر در طراحی معابر، خیابانها، تقاطعها، موقعیت تقاطع در نیمرخ طولی، شیب عرضی، ترافیک و...
ضوابط تفکیک زمین:
حداقل اندازه قطعات: حداقل مساحت قطعات در شهرکهای صنعتی با ملحوظ نمودن 50% سطح قطعات نواحی باز که شامل دسترسیها، فضای سبز و حریم و 50% باقیمانده به سطوح ساختهشده اختصاص یابد، 700 متر مربع و ابعاد آن 20×35 خواهد بود.
طبقهبندی و ضوابط استقرار و همجواری صنایع:
صنایع بر اساس شدت و آلودگی و دیگر مسائل زیستمحیطی به گروههای مختلفی تقسیم میشوند.
حرایم:
وجود، حفظ و نگهداری حریم راه، بنا به دلایلی نظیر پیشبینی توسعه و تعویضهای آتی و همچنین تأمین ایمنی عبورومرور لازم و ضروری است.
تعاریف، حریم راههای برونشهری، حریم خیابانهای شهری، استفاده از حریم راه برای تأسیسات شهری، ضوابط عمومی و جابهجا کردن خطوط تأسیسات شهری، حریم فرودگاه و راهآهن یا حریم فاضلاب، حریم برق، حریم رودخانهها، انهار و مخازن و تأسیسات آبی، حریم کانالهای مستحدثه و شبکههای آبیاری و زهکشی جزء مطالبی است که در این مبحث به آن پرداخته شده است.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
خانم مهندس شهلا مالک
آقای مجید احسن
شهرسازی
تدوین قانون جامع و طراحی ساختار یکپارچه توسعه و عمران کشور
مقررات شهرسازی کشور، گردآوری، تنظیم و طبقهبندی شده است. تعیین حدود موضوعی مقررات شهرسازی و گزینش مقررات داخل در این موضوع، از جمله دشواریها در این راه بوده است و فقدان رشتهای خاص در تقسیمات حقوق داخلی و همچنین در مراکز علمی و دانشگاهی کشور در ارتباط با حقوق شهری، مدیریت شهری، مقررات شهرسازی و از این قبیل، تعیین این محدودهی موضوعی را دشوارتر میسازد. تازگی مقررات شهرسازی و تأسیس نهادهای مرتبط با برنامهریزی و عمران شهری در کشور نیز -که بیش از چهار دهه از عمر مؤثر آن نمیگذرد- در تعیین حدود این موضوع، اثر میگذارد.
از دیدگاهی دیگر، نظارتهای حاکمیت در حوزه اختیارها و حقوق شهروندان در پهنه عمران محیط یا تصرفهای کالبدی در سرزمین و در زمینه استفاده از عناصر دارای مقیاس و اندازه (مانند زمین، آب، هوا، فضا و...) به دلیل افزایش جمعیت و بر هم خوردن تعادل میان انسان و طبیعت، به ناگزیر همواره گسترش مییابد و این روند، جداسازی و استقلال حقوق شهری و شهرسازی را از سایر رشتههای حقوقی، به ویژه در چارچوب شاخههای حقوق عمومی و خصوصی، روزبهروز دشوارتر میکند.
به طور مثال، در نگاه نخستین، باید مقررات شهرسازی را از مقررات مسکن که از جمله حقوق خصوصی به شمار میآید، جدا ساخت. اما امروزه شاهد هستیم که حتی حق ساخت مسکن و ساختمان نیز نمیتواند به طور کامل در حوزه حقوق خصوصی قرار گیرد، زیرا سازمانهای عمومی و نهادهای حاکمیتی در مراحل مختلف با ابزارهای گوناگون نظارتی و صدور پروانهها، تقسیمهای فضایی، کیفیت تجهیزات، اندازه و مساحت، حتی چگونگی نماسازی و شکل مسکن و ساختمان را در چارچوب ضوابط از پیش معینی مشخص و آن را به نوعی به حقوق عمومی تبدیل کردهاند. در نتیجه، ناگزیریم که قسمتهایی از مقررات مسکن و ساختمان را نیز در حوزه مقررات شهرسازی و حقوق عمومی بدانیم.
در مثالی دیگر، جداسازی مقررات شهرسازی از حقوق محیط زیست که در حوزه حقوق عمومی قرار دارد، کار دشواری است، زیرا بخشی از مقررات شهرسازی با مناطق مختلف سرزمین (ساحل، کوهستان، فضاهای جنگلی، بستر ساحل رودخانهها و...) ارتباط دارد و نوع کاربری و ساختوسازهای ویژهای را در این مناطق مشخص میکند. از این رو، در برخی از کشورها، مسئولیت عمران شهری یا توسعه و عمران ملی و مسئولیت حفظ محیط زیست برعهده سازمان واحدی است. جداسازی مقررات شهرسازی از مقررات آمایش سرزمین که به مکانیابی توزیع جمعیت و فعالیت در سرزمین میپردازد نیز آسان نخواهد بود، همچنان که مدیریت شهری را که از شاخههای حقوق اداری به شمار میآید، نمیتوان از مقررات فنی و معماری شهرسازی جدا دانست.
با این حال، هم بنا بر سهولت و هم بنا بر تقسیم و تخصص دانش و فن در جهان امروز باید حقوق و مقررات شهرسازی را در هر کشور به طور مستقل و جدا از سایر رشتههای حقوقی به شیوهای که در دانشگاهها و محافل علمی جهان جریان دارد، پیگیری نمود، نخست باید پذیرفت که حقوق و مقررات شهرسازی حق و تکلیف میان سازمانهای عمومی و شهروندان را در پهنه ساختوسازهای شهری، تعریف و معین میکند و از این جهت در حوزه عمومی قراردارد و همچنان که بنا بر تغییر و تحول در مفاهیم اساسی و پایهای گذشته (مفاهیم کلاسیک حقوقی) میان بسیاری از شاخههای حقوق عمومی و خصوصی، فصل مشترکهایی به وجود آمده، میان حقوق شهرسازی و سایر رشتههای حقوق عمومی و خصوصی نیز فصل مشترکهایی ایجاد شده و میبایست در هر کشوری بنا بر تعریفها و تقسیمبندیهای اداری، سازمانی و سیاسی خاص آن کشور، محدوده حقوق و مقررات شهرسازی را معین ساخت و این کاری است که نمی توان فقط با تقلید از الگوهای رایج در کشورهای دیگر به آن پرداخت، چنانچه در مقایسه ایران با کشورهایی که در تقسیمبندیهای سیاسی و اداری آنها، میان شهر و روستا تفاوتی نیست و یا حوزه عمل شهرداریها، تمامی مناطق شهری و روستایی یک شهرستان را پوشش میدهد یا الگوی خدماترسانی و سطحبندی خدمات در شهر و روستا، سرانهها و مقیاسهای یکسانی را دارد و یا طرحهای جداگانهای با عنوان طرحهای شهری و روستایی در آن کشورها تهیه نمیشود و عمران شهری و روستایی از نظر اداری و سازمانی مستقل نیست، چنان کشورهایی نمیتوانند الگویی برای شرایط کنونی کشور ما باشند که تمامی موارد مورد اشاره در آن، به صورت جداگانه و مستقل از یکدیگر وجود دارند. اگرچه شرایط سازمانی آن کشورها، میتواند به عنوان تجربههای موفق در راستای بهبود روشهای مدیریتی، مورد توجه قرار گیرد و با شرایط کنونی کشور در زمینه مدیریت و توسعه و عمران شهری مقایسه شود و به عنوان یک مطالعه تطبیقی، کمبودهای مقررات شهرسازی کشور را نمایان سازد.
با نگاهی به گذشته، میتوان دریافت که در ایران از دیرباز، مقررات شهرسازی از جمله حقوق عمومی بوده، حتی پیش از مشروطیت و وضع قانون هم ساختوسازهای شهری در مواردی مانند اندازه کوچهها، کویها، معابر و دسترسیها، در ارتباط با مسائل دفاعی و امنیتی، آتشسوزی و حوادث طبیعی دیگر، یا مدیریت منابع آب و توزیع آن و... از جمله حقوق عمومی بوده و زیر نظارت حکومت قرار داشته است. پس از مشروطیت با تشکیل شهرداری (بلدیه) سازمانهای پیشین مانند ادارهی احتساب و از آن قبیل که برای مدیریت شهری ایجاد شده بود، شکل مشخصتر و مستقلتری یافت و شهرسازی در دورههای مختلف گسترش شهرنشینی، بیش از پیش در حوزه عمومی قرار گرفت و اختیار و حق شهروندان در این پهنه زیر نظارت سازمانهای عمومی درآمد.
در کشور ما، محدوده مستقل مقررات شهرسازی، محدوده و حریم استحفاظی شهرها است که تحت نظارت شهرداریها قراردارد و خارج از این چارچوب، از نظر اداری، سیاسی و عمرانی، تعاریف و ضوابط دیگری غیر از مقررات شهری حکومت میکند، چنانکه ساخت و اداره شهرکها در خارج از محدوده و حریم، بهسازی و عمران روستایی، طرحهای توسعه روستایی و هر نوع کاربری زمین در خارج از محدوده و حریم شهرها، خارج از چارچوب حقوق و مقررات شهرسازی قرار میگیرد. در این مجموعه، هم محدوده شهر و حریم آن به عنوان ضابطهای برای جداسازی مقررات شهرسازی از سایر مقررات عمران و توسعه پذیرفته و گزینش شده است و در فصل مشترک با سایر مقررات، آن قسمتهایی داخل در موضوع شناخته شده که حوزه عمل و کاربرد آنها در محدوده شهر و زیر نظارت سازمانها یا نهادهای عمومی شهری و محلی قرار داشته باشد و به این ترتیب مقررات شهرسازی از مقررات مسکن و سایر ساختوسازهای خصوصی و عمومی متمایز گردیده است. محدوده دیگر این مجموعه، تمرکز بر مقررات عام و سراسری شهرسازی بوده و ضوابط مرتبط با هر یک از شهرها که از طریق طرحهای جامع و تفصیلی و یا طرحهای عمرانی دیگر، برای منطقهای خاص معین شده و عنوان ضوابط عام و سراسری را ندارد، خارج از موضوع این مجموعه است.
روش تنظیم و طبقهبندی:
1. نخست فهرستی تاریخی از عناوین مقررات شهرسازی، شامل قوانین، آئیننامهها، تصویبنامهها و مصوبات شورای عالی شهرسازی تا پایان سال 1378 تنظیم گردیده که مبنای گزینش آنها، ارتباطی بوده که با فعالیتهای گوناگون شهرسازی در محدوده و خارج از محدوده در حد مقررات عام و سراسری داشتهاند و شماره آنها به 191 عنوان رسیده است.
2. سپس فهرستی در 7 بخش از موضوعاتی که نشاندهنده محتوای مقررات سراسری موجود کشور در زمینه شهرسازی میباشد، به شرح زیر برای محدوده و حریم شهرها تنظیم گردیده است:
بخش اول: مقررات اساسی شهرسازی
بخش دوم: مقررات مرتبط با طرحهای عمران و توسعه
بخش سوم: مقررات مربوط به انواع اراضی شهری
بخش چهارم: مقررات مربوط به تفکیک و افراز اراضی شهری
بخش پنجم: مقررات مرتبط با نظارت بر ساختوساز در محدوده و حریم شهرها
بخش ششم: مقررات ملی ساختمان
بخش هفتم: مدیریت شهری
همچنین چهار بخش موضوعی برای مقررات سراسری ساختوساز در خارج از محدوده شهرها به شرح زیر پیشبینی شده است:
بخش اول: مقررات مرتبط با طرحهای عمران و توسعه
بخش دوم: مقررات مرتبط با اراضی غیر شهری
بخش سوم: شهرک و غیر شهرک در خارج از محدوده و حریم
بخش چهارم: مقررات ساخت وساز و نظارت در خارج از محدوده و حریم
در زیربخشهای مربوط به محدوده و حریم شهر، 43 موضوع اصلی و 171 موضوع فرعی (زیرموضوع) و روی هم، 214 موضوع در فهرست موضوعی مقررات شهری و در زیربخشهای مربوط به خارج از محدوده، 15 موضوع اصلی و 24 موضوع فرعی، در مجموع 39 موضوع در فهرست موضوعی مقررات خارج از محدوده و حریم معین شده است.
در نتیجه، 191 عنوان از مقررات شهرسازی بر پایه 11 بخش و 253 موضوع اصلی و فرعی طبقهبندی شده و متن مرتبط با هر موضوع و زیر موضوع استخراج و در زیر هر کدام، به تفکیک، قانون، آئیننامه، تصویبنامه و مصوبه شورای عالی شهرسازی آمده و در فهرست موضوعی نیز با شماره صفحه مشخص شده است که با مراجعه به صفحه مورد نظر، متن مقررات مربوط به هر موضوع اصلی و فرعی، قابل دسترسی میباشد.
1. در عنوان هر یک از مقررات این مجموعه، تاریخ تصویب آن نیز درج گردیده و شمارهای داخل پرانتز نیز در کنار هر عنوان آمده که تکرار همان شمارهای است که در ستون یکم فهرست عناوین مقررات بر حسب تاریخ تصویب مشخص شده، تا از این راه بتوان عنوان کامل هر یک از مقررات را که در متن مجموعه به طور فشرده آمده، دانست.
2. از آنجا که هدف از تنظیم و طبقهبندی مقررات این مجموعه، ایجاد زمینهای برای تدوین قانون جامع شهرسازی در آینده بوده و در این راستا، میبایست در نخستین گام، موجودی کنونی مقررات شهرسازی گردآوری و سپس به تنظیم و موارد ابهام و تناقض و تعارض آنها پرداخته شود، به این جهت در این مجموعه، مقرراتی را منسوخ دانسته که با روشهای قانونی و به صراحت لغو یا منسوخ شدهاند و نسخ و لغوهای ضمنی و یا زمانی را که مورد تفسیر بوده و یا در عمل، محل اجماع نمیباشد تا آنجا که همواره در مجموعههای رسمی تکرار شده و یا مورد استناد قرار میگیرد، مبنای اعتبار قرار نداده و آنها را نیازمند اظهار نظر مراجع قانونگذاری و قضائی دانسته است.
3. فهرست موضوعی این مجموعه، از متن مقررات موجود استخراج شده و نشاندهنده محتوای مقررات کنونی شهرسازی به شمار میآید که هم موجودی و هم کمبودها و نبودها را نمایان میسازد.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دکتر اسفندیار زبردست
آقای دکتر فیروز توفیق
شهرسازی
بررسی تجربیات جهانی در مورد تهیه و اجرای طرحهای کالبدی ملی و منطقهای و میزان انطباق آن با روشهای مورد عمل در ایران
طرح جامع سرزمین تقریباً به همان معنای فضایی که امروز طرحهای کالبدی ملی و منطقه دارد، در سال 1353 در قانون «تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به وزارت مسکن و شهرسازی» عنوان شده است.
آمایش سرزمین در ایران:
فکر آمایش سرزمین نخستین بار در اواخر سال 1345 در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در گزارشی زیر عنوان مسئله افزایش جمعیت تهران و نکاتی پیرامون سیاست عمران کشوری پدیدار شد. هدف بررسی پیشنهادی کاملاً الهامگرفته از تجربه فرانسه و نظریههای اقتصاددان فرانسوی ترجمه شده بود. هدف آمایش سرزمین یکی «جلوگیری از افزایش جمعیت تهران» و دیگری تسریع توسعه اقتصادی سراسر کشور با ایجاد فعالیتهای جدید در مناطق مختلف» عنوان شده است.
در اسفندماه سال 1351 مهندسان مشاور ستیران طی یادداشتی مباحث و روشهای آمایش سرزمین را طرح کردند و اصطلاحات «بهرهوری سرزمین» و «تنسیق سرزمین» به کار رفته است.
مطالعات طرح پایه آمایش سرزمین اسلامی در نیمه نخست دهه 70-1360 توسط دفتر برنامهریزی منطقهای سازمان برنامه بودجه در دو کتاب شامل چندین مجله انتشار یافت.
طرح جامع سرزمین و طرحهای کالبدی ملی و منطقهای در ایران:
شورای عالی اداری در 26/9/71 تکلیف تقسیم کار میان سازمان برنامه و بودجه و وزارت مسکن و شهرسازی را روشن ساخت؛ طرح آمایش سرزمین به معنای تعیین استراتژی توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در پهنه سرزمین توسط سازمان برنامه بودجه و با همکاری دستگاههای ذیربط» و «دیگر وظایف و فعالیتهای قانونی وزارت مسکن و شهرسازی» تهیه و به تأیید شواری عالی شهرسازی و معماری میرسد.
طرح کالبدی:
اهداف این طرحها عبارتند از:
- بررسی تناسب زمینها برای گسترش آیندهی شهرهای موجود و ایجاد شهرهای جدید
- پیشنهاد شبکه شهری آینده کشور به معنای اندازه شهرها، چگونگی استقرار آنها در پهنه سرزمین و ایجاد سلسلهمراتب میان شهرها و...
- پیشنهاد و چارچوب مقررات ساختوساز در کاربریهای مجاز زمینهای سراسر کشور
- حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی، صرفهجویی در هزینههای توسعه، فقرزدایی و تمرکززدایی در طرح کالبدی ملی، سرزمین ایران به 10 منطقه و 85 ناحیه برنامهریزی فضایی شده است.
مطالعات منطقهای:
در طرح کالبدی ملی، ایران به 10 منطقه، برنامهریزی تقسیم شده است. که عبارتند از: آذربایجان، ساحلی شمال، خراسان، البرز جنوبی، زاگرس، مرکزی، جنوب غربی، فارس، جنوب شرقی.
فصل نخست: در این پژوهش کوشش شده تا معلوم شود در عرصه جهانی طرحهای فضایی ملی و منطقهای از هر نوع که باشند به کدام موضوعها میپردازند، دقت و احیاناً مقیاس نقشهها چیست؟ قوانین و مقررات ناظر بر تهیه و اجرای آنها کدامست؟ چگونه تهیه میشوند، کدام سازمانها مسئول تهیه آنها هستند؟ چگونه به اجرا گذاشته میشوند؟ کدام سازمانها و با چه ابزاری، تزریق اعتبار، مقررات منطقهبندی، صدور پرداخته ساختوساز و جز اینها مجری طرحهای از این دست هستند؟ آیا قابل الگوبرداری هستند؟ آیا با بررسی آنها میتوان راهکارهایی را برای بهبود روشهای تهیه و اجرای این گونه طرحها در ایران یافت؟
فصل دوم: ناهمسانی محتوای برنامهریزی فضایی در کشورهای گوناگون. در این فصل تجربه برنامهریزی فضایی دو کشور بزرگ اروپایی یعنی فرانسه و آلمان به دلیل تجربه تاریخی متفاوت و وضع سیاسی و جغرافیایی ناهمسان آمده است.
فصل سوم و چهارم: کلیات و طرحهای آمایشی-کالبدی در کشورهای اروپا به تفکیک بر حسب نوع قوانین و نوع حکومت. چارچوب اداری و قانونی کشورهای اروپایی در پنج گروه انگلیسی، ناپلئونی، آلمانی (ژرمنی)، اسکاندیناوی و اروپای شرقی طبقهبندی شده است که هر کدام دارای نظامهای حکومتی متفاوتی هستند که عمدتاً عبارتند از: دولتهای بسیط سنتی، بسیط با اختیار به مقامات محلی، بسیط منطقهای شده، بسیط با تفویض اختیار به مناطق و فدراتیو.
فصل سوم به طرحهای فضایی کشورهای اروپایی با نظام حکومتی بسیط پرداخته است و فصل چهارم به همین طرحها در کشورهای اروپایی با نظام حکومتی شبه فدرال و فدرال اشاره نموده است.
اروپا سرزمینی است که طرحهای فضایی ملی و منطقهای در کشورهای آن پدیدار شده است. در این زمینه بیشترین، متنوعترین و غنیترین تجربه را در این کشورها میبینیم. تجربه دیگر کشورهای جهان هم بسیار متاثر از تجربه اروپایی است. از این رو در این فصل به تجربه این قاره عنایت ویژهای شده است.
فصل پنجم، ششم، هفتم، هشتم: تجربه کشورهای فرانسه، سوئد، هلند، آلمان
فصل نهم: نقش اتحادیه اروپا در طرحهای فضایی و نیز همکاری کشورهای اروپایی با یکدیگر در زمینه آمایش سرزمین است. اتحادیه اروپا طرحی برای توسعه فضایی کشورهای عضو دارد. طرح همکاری میان منطقهای هفت برنامه همکاری میان کشورهای اروپایی را پیشبینی کرده است. نمونهای از این برنامهها، همکاری 11 کشور پیرامون دریای بالتیک، دانمارک، سوئد، فنلاند، نروژ، آلمان، روسیه، استونی، لیتوانی، بلاروس و لهستان در برنامه منطقه بالتیک است.
فصل دهم: درباره طرحهای فضایی (ملی-منطقهای) کشورهای دیگر قارههاست؛ کشورهای آسیایی مانند هندوستان، چین، کره و ژاپن. کشورهای ایالات متحده آمریکا و کانادا به دلیل وسعت زیاد هنوز طرحهای ملی را تجربه نکردهاند.
فصل یازدهم: تجربه کشور جمهوری کره که سنخیت بیشتری با وضع ایران دارد. در بیشتر کشورهای آسیایی هنوز تهیه طرحهای فضایی در سطوح بالای برنامهریزی رواج نیافته است و طرحهای کالبدی و فضایی محدود به طرحهای محلی از نوع جامع و تفصیلی است.
فصل دوازدهم: انطباق تجربه جهانی با روشهای معمول در ایران است. تجربه ایران به اجمال بیان شده است. سپس با بررسیهای انجامشده، توصیههای لازم درباره مطالبی چون پوشش مطالعات، دقت بررسیها و مقیاس نقشهها، مقررات ناشی از طرحها و برنامهها، چگونگی اجرای طرحها و برنامهها، سازمانها و نهادهای تهیهکننده مجری طرحها و چگونگی تامین اعتبار اجرای طرحها، ارائه گردیده است.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس امير نورانی و آقای مهندس مرتضی عمرانی
مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران
اقتصاد و مدیریت شهری
طرح شهرسازي مشاركتي در خصوص مدیریت شهری (U.M.P)
در خطمشی تعیین مکانیزمهای مشارکت در امر مدیریت شهری، عمدتاً تاکید بر جذب مشارکت نهادهای غیر دولتی، مردم و بخش خصوصی قراردارد. سیاستهای مهم در این زمینه عبارتند از:
جلب مشارکت نهادهای غیردولتی در امر مدیریت شهری
جلب مشارکت بخش خصوصی در امر مدیریت شهری
تشویق و جلب مشارکت فعال شهروندان بر اساس اصول شهروندمداری و دموکراسی مشارکتی
در زمینه سیاست جلب مشارکت نهادهای غیر دولتی در امر مدیریت شهری، اصولاً اقدامات قانونی و مدیریتی میبایست در راستای کمک به تشکیل نهادهای غیر دولتی در زمینههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، زیستمحیطی باشد و از چنین تشکلهایی در زمینههای مالی و فنی تا حد امکان میبایست پشتیبانی شود. به علاوه زمینههای لازم جهت حضور نمایندگان چنین نهادهایی به منظور مشارکت و همکاری در امر مدیریت شهری میبایست فراهم شود.
در زمینه سیاست جلب مشارکت بخش خصوصی در امر مدیریت شهری، اصولاً اقدامات قانونی و مدیریتی میبایست در جهت مشارکت بیشتر بخش خصوصی در مراحل تصمیمگیری و تعیین خطمشی در امر مدیریت شهری، ارزیابی و نظارت بر واگذاری کل یا پارهای از خدمات شهری به سازمانهای بخش خصوصی در امر تامین مالی جهت توسعه و عمران شهری و نیز تشویق بخش خصوصی در سرمایهگذاریهای درازمدت توسعه و عمران شهری باشد.
در زمینهی سیاست تشویق مشارکت فعال شهروندان در امر مدیریت شهری، اصولاً اقدامات قانونی و مدیریتی میبایست در جهت ارتقای آگاهی مردم از حقوق شهروندی، ترویج فرهنگ شهرنشینی، ارتقای آگاهی مردم در زمینه مدیریت و برنامهریزی شهری، جلب حمایت مردم از فعالیتهای مدیریت شهری، تشویق مشارکت مستقیم مردم در امر برنامهریزی و مدیریت شهری و نیز ایجاد مکانیزمهای قانونی جهت نظارت و اعتراض مردمی بر فعالیتهای نهادهای محلی شود.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس محمود توسلی
آقای مهندس احمد سعیدنیا
شهرسازی
بررسیاصول شکلگیری و گسترش شهرهای ایرانی در گذشته و حال
به طور کلی 6 عامل در شکلگیری شهرها مؤثر میباشد:
1. عوامل طبیعی و جغرافیایی مؤثر در شکلگیری شهر
2. نیروهای اقتصادی مؤثر در شکلگیری شهر
3. نیروهای اجتماعی مؤثر در شکلگیری شهر
4. عوامل دینی در شکلگیری شهر
5. عامل فرهنگی مؤثر در شکلگیری شهر
6. عامل سیاسی مؤثر در شکلگیری شهر
شیوه زندگی مردم شامل نحوه رفتوآمد، استفاده از زمانهای فراغت، الگوی خرید مایحتاج، سنتهای سوگواری و جشن و... عامل مهم و مؤثر در شکلگیری فضاهای عمومی و جمعی، توزیع مغازهها و اصناف خدماتی و جایگاه معابر و گذرها در فضاهای شهری بوده است.
ساختار اجتماعی به ویژه اقشار اجتماعی جمعیت شهری و تأثیرات آن بر شکلگیری محلات و فضاهای مسکونی شهرها نیز مهم است. این مؤلفه را می توان به صورت زیر تقسیمبندی کرد:
الف- ساختار اجتماعی و شیوه زندگی مردم
ب- طبقات اجتماعی و محلات مسکونی
ج- شیوه زندگی و فضاهای شهری
د- اوقات فراغت و فضاهای عمومی شهر
ه- بازار، مهمترین فضای عمومی شهر
الف- صرف نظر از دو عامل عمده مرگومیر جمعیت و افول و رونق فعالیتهای اقتصادی که زندگی شهر را در اواخر دوره قاجار به شدت تحت تأثیر خود قرار میداد، ساختار اجتماعی شهر، عامل مهمی در توسعه محلات مسکونی، تفکیک اجتماعی محلات و زوال تدریجی برخی از آنها بوده است. شیوه زندگی مردم، شامل نحوه رفتوآمد، استفاده از زمانهای فراغت، الگوی خرید مایحتاج، سنتهای سوگواری و جشن و... عامل مهم و مؤثری در شکلگیری فضاهای عمومی و جمعی، توزیع مغازهها و اصناف خدماتی و جایگاه معابر و گذرها در فضاهای شهری بوده است.
ب- قدیمیترین آماری که از ترکیب اجتماعی جمعیت تهران در دوره معاصر در دست است، آماری است متعلق به 1231 شمسی درباره تعداد خانهها و بناهای تهران که بیوتات یا منازل مسکونی را حدود 7900 باب ذکر میکند، از این تعداد، ظاهراً یکسوم آنها متعلق به مواجببگیران دولت بوده است که تحت عنوان خانههای متعلق به «نوکران» از آن نام برده میشود و بقیه در مالکیت رعایا قرار داشته است. سرشماری بعدی در سال 1247 شمسی صورت گرفت که جمعیت تهران را 156 هزار نفر ذکر میکند و صرف نظر از ارگ شاهی، چهار محله بزرگ در داخل خندق قدیم اسنگلج، بازار، چالهمیدان و عودلاجان و نواحی حاشیه خندق را در بر دارد. مقایسه نقشه شهر در دو سال 1237 و 1270 نشان میدهد که شهر در طول سی و چند سال، عمدتاً در سمت شمال و غرب توسعه یافته است، هر چند محلات سرقبر آقا، چاله سیلابی، و بیرون دروازه در جنوب به شهر متصل شدهاند، اما محله بزرگ دولت در شمال و محلات غربی (شامل محله حاج شیخهادی و خیابان باغشاه و...) بخش عمده گسترش شهر را در بر دارند.
ج- تا چند دهه پیش از این، شیوه زندگی گروههای مختلف اجتماعی جمعیت شهری در ایران، شباهتهای اساسی به یکدیگر داشت که البته با شیوه زندگی شاهزادگان و حکام کاملاً متفاوت بود. گرچه، گاه در محلات و نواحی شهری، عادات و رفتارهای ویژه پیروان مذاهب متفاوت و قومیتهای خاص، نشان از تفاوتهایی در شیوه زندگی این گروهها داشت و به نحوی در فضای شهری منعکس میشد که از جمله میتوان به تفاوت عبادات و زیارتگاههای اقلیتهای مذهبی، تفاوت رفتار با اموات در میان زرتشتیان ساکن یزد و کرمان که گورستان این شهرها را با سایر شهرها متفاوت میکرد و اماکن زندگی جمعی و عبادت دراویش در شهرهای غرب ایران اشاره کرد. اما علیرغم این تفاوتها، عناصر عمده شیوه زندگی اکثریت مردم، مانند الگوهای مصرف، فعالیتهای اجتماعی، نحوه گذران فراغت و نحوه رفتوآمد اساساً مشابه بوده است.
ویژگیهای شیوه زندگی شاهزادگان و حکام نظیر علاقه به شکار یا انواع فضاهای گذران فراغت در خلق فضاهای شهری یا وابسته به شهر بیتأثیر نبوده و میتوان این فضاها را تحت عنوان فضاهای اختصاصی جداگانه بررسی نمود. به ویژه این تأثیرات در شهری نظیر تهران که به عنوان پایتخت، هم محل استقرار دربار و وابستگان آن بوده و هم جمعیت خارجیان مقیم ایران مشتمل بر اعضای سفارتخانهها، سرمایهگذاران خارجی، مهمانان و جهانگردان در آن متمرکز بودند، چشمگیرتر از سایر شهرهاست.
د- تنوع فعالیتهای روزانه گروههای مختلف جمعیت شهری یکی از نشانههای مهم تفاوت شیوه زندگی این گروههاست و این امر بدون گسترش زمان فراغت در مقابل زمان کار و تأمین معیشت امکانپذیر نیست. اطلاعاتی که از زندگی اجتماعی مردم شهرها در دوره ناصری در دست است حاکی از آن است که کار و فعالیت اقتصادی-معیشتی تقریباً تمامی ساعات روزانه زندگی اکثریت مردم به ویژه مردان و پسران جوان را در بر میگیرد و فعالیتهای حوزه فراغت در تولید فضای شهری نقش محدودی دارد. به نظر میرسد فضاهای عمومی ناشی از فعالیتهای اوقات فراغت در این دوره را میتوان به چهار گروه عمده تفکیک کرد: مساجد و تکایا، قهوهخانهها و دیگر مکانهای پذیرایی، مکانهای تفریح و ورزش و خیابانها و گذرهایی که به پاتوق یا محل برگزاری مراسم یا مناسک معینی تبدیل میشده است.
ه- در دورههای مختلف تحول سازمان فضایی شهرها، فضاهای متمرکز دادوستد و خرید مردم، جزء مهمی از فضاهای عمومی شهر بوده است و بازار شهرها در دوره ناصری دارای چنین نقشی است. حجرههای بازار و کاروانسرهای پیرامون آن ضمن اینکه محل کسب و کار بازرگانان و پیشهوران بود، محل اطلاعرسانی (دولتی) غیر رسمی و گفتگوهای اجتماعی و سیاسی و شکلگیری اعتراضات جمعی اهالی شهر نیز بوده است. مکانهای مذهبی و اجتماعی مستقر در بازار نظیر مسجد و تکیه و مدرسه و زورخانه آن متأثر از نقش عمومی بازار به عنوان فضایی برای گسترش عرصه عمومی در شهرها، حتی در دهههای اخیر که شهرها به دلیل تنوع اشتغال دارای مکانهای کارو فعالیت اقتصادی متنوع و متعدد شده بود و محیطهای جدید چون دانشگاه و مدارس علمی و مؤسسات فرهنگی نقش بیشتری در عرصه عمومی شهرها یافتند، تا حدی حفظ شده بود. این امر، نتیجه ساختار اجتماعی بازار، استقلال نسبی آن از حکومت، اهمیت اقتصادی آن در زندگی شهری و ارتباط نزدیک بازاریان با سایر نهادهای فرهنگی، سیاسی مهم نظیر روحانیت و... بوده است.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس غلامحسین حمزه مصطفوی
دفتر فنی آموزشی و پژوهشی دانشکده معماری و شهرسازی دانش
بنیادی، معماری
تدوین ضوابط مکانیابی و طراحی مسجد
دفتر اول- مبانی نظری: معرفی و تحدید موضوع و روشهای پژوهشی بهکاررفته در هر بخش، همچنین تدوین مبانی پایهای مفروض برای انجام این پژوهش که مستخرج از اطلاعات جمعآوریشده و بحثهای نظری طرح میباشد، در این دفتر آمده است. همچنین در این دفتر، روند انجام کار در پروژه تحقیقاتی مزبور، تا رسیدن به نتیجه نهایی شرح دادهشدهاست.
دفتر دوم- احکام فقهی مسجد: بخشی از قواعد حاکم بر طراحی مسجد، منبعث از احکام فقهی است. به نظر میرسد که این وجه از احکام بعضاً مورد غفلت قرار گرفتهاست و همچنین بخشی از احکام لازم در این زمینه در رسالههای عملیه در دسترس، موجود نیست. از جمله این مشکلات میتوان به این مورد اشاره نمود: گاهی در اثر بیتوجهی به اهمیت مسجد در طرحهای جامع یا شبکههای خیابانکشی، مساجد در معرض تخریب قرار میگیرند که تعارض آشکاری با احکام الهی پیدا میکند. در مقیاس معماری، علیرغم تاکید احکام بر سادگی و اجتناب از تجملات، بعضاً از دیوار مسجد تلقی بوم نقاشی میشود، یا ضوابط اتصال صحیح صفوف در فضای مسجد، چه در سطح شیبدار و چه در اختلاف ارتفاع مورد بیعنایتی قرار میگیرد. در مقیاس فن ساختمان؛ کیفیت تاسیسات (آب و فاضلاب و...) برای تطهیر، نوع مصالح برای کفسازی و در مقیاس مرمت؛ کیفیت تخریب، توسعه و بازسازی بنای مساجد و استفاده از نوع مصالح و عناصر قابل دقت میباشند.
دفتر سوم- اصول مکانیابی مسجد در شهر: با توجه به اهمیت مسجد در شهرهای اسلامی و لزوم برقراری ارتباط مناسب میان این عنصر و سایر عناصر شهری، این پژوهش در صدد بوده است تا در جهت تحقق این خواسته و در راستای دستیابی به مکان مناسب برای این عنصر در شهر به اهداف کلانی همچون سازندگی عناصر اصلی شهر و استقرار کاربریهای مختلف و مرتبط در جوار مسجد دستیابد.
دفتر چهارم- معماری مسجد: این دفتر معطوف به ضوابط و معیارهای طراحی معماری مسجد است تا در کنار سایر دفاتر این مجموعه، عمدهترین پرسشهایی را که در فرآیند طراحی مسجد برای طراح مطرح است، پوششدهد. ضوابط و معیارهای طراحی، مجموعه بایدها و نبایدهایی هستند که علیرغم داشتن عناصر ثابت حاصل تکرار و تجربه، بسیار تحت تاثیر دیدگاه معماران نیز هستند. توجه به این واقعیت که در عالم طراحی به ازای هر مساله بیش از یک راهحل وجود دارد، خود نشاندهنده تاثیر دیدگاههای طراحان است. ضمن اینکه از اهمیت ضوابط و معیارهای ثابت نیز چیزی نمیکاهد.
دفتر پنجم- مسجد و تنظیم شرایط محیطی: آسایش نمازگزاران نسبت به شرایط محیطی از قبیل سرما و گرما و تهویه مناسب هوا و همچنین نور و صدای مناسب در زمره عوامل مهم در طراحی و ساخت مسجد است. توجه به شرایط متنوع آبوهوایی در پهنه ایران، ضرورت و تامل در تنظیمشرایطمحیطی را کاملاً روشن میکند.
جلد اول- توصیهها و ضوابط اقلیمی: هدف این بخش از مطالعه، رسیدن به احکام اقلیمی طراحی مساجد است که خود به عنوان جزئی از یک مطالعه جامع مطرح میباشد.
جلد دوم- تاسیسات حرارتی، برودتی و بهداشتی، آکوستیک و نور: بهترین راهحل برای ایجاد شرایط آسایش مناسب در مساجد هر اقلیم، استفاده از شگردهای معماری میباشد، لیکن در شرایطی که دیگر این شگردها پاسخگوی شرایط اقلیمی نباشند، باید از روشهای تاسیسات مکانیکی در مساجد بهره برد. علاوه بر این، گوش فرا دادن به موعظه سخنران مذهبی و یا مراسم عزاداری و نوحهخوانی در ایام خاص، یکی از مهمترین فعالیتهای مسجد است، بنابراین بهینه کردن مسائل آکوستیکی مساجد، از مهمترین نکات طراحی مساجد مناسب به شمار میرود. نمازگزارانی که جهت اقامه نماز و عبادت به مساجد میآیند، معمولاً اوقاتی را نیز صرف خواندن ادعیه یا قرآن به صورت انفرادی یا دستهجمعی میکنند. تامین نیازهای بصری جماعت حاضر در مساجد، یکی از مسائل عمدهای است که در طراحی بایستی به آن پرداخته شود.
این جلد در سه فصل ارائه شده است:
1. راهنمای طراحی تاسیسات حرارتی، برودتی و بهداشتی مساجد
2. راهنمای آکوستیکی مساجد
3. راهنمای طراحی نور و روشنایی مسجد
دفتر ششم- مساجد میانراهی: در کشور ما به دلیل نارسایی وسایل حملونقل جمعی غیر جادهای، مانند راهآهن و هواپیما، غالب سفرهای بین شهری از طریق وسایل نقلیه جادهای انجام میگیرد. از این رو تامین نیازهای مسافرینی که از جادههای کشور استفاده میکنند، ضروری به نظر میرسد. یکی از بدیهیترین نیازهای مسافرین در طول مسیر، وجود مکانهایی جهت توقف و استراحت و ادای نماز (مساجد بین راهی) است. در این دفتر، هدف، بررسی تعدادی از مساجد میانراهی موجود و تجزیه و تحلیل اطلاعات بهدستآمده، جهت دستیابی به توصیهها و دستورالعملهایی، برای طراحان و سازندگان میباشد.
دفتر هفتم- ضمائم:
جلد اول- محراب: از آنجا که محراب مقدسترین مکان مسجد است، جهت طراحی آن، آشنایی با مبانی نظری معنوی و فیزیکی ساخت محراب بسیار حائز اهمیت است. در زمینه محرابهای باارزش تاریخی، تاکنون تحقیقات متعددی به وسیله اندیشمندان غربی یا ایرانی انجام پذیرفته است؛ لیکن در مورد محرابهای مساجد معاصر ایران، منبع مدونی انتشار نیافته است. در این جلد به صورت خلاصه و اجمالی، اطلاعاتی در مورد محرابهای مساجد معاصر ایران ارائه میگردد.
جلد دوم- کتابشناسی مسجد: در زمره اولین گامهای ضروری، جهت انجام این طرح پژوهشی، جستجوی منابع مکتوب منتشرشده درباره موضوعات مرتبط است. در این جلد اطلاعات کتابشناسی به روش کتابخانهای گردآوری شدهاست و باارزشترین و عمدهترین منابعی که در این زمینه در دسترس قرار داشتهاند، براساس فهرست موضوعی ارائه شدهاند.
جلد سوم- برداشتها و مطالعات میدانی: ماهیت این پژوهش ایجاب میکند که یکی از پایههای اصلی آن، یافتههای میدانی و غیرکتابخانهای باشد. جهت رسیدن به چنین هدفی، در این پروژه مطالعات میدانی نسبتاً گستردهای صورت گرفته است که از آنها به عنوان پیشزمینهای جهت رسیدن به نتیجه طرح استفاده گردیدهاست. از آنجا که مرور این مطالعات میدانی برای سایر معماران و محققین نیز میتواند مفید باشد، کل مطالعات میدانی انجامگرفته (به جز مساجد میانراهی) در این جلد گردآوری شدهاست.
جلد چهارم- تجهیزات مسجد: فضای شبستان مسجد، در گذشتههای دور ساده و بیپیرایه و فاقد تجهیزات و وسایل متعدد بوده و با گذشت زمان به تدریج با تحول امکانات از یک سو و توقعات و نیاز مومنین از سوی دیگر، وجود برخی وسایل و تجهیزات اجتنابناپذیر گردید. امروزه با موارد زیادی در طراحی تجهیزات مساجد روبهرو هستیم که عملاً به جای طراح، تصمیمگیری درباره آنها به خود مردم واگذاشته شده است؛ مواردی از قبیل سیستم روشنایی و لامپ برق، بلندگوها، پرده حائل بین قسمتهای مردانه و زنانه، قفسههای کتاب، پشتیها، جامهری، جاکفشی و... . در این جلد با بیان بعضی از این ناهماهنگیها و بینظمیهای موجود در معماری داخلی مساجد، سعی شده است که پیشنهادات مفیدی جهت حل مشکل تجهیزات مسجد ارائه گردد.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس مجید غمامی
دانشگاه تهران- امور پژوهشهای کاربردی
شهرسازی
اصول و معیارهای تعیین تراکم شهری
مرحله اول طرح، مطالعات پایه و مبانی نظری تحقیق را شامل میگردد. مرحله دوم عمدتاً به مقوله تراکم شهری در ایران و تجزیه و تحلیل آن با اتکا بر مطالعات میدانی میپردازد. این مرحله ابتدا به تجزیه و تحلیل و نقد چگونگی تعیین تراکم در طرحهای شهری پرداخته و آنگاه تجربه اجرای تراکم طرحها در شهرهای مختلف، آزمون میشود. در این ارتباط، تعداد هشت شهر با ویژگیهای مختلف در اندازه، نقش و عملکرد انتخاب گردیدهاند که معیارهای انتخاب شهرها و سایر مراحل روش تحقیق به تفصیل آمده است. مرحله سوم تحقیق به تحلیل یافتههای نظری و تجربی پرداخته و در نهایت، اصول و معیارهای مؤثر در تعیین تراکم شهری ارائه میشود. مجموعه گزارشهای تحقیق در چهار جلد به شرح زیر ارائه گردیدهاند:
جلد اول: مطالعات پایه و مبانی نظری
جلد دوم: تراکم در شهرهای نمونه و مطالعات میدانی
جلد سوم: نتیجهگیری؛ سنتز مطالعات نظری و میدانی
جلد چهارم: الگو و راهنمای تعیین تراکم شهری
شهرهای کشور با ویژگیهای گوناگون، در زمانهای مختلف، شکل گرفتهاند. از چهار دهه پیش، برنامهریزی ارادی، رشد و توسعه شهرها را هدایت کرده است. این امر به ویژه در مورد شهرهای متوسط و بزرگ کشور که دارای طرحهای توسعه شهری میباشند، صادق است. شهرهایی که تاکنون بیش از صدهزار نفر جمعیت دارند (حدود 60 شهر کشور) طی قرون متمادی، با درجات مختلفی از کنترل، هدایت و نظارت شکل گرفته و دارای تراکمهای مختلف و گاه مشابهی هستند. بررسی تراکم این شهرها و چگونگی همبستگی تراکم شهر با ویژگیهای جمعیتی، اقلیمی و سکونتی هر شهر، راهنمای پربهایی برای تبیین و درک تحول تراکمهای شهری است.
بدین منظور در این بخش از مطالعات، شناخت و تحلیل وضع موجود تراکم شهری در شهرهای منتخب اصفهان، شیراز، کاشان، یزد، همدان، اراک، سمنان، بجنورد، شهرکرد و شهر جدید مجلسی مطرح شده است.
پیچیدگی ابعاد تراکم، ایجاب نمود تا در قالب یک تحقیق جامع و پایهای با این موضوع برخورد شود و ضرورت جامعیت آن نیز ایجاب نمود که پژوهش بر اساس هر دو جنبه نظری و تجربی مقوله تراکم استوار گردد. بنابراین مرحله اول به مباحث نظری تراکم اختصاص یافت که در آن نظریات و تئوریهای مربوط و تجربیات کشورهای مختلف، تشریح و تحلیل گردیدند. مرحله دوم تحقیق، به مباحث و تجربیات حاصل از تهیه و اجرای طرحهای توسعه شهری در ایران میپردازد. در این مرحله، ابعاد مختلف تراکم و معیارهای تعیین تراکم در طرحهای مختلف توسعه شهری (طرح جامع، بهسازی و نوسازی بافتهای قدیم، شهرهای جدید و طرحهای آمادهسازی زمین) تجزیه و تحلیل گردیده و اثرات آنها مورد ارزیابی قرار میگیرند. حاصل این ارزیابی، منجر به پیدایش نقاط قوت و ضعف طرحها گردید که در گزارش مرحله دوم به آن پرداخته شده است.
مرحله سوم تحقیق مرحله نهایی پژوهش بوده و دارای سه بخش است؛ در بخش اول، ابتدا طرح مسئله تراکم، اهداف و چارچوب نظری تحقیق مرور میشود. در بخش دوم، تبیین مجدد مفهوم و عوامل مؤثر بر تراکم، شامل عوامل کالبدی-فضایی، زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی صورت میگیرد. در بخش سوم سنتز عوامل مؤثر بر تعیین تراکم شهری و اصول و معیارهای آن و فرایند بهینه در نحوه تعیین تراکم ترسیم و ارائه میگردد. در این مراحل ابتدا برای هریک از عوامل چهارگانهی مؤثر بر تعیین تراکم شهری، ماتریس مستقلی از شاخصها تهیه گردیده، سپس ماتریس تهیهشده از یک سو برای انواع شهرهای مورد نظر (کلانشهر، بزرگ، تاریخی، قدیمی، شهر جدید، شهر صنعتی، شهر کوچک) مورد آزمون قرار میگیرد. همچنین، در قالب امکانات تحقیق، ماتریس تهیهشده به محلات و مناطق مختلف شهری (بافت قدیمی و مرکزی، بافتهای میانی، بافت پیرامونی و طرح آمادهسازی حاشیه شهر) تعمیم داده میشود. براساس یافتههای حاصل از چهار ماتریس کالبدی، زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی، سنتز مفاهیم تراکم و تعیین مجدد عوامل تراکم صورت میگیرد.
لازم به ذکر است، به منظور تعمیق بخشیدن به مسائل تراکم، در این مرحله از تحقیق، پرسشنامهای تفصیلی از سوالات مترتب بر موضوع تراکم (مرکب از 15 سوال) طراحی و به نظرخواهی اندیشمندان، صاحبنظران، مشاوران، تهیهکنندگان طرحهای توسعهی شهری و کارشناسان دستگاههای اجرایی گذاشته شده و از نظرات استخراجشده از پرسشنامهها، در تحلیل مسائل و ابعاد تراکم بهرهگیری لازم به عمل آمده است.
رشد گسترش سریع شهرها در دهههای اخیر تقریباً تمامی کشورهای جهان، اعم از توسعهیافته و در حال توسعه را با مشکلات جدی مواجه ساخته است. مسائل این پدیده، سیاستهای شهرسازی را به طور وسیعی تحتالشعاع قرارداده است. این مسئله در ایران شاید حادتر از بسیاری از کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه باشد. دلایل و عوامل عمده این پدیده در شهرهای ایران را میتوان در فقدان مبانی آمایش سرزمین، رشد بالای جمعیت شهرنشین کشور به ویژه در دهههای اخیر، و اجرای قوانین زمین شهری در دوران پس از انقلاب اسلامی تجزیه و تحلیل کرد. تجزیه و تحلیل این دگرگونی جمعیتی و مسائل گسترش و توسعه شهری، پرداختن فوری به مسئله تراکم شهری را در دستور کار قرار میدهد.
وضعیت تراکم در شهرهای ایران را میتوان از بعد کمی، چگونگی برخورد با مقوله تراکم و نحوه تعیین تراکم بررسی کرد. به نظر میرسد اغلب شهرهای ایران در مقایسه با شهرهای سایر کشورها از تراکم جمعیتی بالنسبه کمتری برخوردار باشد. دلیل عمده این امر را میتوان در شکلگیری گسترشهای پراکنده شهری، برنامهریزی و طراحی اراضی با تراکم کم، عملکرد سازمانهای دولتی، تعاونیهای مسکن و واگذاری اراضی توسط دستگاههای مختلف تحلیل کرد. فرایند تعیین تراکم در طرحهای توسعهی شهری در ایران نیز از عوامل دیگر در تشدید مسائل گسترش شهری بوده است. مبانی نظری لازم در روند تعیین تراکم کمتر مورد توجه بوده و تراکمهای پیشنهادی عمدتاً بر اساس وضع موجود، ذهنیات، سلایق و تجربیات شخصی شکل میگیرند.
به طور کلی سؤالات تراکم شهری در ایران را میتوان به شرح زیر دستهبندی کرد:
وضعیت تراکم شهری در ایران چگونه است؟
معیارهای طرحهای توسعه شهری در ایران در تعیین تراکم چه بودهاند؟
عوامل مختلف مؤثر در تعیین تراکم شهری چیست؟
اثرات تراکمهای مختلف طرحهای شهری در ابعاد مختلف چیست؟
اصول و معیارهای تعیین تراکم چیست؟
فرایند بهینه تعیین تراکم چیست؟
مقوله تراکم پیچیدهتر از آن است که بدون پشتوانهای از تحقیقات جامع با آن برخورد شود. مروری بر نحوه این برخورد در سابقه شهرسازی کشور نشان میدهدکه علیرغم اهمیت تراکم و اثرات آن در تمامی جنبههای برنامهریزی و طراحی شهری، تنها مطالعات پراکنده و محدودی انجام شده و تقریباً پژوهش بنیادی در این ارتباط صورت نگرفته است. جایگاه و نقش منحصر به فرد نحوه انتخاب تراکم و اثرات آن در روند گسترش و توسعه شهری، ایجاب میکند تا بحث عمیقتری از سوی برنامهریزان و طراحان شهری انجام شود و ابعاد مختلف آن تجزیه و تحلیل گردد.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دکتر حمید ندیمی
مهندسين مشاور نقش، آقای مهندس کامبیز نوایی
معماری
راههای استفاده از تجربيات ارزشمند و ميراث غنی شهرسازی و معماری گذشته در سيمای شهرهای امروزی
اساس روش تحقیق در این پژوهش، نقد و بررسی مصادیق است. به این معنی که مجموعهای از آثار معماری معاصر ایران (که نشانگر تلاشهایی به منظور بهرهگیری از میراث معماری گذشته در معماری امروزی میباشند)، به عنوان مصادیق مورد مطالعه انتخاب شده و در نتیجه، آثار مورد بحث به روش «تامل در خود اثر» یا «نقد اثر از طریق خود» تجزیه و تحلیل میشوند و با این کار، انواع رویکردهای معماران به موضوع «نسبت با معماری گذشته»، شناخته میشود.
از آنجا که تحقیق بر تامل در خود آثار استوار میشود، لذا نحوه و مراحل نقد و بررسی آثار، مسیر اصلی کار تحقیق را مشخص خواهد کرد. مراحل عمده زیر به منظور ترسیم اجمالی مسیر تحقیق قابل ارائه است:
1. نقد و بررسی مصادیق
2. دستهبندی رویکردها و بررسی آن
3. رویکردها و میراث معماری گذشته
به کمک نتایجی که در زمینه ماهیت هر یک از رویکردها بدست آمده و مقایسه آنها با باطن و جانمایه معماری گذشته، نسبت به تجارب جدید و معماری قدیم مورد شرح و تفصیل قرار میگیرد. در مرحله نهایی رویکردها با یکدیگر مقایسه شده و میزان نزدیکی هر کدام با معماری گذشته بررسی میگردد و در نتیجه آن معلوم میشود که هر رویکری تا چه میزان به ثمر و نتیجه رسیده و به ادعای خود نزدیک شده است. با این کار معلوم میشود که آیا حقیقتاً میان آثار مذکور و معماری گذشته نسبتی وجود دارد یا خیر و اساساً این نسبت چه نسبتی است.
در انتخاب مصادیق معماری، نکات و ضوابطی مورد نظر بوده است:
آثاری که واجد بیان معماری صریح و قابل تامل بوده و قصد و نیت معمارانه در آنها به وضوح دیده میشود.
مصادیقی که ساخته شده باشند تا به این ترتیب بتوان با تمامیت اثر مواجه شد.
مصادیقی که در آنها زندگی جریان داشته باشد تا بتوان نحوه زندگی مردم را در آنها به عینه مشاهده کرد.
مصادیقی که حتیالمقدور مدارک و نقشههای در دسترس داشته باشند و یا مدارک آنها نیاز به اصلاحات اندکی داشته باشد.
با اتکا به تجزیه و تحلیل بناهایی که در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفتهاند، در جمعبندی نتایج، صفاتی مطرح میشوند که از دو ویژگی متضاد نشأت گرفتهاند؛ «اصول سنت معماری ایرانی» و «مبانی زیباشناسی مکتب معماری مدرن». این صفات عبارتند از:
تکرار یا تصرف، سادگی یا پیچیدگی، قصهگویی یا تجرید، استقلال یا تداخل فضاها در سازماندهی فضایی، سنگینی یا سبکی، وحدت یا کثرت، درونگرایی یا برونگرایی.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس محمدرضا قاهری
گروه مطالعات و پژوهشهای شهرسازی مرکز- مهندسین مشاور پ
شهرسازی
ارزیابی قابلیتهای اجرایی طرحهای جامع شهرستان
برنامهریزی را میتوان کوششی دانست عقلانی و سنجیده در جهت هدایت منطقی فرایندهای موجود به سوی مطلوبیتهایی که توسط اهداف تعیین میگردد و حاصل آن یعنی برنامه را الگویی نظامیافته از تصمیمات درهمتنیده، منطقی و هماهنگ نامید. مفهوم و ماهیت برنامهریزی «خردورزدی» است. وقتی برنامهریزی میکنیم میخواهیم منطقی عمل کنیم. ورما (1998) دو نوع خردورزی را بیان میکند: خردورزی تحلیلی که شامل تقسیم کل به جزء و شناخت اجزای زمینه و تفاوتهای آنها است و نوع دوم خردورزی سیستماتیک که شناخت ارتباط اجزا و اهداف اجزا برای دستیابی به کل (برنامه) را مورد توجه قرار میدهد و نظم جاری به واسطه نظم ارتباطی بین اجزا به وجود میآید تا نظم هر یک از اجزا در برنامهریزی. پیشبینیهایی که اساس برنامهریزی است، در تحلیل نهایی میباید متکی بر رفتار غرضی عوامل مورد نظر در آینده باشد. زیرا سودمندی کار برنامهریزی وابسته به قدرت پیشبینی آن است و پیشبینی وابسته به استمرار رفتار متغیرها و نهادهای موجود و سازگاری رفتار عوامل مورد نظر در برنامه است و بنابراین تحقق برنامهریزی نیازمند انعطافپذیری برنامه و تاکید آن بر فرایند به جای نتیجه است. این امر به خصوص در سطوح بالای برنامهریزی از اهمیت ویژهای برخوردار میگردد.
در سالهای اخیر، مقامات دولتی، اقتصاددانان و برنامهریزان بسیاری از کشورها درباره کارایی طرحها و برنامهها در سطوح ملی و منطقهای تردید نشان دادهاند. این تردید دلایل گوناگونی دارد از جمله:
ضعف طرحها و برنامهها به عنوان ابزارهای توسعه
خطرپذیری بسیاری از پیش بینیها به دلیل خردورزی تحلیلی غالب در تهیه برنامهها
عدم وجود سازمان و تشکیلات مناسب برای تهیه، اجرا، ارزیابی و اصلاح برنامهها
نقش بیش از حدی که بسیاری از کشورها در روند توسعه، برای چنین آرزوها و خیالات قائل شدهاند.
در مورد کشور ایران، به موارد فوق میتوان عدم هماهنگی موثر بین وزارتخانهها و سازمانها را نیز افزود. کارشناسان سازمان ملل نیز معتقدند که بدون مشارکت دستگاههای اجرایی مختلف در همه برنامهها نمیتوان به اجرای آنها امیدوار بود. از طرف دیگر شرط لازم هماهنگی دستگاههای اجرایی مرتبط با امر برنامهریزی در هماهنگ نبودن و تلفیق برنامههای منطقهای با برنامههای کلان است.
به طور کلی مقیاس منطقه جهت خاصی را در برنامهریزی منطقهای به وجود میآورد. اگر برنامهریزی را فرایندی از هدایت سیستمهای ملی و تنظیم و مکانیابی فعالیتها در سطح منطقه بدانیم، میتوان آن را پاسخی برای مشکلات منطقه تلقی کرد. رشد اقتصادی، افزایش جمعیت شهرنشینی و استفاده حداکثر از منابع دیگر برخی مناطق و افسردگی و رکود اقتصادی در مناطق دیگر، برنامهریزی در هر دو منطقه را یکی با هدف کنترل رشد و دیگر تشویق رشد ضروری میسازد. برنامهریزی منطقهای از آن جهت که فراشهری است، امکان آن را میدهد تا شهر و مراکز شهری در قالب زمینه خود دیده شوند و از طرف دیگر به واسطه آنکه در سطحی پایینتر از ملی است اجرایی شدن برنامهها و سیاستهای کلی در سطح ملی را امکانپذیر مینماید. در حقیقت برنامهریزی منطقهای میتواند کمکی به برنامهریزی هم در سطح ملی و هم در سطح محلی باشند.
ساختار برنامهریزی منطقهای به عوامل غیر قضایی از جمله جنبههای اجتماعی و فرهنگی و ارزشهای اجتماعی و الگوهای فرهنگی، چهارچوب تشکیلاتی و تکنولوژی روز وابسته است و از طرفی به جنبههای اقتصادی مرتبط میگردد. جنبههای اقتصادی از قبیل چگونگی تخصیص و توزیع منابع و جنبههای فضایی و کالبدی منطقه نقش موثری در محتوای برنامهریزی منطقهای دارند و در حقیقت میتوانند تبلور جنبههای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی در منطقه به وسیله توزیع فضایی عناصر کالبدی و ارتباطات عملکردی بین فعالیتها محقق میگردد.
روند برنامهریزی منطقهای در ایران از اولین برنامههای عمرانی کشور بین سالهای 1327 تا 1334 با مطرح نمودن ناحیه دشت مغان شروع شده است.
تجدید نظر در خط مشیها و رویکرد به تدابیر جدید در مفهوم برنامهریزی منطقهای در اواخر سال 1349 روی داد و اقداماتی جهت رفع موانع گوناگونی در تهیه برنامهها و اجرای آنها به وجود آمد و کشور به 11 منطقه تقسیم شد که بعضی از استانها وسعت بیشتری داشت.
بررسی روند برنامهریزی منطقهای بین سالهای 1327 تا 1352 (یعنی برنامه عمرانی اول تا پایان برنامه عمرانی چهارم) نشان میدهد که به مجرد آنکه برنامهریزی به تدریج از سیاست یکبعدی تمرکز سرمایهگذاری در مناطق عقب افتاده به سیاستهای چندبعدی تمرکززدایی، منطقهای کردن بخشها، ایجاد برنامهریزی در مناطق، مطالعه جامع منطقهای و مشارکت مقامات محلی تحول یافته است. لیکن از برنامهریزی کالبدی به عنوان زیرمجموعهی اصلی برنامهریزی منطقهای چیزی وجود ندارد.
در برنامه پنجم 1351 تا 1356 ضرورت طرحهای کالبدی در سطح برنامهریزیهای منطقهای مشخص گردید. در سال 1361 مجدداً اندیشه آمایش سرزمین مطرح و نتیجه به صورت طرح پایه آمایش و تهیه برنامه فضایی کشور در یک برنامه بیستساله تجلی یافت که به تهیه طرح پایه آمایش در سال 1362 منجر شد.
در برنامه پنج سال اول جمهوری اسلامی (1372-1368) برنامهریزی منطقهای نسبت به برنامههای قبل، از جایگاه بهتری برخوردار شد.
مروری بر برنامههای عمرانی کشور و نتایج حاصل از تجربه تهیه برنامههای منطقهای در گذشته نشان میدهد که به علت وجود سیستم برنامهریزی مرکزی، تسلط برنامهریزی کلان اقتصادی و برنامهریز بخشی، برنامهریزی منطقهای همواره تحت تاثیر برنامههای کلان و بخشی قرار گرفته و در جهت آنها هدایت شده است و به همین دلیل بین آنچه که قرار بوده در برنامهریزی منطقهای انجام شود تفاوت وجود دارد. محتوای برنامههای منطقهای کمتر عوامل مربوط به مراکز سکونتی و چگونگی توسعه کالبدی را به اندازه کافی مد نظر داشتهاند. در برنامه دوم با تصویب طرحهای توسعه و عمران در مقیاسهای متفاوت ملی و منطقهای و محلی که در سال 1375 تهیه و در سال 1377 ابلاغ گردید تا حدودی این خلاء را پر کرد. با این حال هنوز توجه به قابلیتها و توانهای محلی مناطق، سلسلهمراتب در بخش خدمات و نیازمندیهای عمومی و زمینهسازی کار و فعالیت و سرمایه و ایجاد اشتغال در نقاط غیر متمرکز را ضروری میسازد. شباهت طرحهای جامع شهرستان در ایران با برنامهریزی استانی در کشور انگلستان است که بر اساس سیستم اداری و مرزبندیهای سیاسی تعریف میشوند.
طرح ساختاری متشکل از یک گزارش مکتوب است که سیاست استراتژیک اصلی در برنامهریزی بهرهبرداری از زمین را در منطقه و مهمترین پیشنهادهای کلی برای تغییرات را بازگو میکند.
طرح محلی سیاستها و پیشنهادهای کلی تدوین شده در طرح ساختاری را توسعه و بسط میدهد.
اگر برنامهریزی فضایی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و مکانی در سطوح مختلف ملی، منطقهای، ناحیهای و محلی را سیستم هدایت و کنترل توسعه در این سطوح بدانیم ارزیابی میتواند به عنوان مکانیزم کنترل سیستم برنامهریزی تلقی شود که از طریق دریافت اطلاعات مداوم از خود سیستم، پردازش آنها و وارد کردن مجدد این اطلاعات به جریان سیستمی، آن را هدایت و به حفظ تعادل و پایداری آن کمک مینماید.
ارزیابی بر حسب جایگاه و ماهیتی که دارد میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد و به لحاظ موضوع، عمق، مدت، دقت و هدف شکلهای متفاوتی را در برگیرد و از یک نظارت ساده و ارزیابی قبل از اجرا در حین اجرا و بعد از اجرا را شامل میشود. ارزیابی میتواند کل یا ماهیت کلی یک موضوع یا بخشی از آن مورد توجه قرار دهد.
برای مثال، فرایند برنامهریزی، مکانیزم تخصیص منابع، سازمان، ساختار و نحوه اداره و اجرا، مسائل ویژه طرحها و پروژهها، همچنین منابع مالی، تاثیر و تاثرات طرحها و اهداف و سیاستهای طرحها را مورد ارزیابی قرار دهد.
تاریخچه طرحهای جامع شهرستان:
شروع تهیه طرحهای جامع شهرستان یا طرحهای توسعه و عمران ناحیهای (به عنوان طرحهای زیرمنطقهای) بر اساس سیستم اداری اولینبار از ابتدای سال 1370 در معاونت شهرسازی و معماری وزارت مسکن و شهرسازی مورد توجه قرار گرفت و تهیه طرحهای جامع شهرستان در تاریخ 5/11/73 به تصویب هیات وزیران رسید. انگیزه اولیه در پیشنهاد طرح جامع شهرستان به دلیل مشکلات و معضلاتی بود که عملاً از کنترل طرحهای جامع شهری خارج بود.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقاي مهندس ناصر بنيادي
دفتر فنی آموزشی و پژوهشی دانشکده معماری و شهرسازی دانش
شهرسازی
بررسي عناصر و عوامل موثر در شكلگيري منظر شهري
در ادراك محيط مصنوع و حتي محيط طبيعي عوامل متعددي دخالت دارند. بخشي از اين عوامل به ويژگيهاي فردي و اجتماعي و فرهنگي مردم مربوط بوده و بخشي ديگر ناشي از شرايط تركيب عناصر و اجزای محيط زيست است. در اين مبحث مروري اجمالي به مكانيزم ادراك بصري توسط انسان، ادراك حسي مرتبط با محسوسات محيطي و ادراك ذهني در تركيب با اندوختههاي ذهني صورت ميگيرد. تأثير عوامل بيروني در سازوكار ادراك محيطي بخش اصلي اين مبحث است. اين عوامل كليه عناصر منظر شهري و جلوههاي بصري آنها را در بر ميگيرد. عوامل بيروني شامل شرايط محيط طبيعي به ويژه توپوگرافي و اقليم خواهد بود. در محدوه عوامل مصنوع انسان موثر در سازوكار ادراك منظر شهري ديدهاي متوالي، ديدهاي جانبي، ديدهاي باز يا با زاويههاي بسته، حركتهاي مستقيم و يا در انحنا و پيچش و نيز نقش نور در مقاطع زماني در تجربه سيماي شهري مطالعه ميشود. عوامل ويژهاي مانند نوع تركيببندي منظر شهري، مقياس انساني، تناسبات و ابعاد محيط مصنوع، توالي و تسلسل نظم، عوامل قطع تداوم ديد، عوامل بهيادماندني، درجه محصوريت فضا و اندازه فضاهاي شهري مطرح ميباشد. تبعات ناشي از سازوكار ادراك منظر شهري مانند موقعيتسنجي، جهتيابي، خوانايي محيط، خوشايندي، مناظر، تنوع يا يكنواختي و... مورد توجه قرارخواهد داشت. آرايش و انتظام كالبدي و لذا فرم دركشده از يك شهر هدف طراحي شهري است. در طراحيشهري، يك عامل ثابت و مهم وجود دارد. در هر شهري، در هر زماني، با هر سرعت حركتي، اين عامل هدف در طراحي شهري است؛ اين فاكتور خود انسان است، با قدرت درك محيط اطرافش. قدر مساوي در جذب اطلاعات و برقراري ارتباط بين آنها، اگرچه اختراعات توانسته مقياس دنياي روزمره و نگرش ما را به جهان به طور كلي افزايش میدهد، اما نميتواند تغيير اساسي در توانايي ديدن اندازه چيزها و مكانهاي خاص شهري ايجاد نمايند. ابزار مكانيكي ميتواند به تجربه ما اضافه نمايد و قابليتهاي ادراكي ما را ارتقا دهد، اما نميتواند سازوكار فيزيولوژيك انساني را ريشهكن كرده و تغيير اساسي دهد. اگر اندازه شهرها پهناور شود. لذا نياز بسيار بيشتري به تقسيمات فرعي در آنها براي ايجاد بخشهاي قابل درك به وجود ميآيد. سيستم حملونقل ممكن است كرانههاي شهر را در خود جذب كرده و قابل دسترس نمايد، اما هر محلهاي بايد يك كليت منحصربهفرد باقي بماند كه اندازه و ظاهر آنها قابل درك باشد. واقعيت كالبدي مقياس بايد همچنان از نظر بصري آشكار و هويدا باشد. جنبهاي مهم از مقياس، نسبتهاي مرتبط با مدول است. كل يك شهر مدولي است كه شامل عناصري ميشود كه در فواصلي معين واقع شده و تكرار ميشود. اين مسئله كمك ميكند ما بخشهايي را كه نمي توانيم ببينيم، تصور كنيم. حتي تعداد محدودي عناصر قابل رؤيت مثل برجها در نقاط پاياني كليدي، به ما ميگويند كه در كجا چيزهايي آغاز و يا انجام يافته است و مركز فعاليتها در كجاست.
ماهيت ادراك انساني:
زندگي جريان پيوسته تجربه است. هر كنش يا لحظه از زمان پيامد تجربهاي است پيشين و آستانهی تجربهاي ميشود كه قرار است رخ دهد. اگر بپذيريم كه يكي از هدفهاي زندگي دست يافتن و جريان پيوسته از تجارب همگون است، آنگاه رابطه فضاها با يكديگر كه در ظرف زمان تجربه ميشود در طراحي پيش ميآيد. بررسي سازوكار ادراك منظر شهري بدون شك در چارچوب سازوكار محيط مصنوع جاي ميگيرد كه با هدف ارتقای كيفي محيط به ويژه محيطهاي شهري مورد مداخله قرار گرفته است.
ساز وكار ادراك در حال حركت:
مفاهيم كلي ادراك انساني نبايد تنها در حالت سكون مورد نظر باشد، زيرا بخش اعظم اين فرايند در هنگام حركت در فضاهاي شهري است كه تحقق مييابد.
درك از واقعيتهاي فضايي و مفهوم گستردگي و ساخت، موجب معرفت به زمان ميشود. تركيب فضا-زمان، حركت است.
چشمها حركت ميكنند. هيچ نقطه توقفي وجود ندارد و نميتوان آنها را ثابت نگهداشت، مگر آنكه هيچ چيزي براي ديدن وجود نداشته باشد. ما محيط اطرافمان را با حركت سر ادراك ميكنيم. ميدان ديد با حركت موجوديت مييابد. اكثريت ما تمايل به آن داريم كه شهر را به صورت يك سري از صحنههاي ثابت ببينيم. حتي در يك خيابان مستقيم، شخص ساختمانهاي مجاور را ميبيند و ساختمانهاي دورتر، برج يا مناره، كليساها، گروه درختان و البته تپههاي واقع در خارج شهر، در شرايطي كه شخص به طرف آنها حركت ميكند در موقعيتهاي جديد و ارتباط متغير نسبت به يكديگر ديده ميشوند. در يك خيابان در شرايطي كه شخص حركت ميكند، ميتواند از طيفي از تجارب به مراتب وسيعتر و غنيتر برخوردار شود؛ نسبت به موقعي كه چشمانداز از يك نقطه ثابت و محدود است.
سازوكار فيزيولوژيكي ادراك انساني: منظور آن است كه از مكانيزم رؤيت (ديد) يا از ساختار ارگان بينايي بررسي دقيقي ارائه شود. اما با اين حال لازم است بعضي از عناصر را مورد بررسي قرار داده و به طور مختصر اشارهاي بشود. ما هيچگاه نميتوانيم آگاهي كاملي از جهان داشته باشيم مگر تنها از طريق برخورد نيروهاي فيزيكي برگيرنده حواسمان. ادراك چشم انسان فقط ميتواند با پيچيدهترين دوربينها مقايسه گردد.
تأثير عوامل بيروني (محيطي) در سازوكار ادراك:
بديهي است موثرترين پديده در چگونگي ادراك انسان از محيط مصنوع، نحوه انتظام و سازمان فضايي عناصر در محيط است.
اين مقوله به طور مفصل در بحث تركيببندي عناصر در منظر شهري مورد بحث قرار گرفته است. در اين بخش نحوه تأثير تركيبهاي مختلف از عناصر گوناگون در سازوكار ادراك مورد توجه قرارگرفته است. وقتي به تركيببندي عناصر متشكله در يك پديده بها داده ميشود، به طورحتم به كليت آن پديده اهميت داده شده است. منظر شهري يك پديده جامع و متشكل از عناصر متعددی است كه در ساختاري ويژه شكل پذيرفته است. اسرارآميز بودن، كيفيتي است در مناظر شهري، بدين معني كه از پيادهروي بيروح در دنياي پرمشغله امروزي نظارهگر ناشناختهها هستيم. اسرار در يك شهر؛ جایي كه هر چيزي ميتواند اتفاق بيفتد يا وجود داشته باشد. عامل مهم ديگر در تعريف وضوح خيابان، فضاهاي بين ساختمانها در طول يك خيابان است. ساختمانها ميتواند به اندازه كافي از هم فاصله داشته باشد. طوري كه وقتي مستقيماً به جهت مقابل خيابان در حال حركت در طول آن نگاه ميشود، طبيعي است كه پشت خيابانها و حياطهاي عقب آنها با ساختمانهاي واقع در خيابان بعدي ديده ميشود. مجدداً تعداد نسبتها كاملاً مشخص نيستند و مشكل است كه مشخصاً گفت كه آيا اين فضاي بین ساختمانهاست يا يكي ديگر از بسياري از عوامل گوناگون در طول يك خيابان، ارتفاع ساختمان، عقب نشيني بنا، كيفيت معماري، درختان و نردهها براي مثال كه يك خيابان را تعريف ميكند.
محورها و كانونهاي ديد (چشماندازهاي شهري):
در مباحث مربوط به مناظر و يا در شهر كه بخش لاينفك ويژگيهاي سيمايشهر است. نقش محورها و كانونهاي ديد در چشماندازهاي شهري مورد ملاحظه قرار خواهد گرفت. به علت ماهيت تركيبي عناصر سازنده سيماي شهر و انواع الگوهاي تركيبي آنها، ديدهاي مختلفي در فضاهاي شهر ميسر ميگردد. طبقهبندي انواع ديدها و چشماندازها در فضاهاي شهري بر اساس مشخصات توپوگرافي محل استقرار شهر و يا تأثير الگوي شبكه راهها و فضاهاي باز آن (از مقياس يك ميدان در شهر تا فضاهاي باز و بستر وسيع درون شهر). قدم اول بررسي است. ديدهاي محوري طويل يا محدود، ديدهاي منقطع يا شكسته و ديد در مسيرهاي ملحقي و ساير انواع با توجه به موارد خاص در نظر گرفته ميشوند. نقاط كانوني در چشماندازها، اعم از نقاط كانوني در الگوهاي مركزي يا در مسيرهاي پر پيچ و خم و قابليتهاي حاصل از آنها در طراحي و ساماندهي چشماندازهاي شهري بحث و بررسي خواهد شد.
نقش عوامل تشديدكننده يا برهمزننده مانند رديف ساختمانها يا درختان و ساير اجزا مصنوع در مسير، مطالعه خواهد شد. ريتم، تناسب، هماهنگي، يا ناسازگاريهاي عناصر سيمايشهر، موانع ديد اعم از طبيعي يا مصنوع، فواصل و تأثير آن در چشماندازها نيز مورد توجه قرار خواهند گرفت.
محورهاي ديد:
بديهي است پديده منظر شهري به صورت گوناگون به رؤيت انسان ميآيد. چگونگي اين امر به مدد چشماندازهاي مختلف در درون فضاهاي شهري و از بيرون به درون بستگي دارد. فرصت رؤيت منظر شهري در قالب محورها و كانونهاي ديد در اين مبحث بررسي خواهد شد.
كانونهاي ديد:
مشاهدات نشان ميدهد كه يك جسم ثابت نسبت به اجسام متحرك همچون يك آهنربا عمل ميكند. بديهي است كه انگيزه براي اتخاذ چنين آرايشي از خواستهاي انسان براي تمامي صورت ميگيرد و نه از بيتفاوتي در برابر فضاي آزاد و پوشاندن اين فضاها با اشيايي كه موجب مزاحمت براي انسانها ميگردد.
انواع چشماندازهاي شهري:
در محيط مصنوع به ويژه محيطهاي شهري گونههاي متنوعي از چشماندازها قابل مشاهده ميباشد. گونهگوني ديدها در سطح شهر كه از عوامل متعددي سرچشمه ميگيرد (اعم از مصنوع يا طبيعي) و جذابيت منظرشهري را ارتقا ميبخشد.
بسياري از صاحبنظران كه در زمينههاي مختلف طراحي شهري مطالعه و تحقيق داشتهاند، به برخي و ارائه تعاريفي از اين گونه پرداختهاند كه در زير به مواردي از آن اشاره ميشود:
نقاط ديدي كه از حومههاي اطراف به شهر نگاه ميكند.
نقاط ديد درون شهر كه به حومههاي اطراف مشرف است.
چشماندازهاي درون شهر كه به يك خيابان يا ميدان و يا بخش ويژهاي محصور شده است. چشماندازه به طور اصلي از ناهمواريهاي طبيعي و فرمهاي مصنوع زمين مثل فضاهاي باز، پاركها، درختكاريها، ساختمانها و سازههاي از هر نوع متشكل ميباشند.
چشماندازهای در حال حركت:
در بررسي انواع چشماندازها، بايد به مسئله چشماندازهاي ثابت و چشماندازهاي در حال حركت نيز توجه داشت. هر دو نوع اين چشماندازهاي شهري در منظرشهري بسيار اهميت دارند. در درون فضاهاي شهري، چشماندازهاي قابل مشاهده از يك نقطه ثابت جايگاه خاصي در منظر شهري دارد و حتی چشماندازهاي متغير در حال حركت و يا حتي چشماندازهاي جمعيت در يك مسير حركت نيز در مطلوبيت منظر شهري دخيل ميباشند. در اين مقوله نيز ديدگاههاي متفاوتي در بررسي موضوع مطرح شده است.
عوامل موثر در محورهاي ديد، كانونهاي ديد و چشماندازهاي شهري:
ويژگيهاي جغرافيايي: قويترين تصوير ذهني از بسياري از شهرها به طريقهاي كه آنها با شكل زمين ارتباط مييابند، مثل تپهها، رودخانهها و درهها.
ويژگيهاي الگوهاي تركيببندي عناصر مصنوع در منظرشهري: در رابطه با الگوهاي تركيب عناصر كالبدي اعم از بافت شهري، تراكم ساختمانها به ويژه در خط آسمان، آرايش ساختمانها در راهها و ميادين شهري نيز ويژگيهايي قابل توجه است كه در شكلگيري انواع چشماندازهاي شهري موثر واقع ميشوند.
گونهشناسي سبكي منظر شهري:
هدف اصلي شناخت و تعيين فاكتورهاي موثر در تعيين گونههاي منظر شهري براي مطالعات موردي و خاص ميباشد. به طور كلي در مقوله گونهشناسي مباحثي مانند تعيين و طبقهبندي عناصر فرمدهنده و مشخصههاي تجميعي آنها، تعيين سطح يا گستره انواع مختلف، درجه واجد هويتبخشي آنها، موقعيت جايگاه آنها در ساختار محيط شهري، تعداد تنوع گونهها، كيفيت گونههاي عناصربصري كه هويت، معنا و موقعيت ساختار كلي منظر شهري را شكل ميبخشند.
الگوي تركيببندي عناصر شهري:
گونهشناسي بر اساس الگوهاي ساختار كالبديشهر: الگوهاي ساختاري شهر ميتواند بر سيماي شهر در مقياس كلان يا پيكره شهر موثر واقع شود. گرچه تداوم اين تأثير را ميتوان در بخشهايي كوچكتر مثل شهر يا مراكز مناطق شهري نيز دنبال نمود. انواع الگوهاي تركيبي عناصر منظر شهري به شكلهاي مشخصي از فضاهاي شهري اعم از منظم يا نامنظم منجر خواهد شد. الگوي تركيب ميتواند براي يك مجموعه و فضاهاي عمومي در مقياس كوچكتر و يا حتي براي كل شهر و عناصر اصلي آن در نظر گرفته شود.
گونهشناسي بر اساس بافت شهري:
بافت شهري را برخي موثرترين فاكتور در ايجاد گونههاي مختلف منظر شهري ميدانند. بافت شهري به مفهوم دانهبندي ساختمانها و فضاهاي پر و خالي آنها و شبكه راهها به ويژه راههاي فرعي و نحوه درهمتنيدگي اين دو عنصر اصلي شهري تلقي ميشود. توده ساختمانها در اين مفهوم به علت تكرار طرحهاي مشخص از عناصر و جزئيات معماري به شكلگيري منظر شهري منجر خواهد شد كه خود جزء مهمترين عوامل هويتبخش منظر شهري در يك بخش از شهر و يا كل منظر شهري خواهد شد، لذا الگوي تركيببندي ساختمانها، راهها و ميادين به ويژه الگوي پر و خالي ساختمانها در تركيب با فضاهاي عمومي مجاور اهميت مييابد.
گونهشناسي منظرشناسي بر اساس خيابانها، ميادين و فضاهاي باز:
ويژگيهاي عناصر متشكله منظر شهري كه اساساً ناشي از تركيب چند عنصر مثل ساختمانها و راهها يا ساختمانها و فضاهاي باز ميباشد نيز در فرم دادن به گونههاي مختلف سيماي شهر و سيماي خيابان بسيار موثر ميباشند. اين نحوه تأثير را گاه در قالب ويژگيهاي اين عناصر به تنهايي، گاه در خصلت همجواریهاي آنها بررسي و طبقهبندي نمودهاند. بررسي ادبيات مربوط به منظر شهري، گوشههايي از اين نوع گونهشناسي را مطرح مينمايد.
تركيب ساختمان در گونهشناسي منظر شهري:
ويژگي ساختمانها بدون شك يكي از مهمترين فاكتورها در گونهشناسي منظر شهري است. در اين مبحث ويژگي تركيب ساختمانها غير از مشخصات انفرادي آنها نيز اهميت خاص مييابد. ساختمانها متغيرترين عنصر در منظر شهري هستند كه در طول حيات يك مجتمع زيستي دچار بيشترین تحولات سبكي و مشخصات كالبدي مثل ارتفاع، ابعاد و اندازهها، مصالح و جزئيات ميشوند. گونهشناسي تا حد بسياري منوط به تشخيص نمونهايي از دورههاي حيات يك شهر و ديدگاه و روش برخورد با طبقهبندي ابعاد آنها در يك بررسي است.
گونهشناسي بر اساس خط آسمان و عناصر شاخص (نشانههاي شهري): عناصر شاخص در يك شهر فارغ از مقياس و اندازه آنها ميتواند در الگوي تركيبي اش با توده ساختمان شهر، موجود متنوعي در گونههاي منظر شهري شود. گرچه نقش اين عنصر نسبت به تأثير توده ساختماني در سيماي شهر كمتر است اما نميتوان نسبت به آن بيتوجه بود. در شرايطي از تاثير مضاعف، عناصر شاخص و نشانهها را ميتوان در گونههاي مختلف خط آسمان شهر مشاهده نمود. انواع خط آسمان نهتنها در شهرهاي مختلف و دورههاي تاريخي متفاوت، بلكه حتي در بخشهاي مختلف يك شهر نيز قابل رؤيت است.
سبك شهرسازي و معماري و جزئيات آن در گونهشناسي منظرشهري: سبك شهرسازي ساختمانها كه غير از مشخصات كالبدي مثل ارتفاع يا ابعاد فرم حجمي است، يكي ديگر از عوامل موثر در گونهشناسي محسوب ميشود. تبلور سبك شهرسازي نيز به ويژه در گونهشناسي منظر شهري حائز توجه است. به اين لحاظ مواردي از نحوه اثر سبك شهرسازي و معماري در منظر شهري مطرح ميشود.
گونهشناسي بر اساس تغييرات ادواري:
تحليل ريختشناسانه يكي از مهمترين ابزار براي مطالعه يك شهر است. نواحي بينظم و بيشكلي در شهر وجود دارد و يا اگر جايي وجود دارد. نتيجه فرايند دگرگوني و تغيير، ماهيت هستند. آنها نماينده دورههاي بينتيجه و ناتمام از پويايي شهري هستند. جايي كه پديدههايي از اين نوع به تناوب ظاهر ميشود. فرايند دگرگونيهاي ماهوي معمولاً بسيار شتابان بوده است، زيرا تراكم زياد فشار بيشتري بر مقاصد بهرهوري زمين ميگذارد. اين تحول ماهوي از طريق تعيين دقيق مناطق و سطوح بازشناسي ميشود و اين هنگامي است كه فرايند توسعه مجدد اتفاق ميافتد.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس عباس اخلاصی و آقای مهندس مرتضی عمرانی
آقای مهندس محمدرضا جوادي
شهرسازی
طراحي نظام كنترل و نظارت بر فرايند توسعه شهرها
در اين پژوهش به شناسايي عوامل موثر در عرصه توسعه شهري پرداخته ميشود و نحوه نظارت و كنترل توسعه شهري در كشورهاي مختلف بررسي شده و به بررسي مقايسه ايران با ساير كشورها پرداخته شده است. آنچه در ايران باعث آسيب در اين زمينه شده، فقدان نظارت و مشاركت مردم در چرخه سياستگذاري برنامهريزي و اجرا است. البته كه هيچ نظام و سيستمي نميتواند براي هميشه كامل و بدون نقص باشد و بايد روند تكامل و اصلاح را از طريق عناصر اصلي آن بين مردم، مسئولين و متخصصين كه در جايگاه اصلي خود قرار ميگيرند دائماً تجربه كرده و اصلاح نمود. این پژوهش در سه مرحله ارائه شده است و مشتمل بر چهار فصل است:
فصل اول- طرح مسئله و اهداف طرح
فصل دوم- بررسی و شناخت وضع موجود:
این فصل نخست در راستای شناخت قوانین و مقررات، قوانین و آییننامههای مختلف موجود، از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قانون برنامه و بودجه، قانون شهرداری، قانون زمین شهری و... را مطرح میسازد و سپس ساختار نظام کنترل و نظارت را بیان میکند و در نهایت به بررسی عوامل و ابزارهای کنترل و نظارت بر روند توسعه شهری میپردازد که در آن نقش مردم، دولت و سازمانهای مسئول، سازمان برنامه و بودجه، وزارت مسکن و شهرسازی، وزارت کشور، شهرداریها و سازمانهای نظام مهندسی ساختمان از جنبههای مختلف بررسی میشوند.
فصل سوم- بررسی امکانات و عوامل موثر در نظام کنترل و نظارت:
در این فصل ابتدا تجربیات جهانی در زمینه کنترل و نظارت طرحهای شهری مطرح شده است و نظام کنترل و نظارت توسعه شهری در کشورهای ژاپن، انگلستان، آمریکا و فرانسه مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، نظام کنترل و نظارت بر تهیه طرحهای توسعه، نظام کنترل و نظارت بر اجرای طرحهای توسعه شهری، نظارت بر تهیه طرحها و اجرای پروژههای عمرانی و مراحل نظارت بر تهیه و اجرای پروژههای ساختمانی مورد بحث قرار گرفته و در پایان نقش دولت و نهادهای محلی در کنترل و نظارت بر تهیه طرحها و اجرای ساختمانها بیان شده است.
فصل چهارم- طرح ساختار نظام جامع کنترل و نظارت بر فرایند توسعه شهرها:
این فصل پس از بیان اصول کلی و اهداف نظام کنترل و نظارت، طرح ساختار نظام جامع کنترل و نظارت بر فرایند توسعه شهرها را مطرح میسازد و سپس در بخشی با عنوان نظام مدیریت و نظارت بر ساختوساز، به بیان اهداف نظام مدیریت و نظارت بر ساختوسازها و بیان چکلیست کنترل ساختوسازها و طرحهای عمرانی میپردازد. در ادامه نقش جوامع صنفی و حرفهای، از جمله مهندسان مشاور و شرکتهای دولتی و خصوصی عمران و بهسازی شهرها را در فرایند طراحی و نظارت بر طرحهای شهری بیان میکند و در انتها به بررسی روشها و نقش مشارکت عمومی در نظام کنترل و نظارت بر توسعه شهرها میپردازد.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دکتر سید محمدعلی کامروا
مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران
شهرسازی
ضوابط مکانیابی و بلندمرتبهسازی و تکمیل ضوابط طراحی و اجرا در شهرها بر حسب اولویت و ضرورت
بخش اول:
موضوع اصلی این مطالعه، بررسی کلیه اقداماتی است که تدریجاً گرایش به بلندمرتبهسازی و ساختوسازهای پرتراکمتر را مورد تشویق قرار داده و طی یک روند طبیعی و آرام، این گرایش را به عنوان یک جریان غالب در اقتصاد بخش ساختمان درآورده است. اشاره به این بحث با تاکید بر این نکته صورت پذیرفته که گرایش به ساختوسازهای بلند و پرتراکم به طور ناگهانی در سالهای اخیر به وجود نیامده، بلکه زمینههای شکلگیری این جریان طی سالهای طولانی و به صورت تدریجی شکل گرفته ¬است و شرایط کنونی حاصل مجموعهای از تحولات اقتصادی-اجتماعی و نیز مبتنی بر مصوبههایی است که این شرایط را فراهم ساخته است. در این بررسی سعی شده هم به قوانینی که آشکارا ساختوسازهای پرتراکم را تشویق کردهاند اشاره شود و هم اصول و ضوابط و مصوبههای شهرسازی که به طور جنبی و غیر مستقیم این جریان را تقویت کردهاند (مثل تعریف محدوده قانونی شهر و غیره که الزام به استفاده مطلوبتر و به تعبیری پرتراکمتر را به عنوان نتیجه طبیعی این محدودیتها به دنبال داشت)، مورد بررسی قرار دهند.
این بخش شامل بررسی موارد زیر میباشد:
الف: مقدمه و تاریخچه مختصری از بلندمرتبهسازی در ایران
ب: بررسی تحولات ساختوسازهای ساختمانی ایران با نگاهی به بلندمرتبهسازی (مسکونی، غیر مسکونی)
ج: بررسی قوانین و ضوابط و مقررات مصوب در زمینه تراکم شهری و بلندمرتبهسازی
د: طرح مسائل اساسی بلندمرتبهسازی در ایران
بخش دوم:
این بخش به بررسی مقوله عرضه و تقاضا در بخش اقتصاد ساختمان و ساختمانهای مسکونی به عنوان پرشمارترین ساختمانهای شهری پرداخته و جریانهای حاکم بر عرضه و تقاضای این بخش را از حیث کمی و کیفی مورد بررسی قرارداده است. نتایج بهدستآمده در این بخش از مطالعهای که به موضوع تقاضا میپردازد نشان میدهد که عوامل کمی مثل رشد شهرنشینی، افزایش جمعیت و افزایش خانوار منتج از آن، شدیداً بر دامنه تقاضا برای انواع ساختمانهای شهری به ویژه مسکن اثر مینهد، در نتیجه رفتارهای بخش عرضه را به میزان زیادی متاثر میسازد. علاوه بر مسائل کمی، تحولات کیفی ساختار خانوار نیز بر ایجاد تقاضاهای جدید اثر میکند. مثل خانوارهای هستهای که تعداد بیشماری خانوار مستقل خواهان سرپناه را وارد بازار تقاضای مسکن میکند، خانوارهایی که قبلاً همگی با هم در یک خانه سکونت داشتند. همچنین تمایل به زندگی مستقل توسط جوانان با جدا شدن از خانوار خود و تحولاتی که با تغییرات کیفی ساختار خانوار عملاً تقاضاهای جدیدی وارد بازار مینماید و پاسخگویی متناسب بازار عرضه را نسبت به این تقاضای فزاینده میطلبد.
این بخش شامل بررسی موارد زیر میباشد:
الف: بررسی تحولات توسعه شهری با نگاهی به بخش عرضه و تقاضا
ب: مبانی نظری گرایش به بلندمرتبهسازی در عرصههای شهری
بخش سوم:
این بخش به ضوابط مکانیابی و طراحی بناهای بلند میپردازد. در این جلد آمده، ساختوسازهای ساختمانی به ویژه هنگامی که بناها یک طبقه و ویلایی و برای استفادههای انفرادی ساخته میشوند، روابطشان عمدتاً در حوزه خصوصی افراد مطرح میگردند، اگرچه این گونه ساختمانها را نیز باید دارای اثرات جنبی فراتر از حوزههای شخصی افراد دانست. اما مجتمعهای ساختمانی و بلندمرتبهسازی بیش از هر نوع دیگر از بناها، مسائلشان به عرصههای جمعی و حقوق عمومی شهروندان کشیده شده و حوزهای برای تعامل منافع فردی با منافع جمعی شهروندان تلقی میشود. به همین خاطر است که شاید بیش از مباحث فنی و مهندسی مورد نیاز خود، زمینههای بحث اجتماعی-اقتصادی و سیاسی را برمیانگیزند. همین نیز موجب میشود بخش مهمی از ضوابط و مقررات ساخت این نوع بناها به تامین جنبههای اجتماعی استقرار یک بنای بلند اختصاص یابد. جنبههای عمومی و حقوق شهروندی در ساخت بناهای بلند عمدتاً از این حیث مطرح میشوند که در عین لزوم رعایت حقوق هر فرد در بهرهمندی از حق مالکیت خود بر زمین و مختار بودن وی در چگونگی بهرهبرداری از آن، حقوق جمعی سایر شهروندان و ساکنان یک ناحیه شهری و اثراتی که کارکرد یک بنا بر محیط اطراف خود برجای خواهد نهاد، دیده شود.
این بخش شامل بررسی موارد زیر میباشد:
الف: راهبردهای کلی در تعیین ضوابط مکان¬یابی بلندمرتبهسازی در عرصههای شهری
ب: راهبردهای کلی در تعیین ضوابط طراحی و اجرای بلندمرتبهسازی در شهرها
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
خانم مهندس نسرین سرمدی
آقای مهندس امیر نورانی
اقتصاد و مدیریت شهری
طراحی نحوه ارتباط مدیریت شهری با دستگاهها و نهادهای بخشی، صنفی و تخصصی
اگر به شهر به عنوان یک پدیده بسیار پیچیده و به شورای شهر و شهرداری به عنوان ادارهکنندگان اصلی آن نگاه کنیم، دانستن نکتههای نظری در مورد اداره سیستمهای سازمانی ضروری است. ویژگی بارز و مشترک سازمانهایی که با نگرش سیستمی اداره میشوند، انعطافپذیری اینگونه تشکیلات است. برای مدیران بسیاری از سازمانها ثابت شده است که برخلاف سیستمهای دیوانسالار کلاسیک، سازمانهای موفق، بر غیر رسمی بودن روابط میان مدیران و کمیتههای کاری موقتی و نه دائمی اصرار میورزند. این روابط انعطافپذیر، غالباً سازمان را از سکون و بینظمی خاص دیوانسالاری سنتی در میآورد و آن را به سوی سرعت، پویایی و کارایی بیشتر هدایت میکند.
کشف و کاربرد روشهای نوین مدیریت سازمانی، حاکی از این واقعیت است که بسیاری از حوزههای جامعه مدرن در گردباد دگرگونیهای عمیق ارتباطی درگیرند، سازماندهی و مدیریت سازمانها به طریقه سنتی و «کلاسیک» که در دوره رشد و تکامل سرمایهداری صنعتی با نظام اجتماعی این شیوه تولید سازگار بوده، اکنون که نظامهای پیشرفته به عصر ارتباطات و دوره فراصنعتی پانهادهاند، به تدریج دستخوش تحولات بنیادی میشود. امروزه دیگر این امر که قدرت رهبری باید از بالا به پایین اعمال شود مورد تردید واقع شده است و دیدگاه کلاسیک به سازمان، دیدگاهی دیوانسالاری، تشریحی، سطحی و منسوخ تلقی میشود.
امروز، جویندگان بهترین شیوههای مدیریت کارا، در پی رویکردی تحلیلی و مبتنی بر تکامل کنش متقابل و دوسویه با نگرش انعطافپذیر به روابط انسانی بین افراد و نیازهای آنان هستند، زیرا وجود نظامی مبتنی بر تعاون، بر توان مشارکتکنندگان در ایجاد ارتباط و ابراز خواستهایشان برای پیشبرد هدف مشترک، تأثیر بسزایی میگذارد و تنها در چنین شرایطی است که انسانها میتوانند نقش بسیار مهمی در آفرینش و دوام سازمانهای رسمی ایفا کنند.
نظام تصمیمگیری در هر شهر، به مانند یک سیستم، دارای عملکرد میباشد و عناصر و روابط موجود در این سیستم میبایستی با پیروی از کل سیستم عمل نموده و همواره ارتباط سیستم را با عناصر خارجی سیستم به صورت روابط رفت و برگشتی حفظ نماید و چنانچه هر یک از این عناصر یا روابط از حالت معقول خود خارج گردند، سیستم را دچار مشکل فراوان خواهند ساخت.
نظام تصمیمگیری شهری با هدف اداره امور شهر و تأمین محیط مناسب زندگی برای شهروندان به عنوان زیرمجموعهای از سیستم حکومتی بوده که با توجه به ساختار سیاسی کلان کشور نسبت به پیگیری امور، اقدام مینماید. عمده اهداف این سیستم در جهت اهداف کلان حکومت میباشد.
با توجه به موارد فوق، میتوان نتیجه گرفت که نظام تصمیمگیری شهری به عنوان یک سیستم باز برای خود، اهداف، محیط، منابع و اجزایی را دارا میباشد و چنانچه هر یک از این عوامل به عللی به رکود کشیده شوند، سیستم دچار اختلال میگردد و نمیتواند به عملکرد بهینه خود بپردازد. لذا لازم است همواره:
دیدگاه سیستمی در نظام مدیریت شهری تسری داده شود.
شرایط و محیط مورد نیاز جهت فعالیت سیستم مدیریت شهری مهیا گردد.
به نقش مردم و مشارکت آنها در مدیریت شهری اهمیت داده شود.
ارتباطات درونسیستمی و برونسیستمی به گونهای برقرار گردد که حداکثر بازدهی را جهت اهداف سیستم ارائه دهد.
مجموعهای از وزارتخانهها و سازمانهای دولتی، بهعلاوه نهاد شورای شهر بهعنوان نماینده شهروندان، به همراه شهرداری طیف وسیعی از وظایف مسئولیت اداره امور شهر را به عهده دارند. ناگفته پیداست که بدون سازمان یا تشکیلات هماهنگکننده این مجموعه، هرروزه باید شاهد دشواری زندگی شهری و مسائل و معضلات پیچیده آن باشیم.
علیرغم تفاوتهایی که در سیستم مدیریت شهری کشورهای مختلف وجود دارد و طبیعتاً عناصر مدیریتی و چگونگی ارتباط آنها نیز یکسان نیست، اما با اندکی اغماض میتوان گفت سیستمهای مدیریت شهری هر یک منطبق بر شرایط ویژه جامعه خود در فراهم ساختن شرایط مناسب زندگی برای شهروندان، موفقیتهای قابل ملاحظه و قابل تأمل به دست آوردهاند. آنچه میتوان به عنوان وجه مشترک سیستمهای مذکور از آن یاد کرد، نظام شورایی است. این نظام طی قرون و سالهای طولانی تغییرات متعددی را به خود دیده است. بدین معنا شوراها حاصل عملکرد یکباره دستگاهها و یا حکومت مرکزی یا حتی اراده ناگهانی افراد و گروهها نبوده است، بلکه در طی زمان و تکثیر شدن جامعه پدید آمده و به تدریج تکامل بیشتری یافته است. در طی زمان به تجربیات جوامع اضافه شده و به اینسان نهادهای محلی به وجود آمدهاند که بخش اعظمی از مسئولیتهای دولتهای مرکزی را به عهده گرفته و از بار وظایف آنها کاستهاند.
نکته حائز اهمیت دیگر اینکه در نظام شورایی نهتنها افراد احساس مشارکت بیشتری میکنند، بلکه رسیدگی به مشکلات نیز سریعتر انجام شده و تقاضاهای آحاد مختلف مردم زودتر پاسخ داده میشود. علاوه بر این، نظام شورایی خود عامل مهمی در کاهش سطح کمبود و پیچیدگیهای مختلف اداری بوده است. نکته دیگری که از تجربیات مدیریت شهری و نحوه ارتباط عناصر آن به دست میآید، لزوم تخصص در امر اداره حکومتهای محلی و رسیدگی به مشکلات هر محدوده، از موضوعاتی است که باید مورد توجه واقع شود.
بدین لحاظ، لازم است که در ساختار شوراها (مدیریت شهری) افرادی دخیل باشند که دارای تخصصهای گوناگون بوده و بر مشکلات و دفع آنها احاطه نظر داشته باشند.
نکات دیگری که به عنوان وجه مشترک مدیریتهای شهری در سطح جوامع متفاوت مطرح هستند را میتوان به شرح زیر مورد اشاره قرار داد:
به رسمیت شناختن سیستم مدیریت شهری (یا حکومت محلی) و فعالیتهای محلی به طوری که در هیچ یک از کشورهای مطرحشده (در متن تحقیق) فعالیتهای مقامات محلی نافی مسئولیت و اقتدار حکومت مرکزی نمیباشد.
اعتقاد به مشارکت مردم بهعنوان یک امر لازم و ضروری و تأکید بر اختیارات و نظارت مقامات محلی.
وجود و گسترش نهادهای مختلف مدنی.
یکپارچگی سیستم مدیریت محلی.
پاسخگو بودن سیستم مدیریت شهری (محلی) در برابر شهروندان.
اهداف کلی و جهانشمول مدیریت شهری تعیینکننده وظایف سیستم هستند و قابل ارائه در چهار قالب زیر میباشند:
آماده ساختن زیرساختهای اساسی برای عملکرد کارآمد شهرها.
آماده ساختن خدمات لازم برای توسعه منابع انسانی، بهبود و بهرهوری استانداردهای زندگی شهرنشینان.
تنظیم فعالیتهای بخش خصوصی مؤثر بر امنیت، سلامت و رفاه اجتماعی جمعیت شهری.
آماده ساختن خدمات و تسهیلات لازم برای پشتیبانی فعالیتهای مواد و عملیات کارآمد مؤسسات خصوصی در نواحی شهری.
در انجام این وظایف یک نکته راهبردی قابل توجه، تمایز و تفاوتی است که باید بین آمادهکردن خدمات و تولید آنها قائل شد.
آمادهکردن به معنای تصمیمگیری در مورد کیفیت یک خدمت و اطمینان از عملی بودن آن به لحاظ اجرایی و مالی است. اما تولید خدمات، تشریحکننده عملیات و مدیریت نیروی انسانی و سایر منابع لازم برای ارائه آن خدمت است. در واقع وظیفه مدیریت شهری بیشتر آماده کردن خدمات است تا تولید آنها. این امر موجب خواهد شد تا مسئولیت اجرایی مستقیم مدیریت شهری کمتر شده و امکان بیشتری برای رویکرد مدیریت و برنامهریزی استراتژیک فراهم شود.
برای تحقق اهداف فوق و انجام وظایف مذکور، راهبردهای اساسی زیر مطرح هستند:
الف- باز پس گرفتن تمرکز قدرت و منابع از دولت مرکزی و واگذاری آنها به سیستمهای مدیریت شهری
ب- جلب مشارکت عموم مردم برای مدیریت شهرها
ج- بهبود و توسعه ساختار سازمانی و تشکیلات سیستم و امور پرسنلی و قانونی
د- بهبود شیوههای مدیریت مالی و اقتصادی
ه- تأکید بر مدیریت و برنامهریزی استراتژیک و جامع سیستم
و- بسیج کلیه منابع توسعه شهری با مشارکت فعالانه بخش خصوصی و سازمانهای مبتنی بر جامعهی محلی
ز- تأکید بر راهبردهای «توان بخشی» در ارتباط با مسکن و امکانات زیربنایی با کمکهای ویژه برای گروههای ضعیف
ح- ساماندهی و بهبود کیفیت محیط فیزیکی زندگی شهری به ویژه برای اکثریت عظیم فقرای شهری
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دکتر مسعود شفیق
مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران
شهرسازی
طبقهبندی خدمات شهری در نظام سلسلهمراتبی شبکه شهری کشور
در زیر، خلاصهای از طرح تحقیقاتی «طبقهبندی خدمات شهری در نظام سلسلهمراتبی شبکه شهری کشور آورده شده است.
سطحبندي و شبكه شهرها:
سطح 1- مركز ملي: تهران در حال حاضر و بي ترديد تا سال 1400 همچنان مركز ملي و فراملي كشور خواهد بود و همچنان نقش مركزيت سياسي، ستادي و فعاليتهاي ارائه خدمات برتر و ملي را بر عهده خواهد داشت . با اين حال تمركززدايي و مهار رشد اين شهر همچنان هسته اصلي سياستهاي شهرنشيني ملي را در طرحهاي كالبدي ملي و آمايش سرزمين (نوين) تشكيل ميدهد. در اين مطالعه، آخرين حلقه زنجيره خدمات در سلسلهمراتب خدماتي شهرهاي كشور، از حيث ارائه خدمات كميابي به ويژه در زمينههايي كه نيازمند آستانههاي جمعيتي بزرگ مقياس است، حوزه نفوذ شهر تهران است، كه بزرگترين دايرهاش تمامي كشور را پوشش ميدهد و كوچكترين قلمروش، در اين مطالعه، حوزه نفوذ بلافصل شهر تهران است.
سطح 2–مراكز كلان منطقهاي: مركز كلان منطقهها، سطح 2 سلسلهمراتب خدماتي كشور را تشكيل ميدهند. مركزيت برخي از اين مناطق را شهرهاي همكار بر عهده دارند. مجموعه رشت، انزلي، مجموعه ساري، بابل، آمل، قائم شهر، به صورت شهرهاي همكار، و شهرهاي همدان، كرمانشاه، و نيز كرمان، زاهدان، بندرعباس به صورت شهرهاي مكمل و شبكهاي، مركزيت كلان منطقههاي مربوط را بر عهده دارند.
سطح 3- مراكز استاني (زيرمنطقهاي): مراكز استاني به دليل نقش عمدهاي كه در ارائه خدمات دولتي-اداري، ستادي بر عهده دارند، سطح ميانهاي را در سلسلهمراتب خدماتي سكونتگاههاي كشور، تشكيل ميدهند. برخي از مراكز استاني مراكز كلان منطقهاي نيز هستند.
سطح 4- مراكز ناحيهاي: ناحيهها، مجموعهاي از چند حوزه شهري همجوار، در قلمروهاي جغرافيايي مرتبط و همگن، و داراي ارتباطات متقابل يا وابستگي و همبستگيهاي اقتصادي، اجتماعي هستند. در مجموع 105 ناحيه تمامي سطح كشور را پوشش ميدهند. به جز ناحيه بافق كه در سال 1375 جمعيتي كمتر از 50 هزار نفر داشته است و تهران كه جمعيت ناحيه اي آن بيش از 10 ميليون نفر است، جمعيت ساير ناحيهها بين 5/2 ميليون نفر تا 50 هزار نفر ميباشد كه آستانههاي لازم را براي ارائه خدمات شهري فراهم ميآورد. برخي از مراكز استاني نيز هستند.
سطح 5– مراكز حوزههاي نفوذ (مكانهاي مركزي): كوچكترين سطح برنامهريزي خدمات شهري را حوزههاي نفوذ تشكيل ميدهد. اين حوزهها پيرامون شهرهایي كه داراي بيش از 25 هزار نفر جمعيت (213 شهر) هستند، تشكيل شدهاند، اما 54 شهري كه در سال 1375 كمتر از 25 هزار نفر جمعيت داشتهاند و مركز مراجعات دهستانهاي پيرامون خود، براي ارائه خدمات و توزيع كالاها بودهاند، و حوزههاي جمعيتي بيش از 50 هزار نفر را تشكيل ميدهند نيز در اين سطوح ملحوظ شدهاند.
بدين ترتيب سطح 5 از نظام سكونتگاههاي كشور شامل 267 حوزه نفوذ است كه پيرامون شهرهاي كشور تشكيل شدهاند و در سال 1375 به جز 20 حوزه، همگي بيش از 50 هزار نفر جمعيت داشتهاند. سطوح بعدي شبكه سكونتگاههاي كشور، شاخههاي فرعي اين شبكه هستند كه در پائينترين سطح شبكه، به مراكز منظومههاي روستايي منتهي ميشود.
سطحبندي خدمات:
سطوح مختلف شبكه شهري كشور، به تناسب پوشش جمعيت تحت نفوذ، و آستانههاي اقتصادي و فني كه به آن اتكا دارد، از ظرفيتهاي گوناگون براي ارائه خدمات برخوردار است. سطحبندي حوزههاي نفوذ شهرها (مكانهاي مركزي) نشان داد كه كوچكترين حوزههاي نفوذ مكانهاي مركزي نيز آستانههاي جمعيتي حدود 50 هزار نفر دارند، كه ارائه بسياري از خدمات را توجيه ميكند.
سطح نخست شبكه شهري كشور كه كاركرد آن در مقياس ملي و بينالمللي تعريف ميشود، جايگاه متنوعترين نوع خدمات برتر، با توجه به ظرفيتهاي ملي و رسالت بينالمللي، و سطح توسعهيافتگي كشور، است. شهر ملي وظيفه اصلي جذب نوآوريها و دانش فني ارائه خدمات برتر را، به منظور انتقال آن به سطح پائينتر شبكه شهري بر عهده دارد.
سطح دوم در سلسلهمراتب شهري، مراكز منطقهاي (فرااستاني) هستند، كه وسعت و جمعيت لازم را براي حمايت از بسياري از خدمات كمياب و برتر كه در شهر نخست شبكه شهري ارائه ميشود، فراهم ميكنند. اين مراكز منطقهاي، به طور كلي متناظر شهر ملي، اما در مقياس منطقهاي خواهند بود و متناسب با آستانههاي جمعيتي، ظرفيتهاي اقتصادي، برتريهاي نسبي منطقهاي، و سطح توسعهيافتگي، به ارائه خدمات متنوع و تخصصي خواهند پرداخت و جايگاه اكثر خدمات برتري خواهند بود كه در سطح نخست شبكه شهري كشور، عرضه و ارائه ميشود. اين مراكز در حقيقت بايستي با ارائه خدمات برتر، در حد آستانههاي جمعيتي و توانهاي اقتصادي–مالي خود و كشور، روند تمركززدايي از مركز شهر را تسهيل و تسريع كنند، اما لزوماً عرضه برابر خدمات برتر را در سطح عرضه خدمات در مركز شهر، هم از نظر تنوع، و هم از حيث كيفيت، بر عهده نخواهند داشت و ضرورتي هم براي چنين برابري متصور نيست. تنوع و كيفيت خدمات برتر در اين مراكز نخست به اندازه شهر مركزي، سپس به حجم جمعيت زيرپوشش اين خدمات (جمعيت حوزه نفوذ خدمات برتر) و سرانجام به برتريهاي نسبي در توليد منطقهاي بستگي دارد.
سطح سوم سلسله مراتب شبكه شهري، مراكز زيرمنطقهاي ( مراكز استانها ) قرار دارند كه جايگاه استقرار و عرضه تعداد محدودتري از خدمات برتر هستند. اين مراكز از نظر فعاليتهاي ارائه خدمات برتر، وزنهاي همساني ندارند. بنابراين ضمن اينكه برخي از اين مراكز از نظر سلسلهمراتب اداري مهمترين مركز درون استاني به شمار ميآيند، از نظر استقرار تمامي خدمات برتر، به دليل نبود آستانههاي لازم براي توجيه اقتصادي ارائه خدمات واجد شرايط مطلوب نيستند. با اين حال سياستگذاريهاي ملي و منطقهاي، ميتواند در اين مورد تصميمگيريهايي جدا از صرفهمندي اقتصادي مبتني بر ملاحظات تمركززدايي و محروميت زدايي، در استقرار اين گونه خدمات در نقاطي كه فاقد آستانههاي جمعيتي و اقتصادي لازم ميباشند، ملحوظ نمايد. در اين سطح از شهرها نيز تنوع و كيفيت خدمات برتر به متغيرهاي: اندازه شهر، جمعيت حوزه نفوذ خدمات برتر، مزيت نسبي استان در توليد ملي و ميزان توسعهيافتگي (يا محروميت استان)، بستگي دارد.
سطح چهارم، ردهبندي مراكز شهري براي برخورداري از خدمات مراكز ناحيهها، به عنوان آخرين جايگاه و سطح خدمات برتر در شبكه شهري كشور، مكان ارائه تعداد معدودي از خدمات برتر خواهند بود. اين مراكز به رغم آنكه در ساختار و استخوانبندي شبكه شهري كشور نقش مهمي به عهده دارند، ليكن تاكنون در سلسلهمراتب مديريتي كشور جايگاهي نداشتهاند. به عبارت ديگر مراكز ناحيهها كه مركز شهرستان خود نيز بوده اند. تنها در حد مركزيت شهرستان مربوطه واجد اهميت بوده و از امكانات ارائه خدمات برتر برخوردار بودهاند. از آنجا كه تقويت اين مركز، براي تمركززدايي و توزيع دستاوردهاي توسعه به تمامي پهنه سرزمين يك ضرورت است و نوآوري اين طرح محسوب ميشود، بنابراين استقرار خدمات برتر در اين مراكز، در حد آستانههاي جمعيتي ناحيه مربوط و گاه بنا بر ملاحظات تمركززدايي و محروميتزدايي، فراتر از آن، توصيه ميگردد. اين مراكز آخرين سطح زنجيره اصلي استخوانبندي شبكه شهري كشور در ارائه خدمات برتر تلقي ميشود و در تعيين نظام كلي شبكه شهري كشور نقش عمدهاي دارند.
سطح پنجم در استخوانبندی شهرها، مراكز حوزههاي نفوذ شهري ميباشند. اين مراكز، گرچه خود دريافتكننده خدمات برتر از مراكز ناحيهاي كه در آن قرار دارند، ميباشند، اما خدمات پايه را براي جمعيت حوزه نفوذ خود فراهم ميكنند. كميت و كيفيت اين خدمات در مراكز حوزههاي نفوذ، به ميزان جمعيت حوزه نفوذ خود بستگي دارد و نه جمعيت خود شهر مركزي.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس محمد حسن شهيدي
آقای دکتر علی اصغر اردكانيان
شهرسازی
بازنگري و بهروزآوري آیيننامه طراحي راههاي شهري
طراحی شبکه راههای شهری براساس نوع استفاده مورد نظر از راه صورت میگیرد. راهها از نظر نوع و موقعیت در شبکه، به درجههای مختلف تقسیمبندی شدهاند. با مشخص شدن نوع راه شهری، تعیین مسیر و مشخصات هندسی به وسیله مهندس طراح ممکن میشود. تامین اعتبار و تخصیص منابع مالی برای مدیران و مسئولان، با روشن شدن نقش راه شهری (مثلاً راه شریانی درجه 1 و...) مقدور خواهد شد. طبقهبندی کلی راههای شهری عبارت است از: راههای شریانی، خیابانها و کوچهها، راههای کناری و راههای ویژه. هر یک از این سه دسته، دارای درجهبندیهای مختلف هستند. در این آییننامه ضوابط هر نوع از مسیرها تعیین شده است، بنابراین طراح باید راه مورد نظر را در یکی از طبقهبندیها و درجهبندیها قرار دهد و معیارهای مربوطه را به کار ببرد.
ابعاد و ویژگیهای انواع وسایل نقلیه که از راه استفاده میکند، در طرح هندسی راه موثر است، بنابراین انتخاب خودروی طرح و سرعت، اولین گام در مطالعات طرح هندسی هر راه شهری است. پیشبینی حجم ترافیک در آینده (دور و نزدیک) و درجهبندی راه (از نظر کنترل دسترسی) عوامل عمدهای در تعیین تعداد خطهای عبور هستند. هرچند که در نشریههای خارجی خودروها به شانزده گروه تقسیم شدهاند، ولی از نظر طرح هندسی استفاده از سه یا چهار نوع خودروی طرح کافی است. سرعت طرح نیز در طول و انحنای پیچها و خمها و در نتیجه در تعیین حداقل مشخصات مربوط به طرح هندسی راه شهری، تاثیر مستقیم دارد و عوامل مختلفی در انتخاب این سرعت نقش دارند.
تعیین مقررات، محدودیتها و شرایط ورود به راه یا خروج از آن کنترل دسترسی نامیده میشود که به دو دسته کنترل کامل دسترسی و کنترل نسبی دسترسی تقسیم میگردد. کنترل دسترسی همچنین شامل جلوگیری از ارتباط خیابانهای فرعی و اختصاصی و نیز ناحیههای کناری حریم به راه نیز میشود. در این پژوهش معیارهای مختلف کنترل دسترسی ارائه شده است. در راههای شهری که در کنار آن عبور عابران پیاده مجاز است و همچنین در تقاطعها باید تسهیلات عبور عابران پیاده در نظر گرفته شود. پیادهرو به محل عبور مجاز پیادهها گفته میشود که به موازات سوارهرو ولی مجزا از آن است. در طرح پیادهرو و نوع آن عوامل مختلفی نقش دارند که در این تحقیق به آنها پرداخته شده است.
طراحان مسیر هندسی راههای جدید شهری، باید با توجه به شبکه موجود ترافیک شهر و موقعیت مسیر مورد مطالعه و نقطهنظرهای اقتصادی کوتاهمدت و بلندمدت طرح، جزئیات هندسی طرح و موقعیت مسیر را با مطالعات امکانسنجی فنی و اقتصادی بررسی و پیشنهاد کنند. همچنین این بررسی، تحت تاثیر محیط اطراف راه و منظرآرایی مسیر نیز هست.
مشخصات هندسی پلان مسیر در روی نقشهای به نام پلان هندسی تعیین میشود. پلان هندسی چنان تعیین میشود که بتوان شکل کامل مسیر را با تمام جزئیات هندسی آن، به دقت یک سانتیمتر، از روی نقشه به روی زمین پیاده کرد. برای این کار لازم است که کلیه نقاط تعیینکننده شکل هندسی راه به صورت ریاضی، با استفاده از فاصله و زاویه و یا مختصات نقاط، در روی پلان تعیین شود. نیمرخ طولی، مقطع طولی راه در امتداد حرکت وسایل نقلیه است که معمولاً از نظر سادگی نقشهها، محل آن منطبق بر خط محور در نظر گرفته میشود. نیمرخ عرضی که بسته به درجه راه و موقعیت قرار گرفتن در مسیر (مستقیم یا پیچ) متفاوت است، نشاندهنده ابعاد، شیب عرضی سوارهرو، شانهها و میانه راه در صورت وجود، شیب عرضی شیروانی خاکبرداری یا خاکریزی و موقعیت حفاظ و آبروهای جانبی و میانه است و از اجزای مختلفی تشکیل شده است که در این تحقیق شرح داده شدهاند.
تقاطعهای همسطح در مناطق شهری، محل عبور وسایل نقلیه موتوری، پیادهها و دوچرخهسواران است که هدف اصلی از طرح آن، کاهش احتمال برخورد وسایل نقلیه با یکدیگر و با پیاده و دوچرخهسواران، تامین آسایش، راحتی و سهولت گذر از آن است. عوامل موثر در طرح تقاطع عبارتند از: ویژگیهای انسانی، ترافیکی و فیزیکی، ویژگی موقعیت بناهای سفرساز اطراف و ویژگیهای اقتصادی. به منظور کاهش یا حذف برخوردهای ترافیکی، ارتقای ایمنی، کاهش تاخیر و افزایش گنجایش ترافیکی، تبادلها ایجاد میشوند. با ایجاد تبادلها، احتمال برخورد میان جریانهای متقاطع در محل تقاطع منتفی میشود. بنابراین تبادل جایگزین بسیار مناسبی برای تقاطع است، اما به دلیل بالا بودن هزینه، استفاده از آن بستگی به توجیه اقتصادی-اجتماعی دارد.
در این پژوهش در کنار مطالعه تمامی عواملی که در طراحی راههای شهری و ایمنی آن نقش دارند، برای درک بیشتر موضوع از جداول، تصاویر و نمونههای مرتبط، نقشهها و... نیز استفاده شده است.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس عباس اخلاصی و آقای مهندس مرتضی عمرانی
مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران
اقتصاد و مدیریت شهری
طراحی الگوی فراگیر بانک اطلاعات مدیریت شهری
طی نیمه نخست سده بیستم، مؤسسات و سازمانها، اطلاعات خود را به صورت دستی و یا با ماشینهای کلیددار و کارتهای منگنهشده پردازش میکردند و دادهها بر اساس روش تقسیم به اجزا اداره میشد. با پیدایش سیستمهای دادهپردازی و تشکیل فایلهای اطلاعاتی، هر سازمان با توجه به نیازمندیهایش اطلاعات مربوط به خود را گردآوری و نگهداری میکرد و در این میان، شاید این امکان وجود داشت که بخش اعظم اطلاعات یا حتی تمامی اطلاعات موجود در فایلهای جدید قبلاً در فایل دیگری هم ایجاد شده باشد. در نتیجه بسیاری از دادهها زائد و یا تکراری بود. این وضعیت، طی پانزده سال اول پیدایش رایانه در مؤسساتی که سیستمهای پردازش دادههای خود را به شکل کامپیوتری تبدیل نمودند نیز به وجود آمد و این وضع تا تشکیل بانکهای اطلاعاتی ادامه داشت. ایجاد بانکهای اطلاعاتی برای سازمانها و به ویژه مدیران آنها حائز اهمیت بوده است زیرا وجود بانک اطلاعاتی نقش تعیینکنندهای در بقا و توسعه سازمان در عرصهی رقابت جهانی دارد و از زمره ابزارهای مدرنی است که در هدایت و ادارهی مطلوب سازمانها مؤثر است.
بانک اطلاعاتی، یک سیستم فایل کامپیوتری است که در آن ساختار خاصی مورد استفاده قرار گرفته تا امکاناتی از قبیل بههنگام کردن سریع هر ثبت خاص، بههنگام کردن همزمان ثبتهای مرتبط، دسترسی آسان به تمامی ثبتها به وسیله کلیه برنامههای کاربردی و دسترسی سریع به مجموعه دادهها که برای گزارشها و درخواستهای عادی و یا گزارشها و درخواستهای خاص باید جمعآوری شود را فراهم سازد.
به عبارت دیگر، بانک اطلاعاتی مجموعهای از دادههای ذخیره شده به صورت مجتمع و بر مبنای یک ساختار مشخص و تعریف شده است که تحت کنترل متمرکز قرار دارد و به طور مشترک و همزمان مورد استفاده یک یا چند کاربر قرار میگیرد. در واقع، بانک اطلاعاتی بر مبنای ساختار خاصی فعالیت دارد. این ساختار به برنامهها امکان میدهد تا ارتباط بین ثبتها را در بانک اطلاعاتی برقرار سازند. این ساختارها عبارتند از:
1. ساختار سلسلهمراتبی: در این ساختار، رکوردها به صورت آرایش سلسلهمراتبی قرار میگیرند و هر رکورد در هر سطحی میتواند با چند رکورد در سطح پائینتر بعدی ارتباط داشته باشد. دیگر مشخصه این ساختار آن است که فیلدهای اتصال، ارتباط خارجی را ایجاد میکنند و می توان از رکوردهای سایر فایلها که ارتباط منطقی با رکوردهای مورد استفاده دارند، استفاده کرد.
2. ساختار شبکهای: این ساختار، همانند ساختار سلسلهمراتبی است با این تفاوت که رکوردهای سطوح پائینتر میتوانند با بیش از یک رکورد در سطوح بالاتر ارتباط داشته باشند.
3. ساختار ارتباطی: در این ساختار، دیگر لزومی به قرارگیری فیلدهای ارتباطی خاص در رکوردها نیست. در این ساختار، فیلد رابطی وجود دارد که به کمک آن میتوان چند رکورد را که در فایلهای مختلف با یکدیگر ارتباط دارند به هم پیوند داد. این مدل، در حال حاضر متداولترین مدل پایگاه اطلاعاتی است که جایگزین مدلهای قدیمیتر (شبکهای و سلسلهمراتبی) شده است.
در محیط سنتی پردازش دادهها، یعنی پیش از تأسیس بانکهای جدید اطلاعاتی، دادهها و اطلاعات بهصورت فایلهای خاص، برای پاسخگویی به نیازهای عملیاتی یک واحد، تدارک میشد و فایلهای دادهها و برنامههای کاربردی به گونهای بود که در هر سازمان به قسمت یا واحد خاصی تعلق داشت که آن فایل را ایجاد کرده بود. از آن جایی که این واحدها نسبت به اطلاعات تهیهشده توسط خود احساس مالکیت میکردند، به راحتی اطلاعات را در دسترس دیگران قرار نمیدادند و معمولاً ارائه اطلاعات تنها با نظر مدیران و مسئولان واحدها صورت میگرفت. از سوی دیگر نیز اگر این اطلاعات و دادهها در اختیار دیگران قرار میگرفت، در عمل به صورتی نبود که کاملاً مورد استفاده و نیازشان باشد. در حقیقت، اطلاعات به شکل منطقی و گسترده، به گونهای که مورد استفاده مشترک واحدها باشد، وجود نداشت.
با تشکیل بانکهای اطلاعاتی، این امکان فراهم شد که دادهها به گونهای در بانکهای اطلاعاتی ذخیره شود که بتواند مورد استفاده بیشتری قرار گیرد. بدین معنا که وقتی دادهها به صورت مورد استفاده و مرتبط با عملیات مختلف در بانکهای اطلاعاتی ذخیره شد، هر بخش سازمان ناگزیر خواهد بود در استفاده از دادهها و اطلاعات، مشارکت لازم را با دیگر بخشهای سازمان داشته باشد. استفاده مشترک از دادهها برای راهبرد سیستمهای اطلاعاتی تمامی سازمانها قابلیت اجرا دارد. در سیستمهای سنتی، غالباً یک واحد به طور معمول اطلاعات مشابهی را که در واحد دیگر وجود داشت جمعآوری میکرد. همین موضوع موجب صرف وقت و هزینههای تکراری میشد. با استفاده از سیستم بانکهای اطلاعاتی، از سویی دوبارهکاری در جمعآوری و پردازش دادهها از میان برداشته میشود و از سویی دیگر کلیه عملیات اطلاعاتی به سوی کاربرد عملی هدفمند میشود.
اشتراک در استفاده بیشتر از دادهها و اطلاعات در سازمان، معضلات ساختار سازمانی را کمتر میکند. با استفاده از پایانهها، دسترسی به بانکهای اطلاعاتی ساده و عملی میشود و اطلاعات برای هدفهای مدیریت متمرکز، دستیافتنی و قابل استفاده خواهد بود.
با توجه به گستردگی حوزه فعالیت مدیریت شهری، بانک اطلاعات مدیریت شهری باید به گونهای طراحی شود که امور شهر در تمامی زمینههای جغرافیایی و عملکردی را تحت پوشش قرار دهد. بدین گونه که با رویکردی نظامگرا و کلنگر، انبوه متغیرها در حوزه مدیریت شهری مورد توجه قرار داده شوند. از این رو، شرط موفقیت این مهم، اتخاذ نگرش و دیدگاهی سیستمی و کلنگر به مؤلفههای توسعه شهری و برقراری نظامی منسجم در هر دو زمینهی جغرافیایی و عملکردی است. بهرهگیری از نظام اطلاعات جغرافیایی (GIS) میتواند یکی از راههای مؤثر در تحقق این مهم باشد. بر این اساس، سیستم یادشده باید شامل بررسی تمام عوامل محیطی، جغرافیایی، زیستمحیطی، کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، حقوقی، سیاسی، عناصر و روابط درونی و بیرونی سیستم شهری باشد. از آنجایی که بر اساس اصول علمی مدیریت، برنامهریزی شهری جزء لاینفک سیستم مدیریت شهری محسوب میشود، بنابراین بانک اطلاعات مدیریت شهری باید از این قابلیت برخوردار باشد که تمامی اطلاعات مورد نیاز برای برنامهریزیهای کالبدی، اقتصادی و اجتماعی برای یک شهر و تمام عناصر و وظایف سیستم مدیریت شهری از امور اجرایی بسیار روزمره و جزئی تا برنامهریزیها و سیاستگذاریهای درازمدت و کلان را در خود جای داده و در واقع پاسخگوی نقشهای مختلف عملکردی سیستم مدیریت شهری باشد.
از دیگر ویژگیهای بانک اطلاعات مدیریت شهری، استفاده از آن برای تصمیمگیریهای آتی و نشان دادن واکنش سریع در برابر رخدادهای پیشآمده است، زیرا بانک اطلاعات مدیریت شهری این امکان را فراهم میسازد که مدیر برنامهریز، هر زمان که اراده کند، بدون تهیه گزارشهای نهایی قادر باشد از طریق بانک اطلاعاتی از وضعیت هر منطقه آگاه شده و واکنشهای ضروری، سریع و بههنگام نشان دهد.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس بهرام صالحی
آقای دکتر ناصر محرمنژاد
شهرسازی
اصول و معیارهای توسعه پایدار شهری در ایران
فرایند توسعه اقتصادی و تغییرات آن دستاوردهایی برای مردم در کل جهان به وجود میآورد. درآمدهای بیشتر و تولید کالاهای مورد نیاز زندگی مرفه، کاهش بیماریها، پایین آمدن نرخ مرگ و میرها، افزایش آگاهیها و آزادیها از جمله دستاوردهای توسعه اقتصادی و اجتماعی است. اما این دستاوردها قیمت سنگینی دارد که باید آن را پرداخت که آلودگی، تخریب محیط زیست و از بین رفتن منابع زیستمحیطی و منابع طبیعی از جمله آنها است. افزایش آگاهیها نسبت به این مسائل و ترس از برگشتناپذیر بودن صدمات به کره زمین و کیفیت زندگی در روی زمین، توجه جهانیان را به توسعه پایدار جلب نموده است.
توسعه پایدار چیست؟ تعریف رایج از توسعه پایدار که توسط کمیسیون جهانی توسعه و محیط زیست معمول گشت به شرح زیر می باشد:
«توسعهای که نیازهای نسل حاضر را برآورده ساخته، بدون اینکه توازن نسل آینده را برای برآورد نیازهایشان به مخاطره اندازد.»
این دیدگاه بر این تاکید مینماید که چه تصمیماتی و فعالیتهایی در زمان حاضر میتواند پیامد در آینده داشته باشد. به خصوص در ارتباط با منابع طبیعی قابل دسترس، بهداشت محیط زیست و تخریب اکوسیستمهای محلی و جهانی.
توسعه و شهرنشینی:
تلاش برای توسعه پایدار باعث ایجاد فشارهای اجتماعی و اقتصادی در شهرها به خصوص در کشورهای در حال توسعه میشود. در شرایطی، شهرها به سرعت گسترش پیدا میکنند. مسائل زیستمحیطی بسیار جدی پدید میآید. چنین شهرها وشهرکهایی دست در گریبان نیازهای متناسبی میشوند که ناشی از رشد انفجار گونه جمعیت شهری است.
در اصطلاح جمعیتشناسی، توسعه جهانی به سوی پدیده شهرنشینی پیش میرود. در اصطلاح رشد اقتصادی جهت غالب شهرها به سوی مقاومتناپذیری و تسلیم میباشد. در هر کشور از جهان، بیشترین مقدار (Groos National Product) GNP در محدوده شهرها و شهرکها تولید میشود. علاوه بر آن اغلب رشد اقتصادی جدید و توسعه در شهرها اتفاق میافتد. قبلاً شهرها در جهان سوم که کمتر از 40% جمعیت کشور را تشکیل میدادند، مسئولیت بیش از 60 تا 70 در صد تولید ملی را به عهده داشتند. در کشورهای صنعتی، شهرنشینیها بیش از 90% تولید ملی را به عهده دارند. شهرنشینی و توسعه، به موازات یکدیگر پیش میروند. به طوری که میتوان به عنوان مثال یک رابطه روشنی بین سطح شهرنشینی و تولید سرانه پیدا نمود. به طورکلی، کشورهای ثروتمند دارای بیشترین سطح شهرنشینی هستند. علت این امر این است که شهرنشینی، پایهای است برای خلق تنوع و ایجاد اقتصاد پویا که هر دو منجر به افزایش بهرهوری ملی و ایجاد اشتغال و فرصتهای درآمدزدایی میشود. بدون داشتن شهرهای کارآمد و خلاق، توسعه اقتصادی ملی دچار رکورد یا کاهش خواهد شد.
توسعه پایدار و شهرها:
متاسفانه، محیطهای شهری، شدیداً به خطرات وسایل دنیای مدرن ما بسیار حساس است. در کشورهای صنعتی (به خصوص در اروپای شرقی و غربی) شهرها امروزه از مدیریت ضعیف گذشته اقتصادی رنج میبرند. بسیاری از آنها وارث آلودگیهای باقیمانده از گذشته نظیر، آلودگی خاک و آب، مواد شیمیائی سمی، تخریب منابع، الگوی مصرف نامطلوب و پایین آمدن تکنولوژی تولید و غیره هستند.
در شهرهای کشورهای در حال توسعه، خطرات و معضلات به دلایل زیر بسیار بزرگ هستند:
مقیاس و سرعت رشد شهرها مقاومتناپذیر است.
زیرساختهای شهری در گذشته نامطلوب بوده است.
در مراکز عمده شهری، سرعت صنعتی شدن بسیار بالا است.
ظرفیتهای زیربنایی، فنی و مدیریتی ضعیف است.
اقتصاد ملی و شهری نسبتاً پائینتر بوده و ظرفیتهای اعتباری ضعیف است.
در نتیجه بسیاری از این گونه شهرها، به شدت از منابع آبی آلوده شده، آلودگی هوا، عدم کفایت آب آشامیدنی، نبود سیستم جمعآوری و تصفیه فاضلاب، آلوده شدن خاک به مواد شیمیایی، روی هم انباشته شدن مواد زائد جامد، فرسایش خاک، کاهش سطح جنگلها و مراتع و بالاخره جادههای نامناسب رنج میبرند. زیرساختهای شهری در این گونه شهرها در گذشته ناکافی بوده و غالباً در همان حد باقی مانده و یا در اثر افزایش نیاز دچار نابسامانی شده است. آثار تجمعی این گونه مسائل زیستمحیطی، نه تنها باعث تهدید سلامتی مردم میشود، بلکه به توان شهری جهت دستیابی به رشد اقتصادی لطمات جدی وارد میکند.
تهدید محیط زیست فقط از جانب رشد شهری و یا توسعه اقتصادی نیست بلکه مسئله از عمق بیشتری برخوردار است. فاکتورهای زیر عوامل تهدیدکننده و تخریب محیط زیست است:
سیاستهای نامناسب برای توسعه اقتصادی و توسعه شهری
عدم درک صحیح از رابطه بین توسعه و محیط زیست
ضعیف بودن ظرفیت مدیریت و سازمانها
کمبود آگاهی عمومی و مشارکت عمومی
محدودیت فنآوری و ظرفیتهای حرفهای
انبوه عوامل فوق در بسیاری از کشورها به علت کمبود منابع اقتصادی و مالی وجود دارند و در بعضی موارد، فاکتورهای محلی نظیر زمینشناختی، جغرافیائی و اقلیمی به آن اضافه میشود. پیچیدگی مسائل محیط زیست باعث گردیده که حرکت شهرها و روستاها به سوی توسعه پایدار ساده و آسان نباشد. عدم سادگی و آسانی در این راه، به هیچ وجه نباید مانع حرکت بهسوی توسعه پایدار باشد. زیرا بقای زندگی در روی زمین به خصوص در شهرها و تضمین رفاه شهرنشینان به آن وابسته است. در سال 1990 سازمان ملل متحد برای کمک به شهرهایی که قدم به سوی توسعه پایدار بر میدارند، برنامه شهرهای پایدار (Sustainabl Citie Programme) (SCP) را به وجود آورد. در این برنامه از طریق انجام اقدامات زیر به کشورهای در حال توسعه کمک میشود:
تعیین شاخصهای توسعه پایدار شهری
شناسایی مسائل و مشکلات زیستمحیط شهری
تعیین روشها و رویکردهایی برای توسعه همکارهای بین بخشی و ایجاد اتفاق نظر
برقراری برنامهریزی مدیریت مدرن و پیشرفته
بهروز نمودن راهبردها و برنامههای عمل
تبدیل نمودن راهبردها و برنامهها به پروژههای قابل اجرا
پایش اقدامات
همانطور که ملاحظه میشود اولین قدم برای حرکت به سوی توسعه پایدار شهری، تعیین شاخصهای مورد نیاز میباشد. در این گزارش به یکی از شاخصهای بیشماری که برای توسعه پایدار شهری وجود دارد اشاره میشود.
نام شاخص: نرخ رشد جمعیت شهری
تعریف: نرخ متوسط سالیانه تغییر جمعیت ساکن در محدوده تعریف شده شهری در طی زمان معین
واحد سنجش: درصد
نوع شاخص: اجتماعی
هدف شاخص: این شاخص تعیینکننده سرعت و اندازه تغییرات جمعیت شهری است. این شاخص شامل افزایش طبیعی جمعیت شهری، مهاجرت از روستا به شهر و بالاخره افزایش وسعت محدوده شهری است.
ارتباط با توسعه پایدار یا ناپایدار: مناطق شهری، به دلیل تراکم جمعیت شاغل و صنایع در آن باید توانایی و کارایی بالایی از توسعه اقتصادی را داشته باشد. پایداری توسعه شهری موقعی مورد تهدید قرار میگیرد که سرعت عمل دولت در تأمین نیازهای منطقی جمعیت کندتر از سرعت رشد جمعیت باشد. نیاز جمعیت رو به افزایش به غذا، مسکن، زمین، اشتغال و آموزش و نیز زیرساختهای زیستمحیطی نظیر تأمین آب آشامیدنی، بهداشت و خدمات جمعآوری شبکه فاضلاب مهمترین دغدغه مسئولین شهری است. زیرا آنها مرتباً باید سعی نمایند که نیازهای فوق الذکر را به بهترین نحو ارائه نمایند. این شاخص موقعی کارساز است که سرعت رشد جمعیت در منطقه شهری معین دقیقاً تعیین شود.
ارتباط با سایر شاخصها: این شاخصها ارتباط تنگاتنگی با سایر متغیرهای اقتصادی-اجتماعی شامل درصد جمعیت در محدوده شهری، رشد جمعیت دانشآموزی و رشد کلی جمعیت دارند، همچنین به بسیاری از شاخصهای زیستمحیطی از قبیل تغییر کاربری و زمین، برداشت آب از منابع و ایجاد زبالههای شهری ارتباط پیدا میکند.
زمینههای ناپایداری و بحرانهای زیستمحیطی ناشی از توسعه شهری در ایران:
1. آثاری که توسعه شهری بر منابع طبیعی و محیط زیست بر جای میگذارد.
2. پیآمدهای زیستمحیطی توسعه شهری نظیر ایجاد انواع آلودگی زیست محیطی از جمله آلودگی هوا، آلودگی آب، آلودگی صوتی، آلودگی خاک و ایجاد مواد زائد شهری.
3. ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ناشی از توسعه شهری.
هر یک از این ابعاد، در نوع خود میتواند زمینههای ناپایداری برای توسعه پایدار شهری به وجود آورد و یا به عبارتی دیگر ممکن است عامل تهدیدکننده برای توسعه پایدار شهری به شمار آیند.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دکتر اسفندیار زبردست
آقای دکتر محمد شیخی
اقتصاد و مدیریت شهری
طرح جامع تحقیقات شهرسازی و معماری ایران
از اهم مشکلات موجود، در عرصه شهرسازی و معماری میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
الف- در طول سالهای بعد از انقلاب و بهویژه از نیمه دوم سال 1360، در ایران تعداد مراکز تحقیقاتی و پژوهشی شهرسازی و معماری افزایش یافته است.
ب- پژوهش شهرسازی و معماری عمدتاً در حوزه بخش دولتی، سازمان یافته است و نهادهای خصوصی (مهندسین مشاور، انجمنهای صنفی و غیر دولتی) نقش بسیار ناچیزی در این عرصه داشتهاند.
ج- علاوه بر نهادها و مؤسسات پژوهشی، برخی از دستگاههای ستادی و اجرایی نیز وارد عرصه پژوهش و تحقیقات شهرسازی و معماری شدهاند که بعضاً با شرح وظایف سازمانی آنها همخوانی لازم را ندارد.
د- ارتباط علمی و پژوهشی و تبادل اطلاعات بین مؤسسات و نهادهای پژوهشی و مرتبط در عرصه شهرسازی و معماری بسیار ضعیف و در حد صفر بوده که این امر میتواند به دوبارهکاری، موازیکاری و هرزروی نیروها و امکانات در امر تحقیقات منجر شود. این امر، در رابطه با مجموعه نهادهای وزارت مسکن و شهرسازی و سپس وزارت کشور و شهرداریها بهعنوان دو بازوی اصلی پژوهش در حوزه معماری و شهرسازی نیز صدق میکند.
ه- فاصله بین چارت تشکیلاتی مصوب و موجود و ساختار نیروی انسانی مؤسسات و نهادهای پژوهشی فوق، مانع از دستیابی به اهداف آنها شده است.
و- غالب مؤسسات و مراکز پژوهشی مورد بررسی، فاقد اساسنامه و شرح وظایف مصوب یا آییننامههای مبنا، جهت هدایت روند گردش کار و مسیر طرحهای پژوهشیاند که این خود، سازماندهی به پژوهش و اجرای هدفمند آن را با مشکل مواجه ساخته است.
ز- علیرغم ناکافی بودن اطلاعات، به طور کلی میتوان گفت که بودجه و اعتبارات مؤسسات و نهادهای مورد بررسی، بسیار ناکافی بوده، به نحوی که اداره امور اجرایی آنها را با مشکلات عدیدهای مواجه کرده است.
ح- روند گردش کار طرحهای پژوهشی (از تعریف و اولویتبندی پروژه گرفته تا نظارت، بررسی و تصویب) به دلایل مذکور در بندهای «د» تا «و» بسیار ناکارآمد بوده و این مهم، در نحوه پیشرفت کار، کیفیت و محصول نهایی پروژههای تحقیقاتی مورد بررسی تأثیر بسزایی داشته است.
این طرح تحقیقاتی، بر اساس نیازها و اولویتهای پژوهشی و بر مبنای یافتههای طرح، حوزههای کلان و محورهای پژوهشی متعددی را در شهرسازی و معماری ایران ارائه داده است. همچنین بر مبنای اهداف طرح، مکانیسم اولویتبندی طرحهای پژوهشی و نیز نحوه تعریف موضوعات طرحهای پژوهشی آتی را معرفی کرده و در ادامه، روال گردش کار این طرحها و نیز نحوهی ارزیابی طرحهای پژوهشی حوزه را پیشنهاد نموده است. علاوه بر این، ساختار کلی پژوهشی معماری و شهرسازی در حوزه وزارت مسکن و شهرسازی نیز معرفی شده است.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای مهندس ناصر بنیادی
آقای دکتر جهانشاه پاکزاد
شهرسازی
اصول و ضوابط طراحی فضاهای شهری
عدم آشنایی اکثر مهندسان مشاور و به ویژه معماران، با دانش طراحی شهری و مسائل مطروحه در آن، نه فقط منجر به افراط یا تفریط در برخورد شهودی و یا عقلایی، بلکه باعث عدم تحققپذیری طرحهای زیادی شده است.
طرحهای اجراشده نیز نه فقط پاسخگوی تعامل شهروندان و فضاهای جمعی عمومی نبوده است بلکه باعث گریز شهروندان از این«اماکن» نیز شده است.
هدف خروج از سردرگمی موجود در طراحی فضاهای شهری که باعث حیف و میل انرژی و هزینهی زیادی است، ارتقای کیفی محتوا و فرم طراحی فضاهای شهری، تسهیل روند تعمیمسازی و تصمیمگیری و پاسخگویی به نیازهای فضایی شهروندان است.
اعتبار هر پژوهش، علاوه بر آنکه منوط به هدف و محصول نهایی آن میباشد، در گروی نقش و سودمندی پژوهش در جامعه نیز هست. تعیین نقش و محک زدن سودمندی پژوهش هم میسر نیست، مگر آنکه وضعیت جامعه و تغییرات آن در طول زمان را نسبت به موضوع پژوهش، حداقل با نگاهی اجمالی از نظر بگذرانیم.
در تصویر ذهنی ما، فضاهای شهری قدیم با زندگی جاری در جامعه، پیوندی استوار دارد. این امر در گذشته معلول رشد بطئی زندگی، غلبه فرهنگ همگن بر جامعه و مشترک بودن نیازهای مردم بود و باعث میشد که تصویر ذهنی مردم هر عصر از فضاهای زندگیشان از جمله فضاهای شهری، با خود این فضاها سازگار باشد. اما امروز به دلایل مختلف، شاهد در هم ریختن این سازگاری هستیم؛ از جمله:
رشد روزافزون جمعیت و تنوع در ساختارهای اجتماعی
رشد سریع و دامنهدار تکنولوژی
تغییر نظامهای اجتماعی-اقتصادی و... حاکم بر جامعه
عوامل فوق تغییر و تکثر در نیازهای اجتماعی را با چنان سرعتی به همراه داشته است که در عمل، فضاهای شهری از این قافله عقب ماندهاند. در این شرایط، طبیعی است که فرصتی برای تبلور فضایی نیازها باقی نمیماند، احساس تعلق خاطر به فضاها رنگ میبازد، فضاهای شهری بیمتولی رها میشوند، درگیر بحران هویت میگردند و قانونمندی حاکم بر شکلگیری و تغییر آنها از بین میرود؛ بدون آنکه قانونمندی جدیدی جای آن را بگیرد. در این میان، جای تعجب نیست اگر فضاهای شهری در سیطره خودروها اسیر شوند و مجالی برای حضور و تعامل شهروندان در آنها وجود نداشته باشد و فضاهای مذکور، نقش خود را در حیات مدنی مردم از دست بدهند.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دکتر کوروش گلکار
انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز
شهرسازی
طراحی شهری و جایگاه آن در سلسلهمراتب طرحهای توسعه شهری
منشاء اولیه اندیشه برنامهریزی، به اعمال حاکمیت دولت و تسهیل و توجیه دخالت دولتها در اداره امور سیاسی، نظامی و اقتصادی کشورها برمیگردد. بنابراین اولین الگوهای برنامهریزی، خصلتی کلان، اقتصادی و آمرانه داشت.
در بستر چنین شرایطی «برنامهریزی شهری» نیز در اوایل قرن بیستم با این هدف به وجود آمد که تمام فعالیتهای مربوط به توسعه و عمران شهری را، چه در حال و چه در آینده، تحت انتظام و نظارت بخش دولتی در آورد. این نوع برنامهریزی، بر پایه نظرات «برنامهریزی جامع» یا «برنامهریزی عقلانی» استوار بود که در عمل، به صورت الگوی طرحهای جامع سنتی در جهان، شهرت پیدا کرد. اما پس از چند دهه تجربه و بروز مشکلات و نتایج ناموفق طرحهای جامع در اروپا و آمریکا، از اواخر دهه 1960، نظریه برنامهریزی جامع، مورد انتقادات جدی و تجدیدنظر قرارگرفت و به جای آن، رویکرد سیستمی و نظریه برنامهریزی راهبردی (استراتژیک) در برنامهریزی شهری به کار گرفته شد. این رویکرد جدید، اگرچه دستاوردهای گرانقدری در زمینه بهبود و تکامل برنامهریزی شهری، از جمله توجه بیشتر به طراحی شهری به بار آورد، ولی در میدان تجربه، مشکلات و تنگناهای جدیدی را (به خصوص در زمینه اجرا و مدیریت طرحهای توسعه و عمران) به ظهور رساند که به پیدایش اندیشهها و اصلاحات جدیدتر منجر گردید. در حدود دهه 1980، به دنبال ظهور تحولات نوین سیاسی، اجتماعی و فکری در جامعه غربی، در عرصه برنامهریزی و طراحی شهری نیز تحولات چشمگیری صورت گرفت که الگوها و چشماندازهای کاملاً متفاوتی را در این زمینه مطرح ساخته است، از جمله میتوان به رویکرد و پارادایمهای جدید مثل برنامهریزی گامبهگام، برنامهریزی فرایندی، برنامهریزی دمکراتیک، برنامهریزی مشارکتی و برنامهریزی حمایتی اشاره کرد.
تحولات یادشده را در سه دوره میتوان دستهبندی نمود:
1. الگوی برنامهریزی جامع و طرحهای جامع
2. رویکرد برنامهریزی ساختاری–راهبردی
3. رویکرد برنامهریزی دموکراتیک و مشارکتی
به نظر میرسد که تاکنون روش دموکراتیک و مشارکتی، بیشترین توجه را به مسائل روز چون توسعه پایدار، مشارکت مردمی و عدالت اجتماعی داشته و در الگوهای جدید طرحهای توسعه شهری، توجه به مسائل طرحشده در آنها، طرح را به سوی پاسخگویی به نیازهای روز هدایت میکند. اما نکته مهم این است که این نگرشها در تهیه طرحها، تنها به مباحث کمی مورد توجه درمسائل برنامهریزانه میپردازند و آنچه بدون متولی باقی میماند، مباحث طراحی شهری است. مسائلی چون پایداری، خوانایی، سرزندگی و... که از دغدغههای طراحی شهری در محیط است و لازم است تا با ورود مباحث کیفی در طرحها، این نیازها تأمین و به آنها توجه شود. از این رو، حضور طراحی شهری به عنوان متولی مباحث یادشده جهت ارتقای کیفیت محیط شهری در کنار مباحث برنامهریزی ضروری است، چرا که امروزه حضور مردم در فضاهای شهری از اولویت اصلی برخوردار بوده و مشارکت و حضور آنها چه در مراحل تهیه طرح و چه برای تحققپذیری طرحها ضروری هستند و حفظ محیط زندگی برای نسلهای آینده، پایداری، ایمنی و سایر مقولات کیفی بدون حضور طراحی شهری ممکن نمیباشد.
شهر، مقوله پیچیدهای است که حل مشکلات آن همکاری و همفکری کلیه رشتهها و تخصصهای مربوط به آن را میطلبد. نه میتوان صرفاً مسائل فنی آن را مد نظر قرارداد و نه میتوان فقط به مسائل زیباشناختی آن توجه کرد.
هر رشته و تخصص، فقط میتواند گوشهای از واقعیت موجود را آشکار کرده و راهحل مورد نیاز را پیشنهاد کند. عدم شناسایی کلیه جوانب و ابعاد یک شهر و عدم هماهنگی میان پیشنهادهای بخشی تخصصهای مختلف، نه فقط جامعیت طرح را زیر سؤال میبرد، بلکه میتواند برای آینده شهر نیز فاجعهآمیز باشد. دانش طراحی شهری نیز فقط یکی از تخصصهایی است که از دیدگاه خود به شهر و مسائل آن میپردازد. این رشته میبایستی به عنوان یک تخصص، مکمل فعالیتهای دیگر برنامهریزی بوده و توسط بخشهای تخصصی دیگر نیز تکمیل گردد. لذا دانش طراحی شهری امروزین، فعالیت تخصصی خود را در فرایندی فرارشتهای تعقیب و تثبیت میکند. داعیه نقش هماهنگکننده و رهبر ارکستر برای طراحی شهری به همان اندازه انحرافی است که کتمان و انکار نقش مؤثری که این رشته در ارتقای کیفیت محیط شهری دارد. نه وجود طرحهایی به نام «طراحی شهری» شاهدی برای داعیه اول است و نه عدم وجود فصلی مستقل در طرحهای جامع امروزین اروپا و آمریکا دلیلی بر بیاهمیت بودن مسائل کیفی است.
خلاصه
طرح
ناظر
محقق
گروه
عنوان پروژه
آقای دکتر فیروز توفیق
معاونت پژوهشی دانشگاه تهران- امور پژوهشهای کاربردی د
شهرسازی
اندازه شهر (City Size)
مبحث اول: اندازه شهر و ملاحظات اجتماعی
در این قسمت موضوع اندازه شهر از دیدگاه جامعهشناختی مورد کنکاش و بررسی قرار میگیرد. نگاه جامعهشناختی به اندازه شهر، تأکید و کانون توجه خود را بر تأثیر اندازه شهر بر تعاملات اجتماعی و جنبهها و صور مختلف آن دارد. به این ترتیب تلاش میشود تا با بهرهگیری از مطالعات نظری و تجربی انجام شده ملاحظات اجتماعی و اندازه شهر با توجه به مباحث روابط اجتماعی، هویت اجتماعی، تضاد اجتماعی، تعلق اجتماعی، امنیت اجتماعی، بزهکاری و نیز سرمایه اجتماعی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. موارد بررسیشده در این مبحث عبارتند از:
الف- اندازه شهر و روابط اجتماعی
ب- هویت اجتماعی و فرهنگ
پ- امنیت اجتماعی و بزهکاری در شهرها
مبحث دوم: ملاحظات زیستمحیطی و اندازه شهر
در این قسمت موضوع اندازه شهر از دیدگاه زیستمحیطی مورد بررسی قرار میگیرد. با گسترش تفکر زیستمحیطی در دهههای اخیر موضوع اندازه و عملکرد شهرها و ارتباط مستقیم آن با مباحث زیستمحیطی مورد توجه و تأکید بوده است. بهاین ترتیب تلاش میشود تا با بهرهگیری از متون مرتبط مباحث مربوط به ارتباط و تأثیر ملاحظات زیستمحیطی بر تعیین اندازه شهر، نقش توانهای محیطی در تعیین اندازه شهر، نقش شرایط انسانساخت در تعیین و تحدید اندازه شهر مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به شرایط ایران آستانههای زیستمحیطی، ظرفیت تحمل و پذیرش جمعیت محیط استنتاج شده و نهایتاً ماتریس دوبعدی از تعیین اندازه شهر بر اساس ملاحظات زیستمحیطی ارائهگردد. موارد بررسیشده در این مبحث عبارتند از:
الف- ارتباط و تأثیر ملاحظات زیستمحیطی و اندازه شهر
ب- نقش توانهای محیطی در تعیین و تحلیل اندازه شهر (عوام اولیه)
پ- نقش شرایط انسان ساخت در تعیین و تحدید شهر (عوامل ثانویه)
ت-استنتاج و جمعبندی
مبحث سوم: نظریههای اندازه بهینه شهر
در این قسمت به بررسی نظریههای اندازه بهینه شهر پرداخته و در یک جمعبندی کلی نظریات مربوط به آن را به چهار گروه تقسیمبندی میکند که شامل: گروه اول، اندیشمندانی که اندازه مشخصی را به عنوان اندازه بهینه شهر پیشنهاد کردهاند. گروه دوم، اندیشمندانی که به مفهوم اندازه بهینه شهر اعتقادی ندارند. گروه سوم، اندیشمندانی که اندازه بهینهای را مطرح نمیکنند یا مفهوم اندازه بهینه شهر را به تنهایی معقول نمیدانند و معتقدند که باید به اندازه شهر در قالب سلسلهمراتب بهینه شهری نگریست. گروه چهارم، اندیشمندانی که اندازه بهینه برای شهر را در چارچوب شهرهای کوچک، میانی و یا بزرگ مطرح میکنند. در ادامه به بررسی نظریههای مرتبط با شهرهای کوچک، میانی و بزرگ و در نهایت تجارب برخی از کشورها در ارتباط با شهرهای کوچک، بزرگ و میانی را ارائه میدهد. موارد بررسیشده در این مبحث عبارتند از:
الف- نظریههای اندازه بهینه شهر (جمعبندی)
ب- نظریههای مرتبط با شهرهای کوچک، میانی و بزرگ (جمعبندی)
پ- تجارب کشورها (جمعبندی)
مبحث چهارم: نظام شهری، نخست شهری و اندازه شهر
در این قسمت چهار فصل مورد بررسی قرار میگیرد که عبارتند از: فصل اول، نظریهها و الگوهای نظام شهری مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته و در سه زمینه نظریههای فضایی نظام شهری با الگوهای ریاضی نظام شهری و نظریهها و الگوهای مربوط به رتبه-اندازه شهری طبقهبندی و ارائه گردیدهاند. فصل دوم، سلسلهمراتب و نظام شهری کشور و تحول آن در گذشته، با مروری بر توزیع و تحول تعداد و اندازههای شهری در نظام شهری کشور در سالهای سرشماری 75-1335 و نیز نظام شهری و قاعده رتبه-اندازه در ایران مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. فصل سوم، نظریههای نخست شهری و در فصل چهارم شاخصهای نخست شهری و نتایج بکارگیری این شاخصها در شرایط ایران مطرح شده است.
مبحث پنجم: مدیریت شهری و اندازه شهری
در این قسمت موضوع اندازه شهر از دیدگاه مدیریت شهری مورد کنکاش و بررسی قرارگرفته است. پس از ارائه اهداف، در فصل اول چارچوب نظری مطالعه که دربرگیرنده مفهوم مدیریت شهری و تحولات نظری در نگرش به تعیین اندازه شهرها و ارتباط آن با مدیریت شهری است در فصل اول ارائه شده است. در فصل دوم آن به بررسی تجارب کشورهای مختلف در ارتباط با اندازه شهرها و شیوه مدیریت شهری پرداخته شده است و ارتباط بین اندازه شهر و شیوه مدیریت شهری در ایران، در فصل سوم مورد بررسی قرارگرفته است. در نهایت در فصل چهارم بر اساس یافتههای مطالعه از مقایسه و جمعبندی وضعیت نظام مدیریت شهری در ایران با دیگر کشورها، راهبردها و راهکارهایی در عرصه مدیریت شهری مرتبط با اندازه شهر ارائه شده است.